بنام خداوند بخشاينده مهربان
سپاس خدايرا پروردگار جهانيان
بخشاينده مهربان
كه فرمانرواى روز رستاخيز است
خدايا تو را پرستش كنيم و از تو يارى خواهيم
ما را به راه راست هدايت فرما
راه آنانكه برايشان روزى فرستادى نه راه غضب شدگان و نه راه گمگشتگان
بنام خداوند بخشاينده مهربان
اين نامه كه ترديدى در آن نيست راهنماى پرهيزكاران است
كه به ناديده ايمان آوردند و برپاى دارند نماز را و از آنچه بدانان داده ايم ببخشند
و آن كسانى كه ايمان آوردند بدانچه بر تو و پيش از تو نازل شده است و به آخرت يقين
دارند
آنانند بر هدايتى از پروردگار خويش و آنانند رستگاران
همانا گروه كفّار يكسان است بر ايشان بترسانيشان يا نترسانيشان ايمان نياورند
مهر نهاد خدا بر دلهاشان و بر گوش ايشان و بر ديدگان ايشان است پرده اى و براى
ايشان است شكنجه بزرگ
و از مردمند گروهى كه گويند ايمان آورديم به خدا و به روز بازپسين حالى كه نيستند
مؤمنان
نيرنگ با خدا و مؤمنان مى بازند حالى كه فريب نمى دهند جز خويشتن را و درنمى يابند
در دلهاى آنان است مرضى و خدا بيفزودشان مرضى و ايشان را است عذابى دردناك بدانچه
بودند دروغ مى گفتند
و اگر گفته شود بديشان فساد نكنيد در زمين گويند نيستيم ما جز اصلاح كنندگان
همانا آنانند مفسدان و ليكن درنمى يابند
و هرگاه گفته شود بديشان ايمان آريد چنان كه ايمان آوردند مردم گويند آيا ايمان
آريم چنان كه ايمان آوردند بى خردان همانا ايشانند بى خردان و ليكن نمى دانند
و هرگاه ملاقات كنند مؤمنان را گويند ايمان آورديم و چون خلوت كنند با شياطين خود
گويند همانا ما با شمائيم نيستيم ما جز مسخره كنندگان
خدا مسخره كند بديشان و مهلتشان دهد در سركشى خود فرو روند
آنانند كه خريدند گمراهى را به هدايت پس نه سودمند شد سوداگريشان و نبودند راه
يافتگان
مثَل ايشان مثَل آن است كه افروخت آتشى تا گاهى كه روشن كرد پيرامونش را ببرد خدا
نور ايشان را و بگذاردشان در تاريكيهائى كه نمى بينند
كرانند گنگانند كورانند پس باز نمى گردند
يا مانند بارانى از آسمان كه در آن است تاريكيهائى و رعد و برقى مى نهند انگشتان
خويش را در گوشهاشان از صاعقه ها از ترس مرگ و خداوند فراگيرنده است به كافران
نزديك است برق بربايد ديدگان ايشان را هرگاه روشنائيشان دهد روان شوند در آن و گاهى
كه تاريكى افكند بر ايشان بايستند و اگر مى خواست خدا مى برد گوش و ديدگان ايشان را
همانا خداوند است بر همه چيز توانا
اى مردم پرستش كنيد پروردگار خويش را آنكه بيافريد شما و پيشينيان را شايد كه شما
پرهيزكارى كنيد
آنكه گردانيد براى شما زمين را فرش و بسترى و آسمان را سازمانى و پوششى و فرو ريخت
از آسمان آبى پس برون آورد بدان از ميوه ها روزيى براى شما پس قرار ندهيد براى خدا
همتايانى و خود مى دانيد
و اگر در شكّى هستيد بدانچه فرستاديم بر بنده خود پس بياريد سوره اى همانند آن و
بخوانيد گواهان خويش را جز خدا اگر هستيد راستگويان
پس اگر نكرديد و هرگز نمى كنيد پس بپرهيزيد آتشى را كه سوختش مردم است و سنگ آماده
شده است براى كافران
و مژده ده آنان را كه ايمان آوردند و كردار شايسته كردند كه ايشان را است باغهائى
كه روان است از زير آنها نهرها هرگاه روزيمند شوند از آن ميوه اى گويند اين است
همانكه روزيمند بوديم از پيش و آورده شدندش همانند و ايشان را است در آن زنانى پاك
شده و ايشانند در آن جاودانان
همانا پروا ندارد خدا كه مثَلى زند پشه اى تا برتر از آن پس آنان كه ايمان آوردند
دانند آن را حقّّ از نزد پروردگار خود و آنان كه كفر ورزيدند گويند آيا خدا را غرض
چه باشد از اين مثَل كه گروهى را بدان گمراه و گروهى را بدان هدايت كند حالى كه
گمراه نمى كند بدان مگر فاسقان را
آنان كه بشكنند پيمان خدا را پس از بستنش و ببرند آنچه را كه خدا دستور پيوندش داده
و فساد كنند در زمين همانا آنانند زيانكاران
چگونه كافر شويد به خدا با آنكه مردگانى بوديد كه زنده كرد شما را پس مى ميراند و
سپس زنده كند شما را پس بسوى او بازگردانيده شويد
اوست آن كه آفريد براى شما هرچه در زمين است و سپس پرداخت به آسمان و آن را هفت
آسمان ساخت و اوست به هر چيز دانا
و هنگامى كه گفت پروردگار تو به فرشتگان كه خواهم قرار داد در زمين جانشينى گفتند
آيا قرار دهى در زمين آن را كه فساد جويد در آن و خون ريزد حالى كه ما ستايش و سپاس
تو گوئيم و تو را تقديس كنيم گفت من مى دانم آنچه را كه نمى دانيد
و آموخت به آدم نامها را همگى سپس عرضشان كرد بر ملائكه و گفت خبر دهيد مرا از
نامهاى اينان اگر هستيد راستگويان
گفتند منزّهى تو نيست ما را دانشى جز آنچه تو آموختى همانا توئى دانشمند حكيم
گفت اى آدم آگهيشان ده به نامهاى آنان و گاهى كه آگهيشان داد به نامهاى آنان گفت
آيا نگفتم شما را كه من مى دانم غيب آسمانها و زمين را و مى دانم آنچه را كه فاش و
پنهان سازيد
و هنگامى كه گفتيم به فرشتگان سجده كنيد به آدم پس سجده كردند همه جز ابليس كه سر
پيچيد و بزرگى طلبيد و بود از گروه كافران
و به آدم گفتيم كه با همسر خويش در بهشت بيارام و بخوريد از آن گوارا آنچه خواهيد و
نزديك نشويد بدين درخت كه مى شويد از ستمگران
پس بلغزانيدشان شيطان و برون راندشان از آنچه بودند در آن و گفتيم فرود شويد گروهى
از شما دشمن گروهى و شما را است در زمين آرامشگاه و بهره اى تا زمانى
پس دريافت آدم از پروردگار خود سخنانى كه توبه اش پذيرفت و همانا اوست بسى توبه
پذيرنده مهربان
گفتيم فرود شويد از آن همگى هرگاه شما را راهنمائى از جانب من آيد پس آنانكه پيروى
كنند راهنمائى مرا نه برايشان است ترسى و نه اندوهگين شوند
و آنان كه كفر ورزيدند و تكذيب آيتهاى ما كردند ايشانند ياران آتش در آنند جاودانان
اى بنى اسرائيل ياد آوريد نعمتى را كه به شما ارزانى فرمودم و وفا كنيد به عهد من
وفا كنم به عهد شما و مرا پس بترسيد
و ايمان آريد بدانچه فرستادم كه مصدّق آنچه با شما است و نباشيد نخستين كس كه بدان
كفر ورزد و نفروشيد آيتهاى مرا به بهائى كم و از من پس بترسيد
و نپوشانيد حقّّ را به باطل و كتمان نكنيد حقّّّ را و شما مى دانيد
و بپاى داريد نماز را و بدهيد زكوة را و ركوع گزاريد (نماز گزاريد) با ركوع گزاران
آيا مردم را به نيكى خوانيد و خود را فراموش كنيد حالى كه مى خوانيد كتاب را آيا
بخرد نمى يابيد
و كمك جوئيد از صبر و نماز و همانا گران است آن جز بر فروتنان
آنان كه ملاقات پروردگار خويش را گمان دارند و آن كه ايشانند بسوى او بازگشت
كنندگان
اى بنى اسرائيل ياد آريد نعمتم را كه به شما ارزانى داشتم و آنكه برترى دادم شما را
بر جهانيان
و بترسيد از روزى كه انجام ندهد كسى براى كسى چيزى را و نه از كسى شفاعتى پذيرفته
شود و نه بدلى از او قبول گردد و نه ايشان يارى شوند
و زمانى كه نجات داديم شما را از آل فرعون كه روا مى داشتند بر شما شكنجه زشت را مى
كشتند به سختى پسران شما را و زنده مى گذاشتند زنان شما را و در آنتان بود آزمايشى
از پروردگار شما بزرگ
و هنگامى كه بشكافتيم براى شما دريا را پس نجات داديم شما را و غرق نموديم آل فرعون
را حالى كه بوديد نگران
و هنگامى كه ميعاد نهاديم با موسى چهل شب سپس برگرفتيد گوساله را از آن پس و بوديد
ستمگران
پس بخشوديم بر شما پس از آن باشد كه شما شكر گزاريد
و هنگامى كه داديم به موسى كتاب و فرقان را شايد رهبرى شويد
و هنگامى كه گفت موسى به قوم خود اى قوم من همانا ستم بر خود كرديد به گرفتن شما
گوساله را پس بازگرديد به آفريدگار خود و بكشيد نفوس خويش را آن بهتر است از براى
شما نزد پروردگارتان پس پذيرفت توبه شما را كه اوست توبه پذيرنده مهربان
و هنگامى كه گفتيد اى موسى ايمان نياريم به تو تا ببينيم خدا را آشكارا پس بگرفت
شما را صاعقه حالى كه بوديد نگران
سپس زنده كرديم شما را پس از مرگتان شايد كه شما شكر گزاريد
و سايبان گردانيديم بر شما ابر را و فرود آورديم بر شما «مَنّ» و «سَلوى» را بخوريد
از پاكهاى آنچه روزيتان داديم و ستم نكردند ما را ليكن بودند نفوس خويش را ستم
كنندگان
و هنگامى كه گفتيم درآئيد اين قريه را و بخوريد از آن هر جا خواهيد گوارا و درآئيد
در را سجده كنان و بگوئيد كاهشى تا بيامرزيم از براى شما لغزشهاى شما را و بزودى
بيش دهيم به نيكوكاران
پس تبديل كردند ستمگران سخن را به غير از آنچه به ايشان گفته شد پس فرستاديم بر ستم
پيشه گان شكنجه اى را از آسمان بدانچه بودند نافرمانى كنندگان
و هنگامى كه آب خواست موسى براى قوم خود پس گفتيم بزن عصايت را به سنگ پس منفجر شد
از آن دوازده چشمه كه بشناخت هر گروهى آبشخور خود را بخوريد و بنوشيد از روزى خدا و
نكوشيد در زمين فسادكنندگان
و هنگامى كه گفتيد اى موسى هرگز شكيبا نشويم بر يك خوراك پس بخوان براى ما پروردگار
خود را تا بيرون آرد براى ما از رستنيهاى زمين از سبزيش و خيارش و سيرش و عدسش و
پيازش گفت آيا تبديل كنيد آن را كه پست تر است به بهتر به شهر درآئيد (فرود آئيد)
كه شما را است آنچه را خواستيد و زده شد بر ايشان خوارى و بينوائى و بازگشتند به
خشمى از خدا اين بدان شد كه بودند كفر مىورزيدند به آيتهاى خدا و مى كشتند پيمبران
را به ناحقّّ اين بدان شد كه نافرمانى كردند و بودند تجاوزكنندگان
همانا آنان كه ايمان آوردند و آنان كه جهود شدند و ترسايان و صائبان هر كس ايمان
آرد به خدا و روز بازپسين و كردار نيك كند آنان را است پاداششان نزد پروردگارشان نه
ترسى است بر ايشان و نه اندوهگين شوند
و هنگامى كه گرفتيم پيمان شما را و برافراشتيم بر فراز شما طور را بگيريد آنچه را
به شما داديم به نيرومندى و ياد آريد آنچه را در آن است شايد پرهيزكارى كنيد
سپس پشت كرديد پس از آن كه اگر نبود فضل خدا بر شما و رحمتش هرآينه مى شديد از
زيانكاران
و همانا دانستيد آنان را كه تجاوز كردند از شما در روز شنبه كه گفتيم ايشان را
باشيد بوزينه هايى سرافكندگان
پس قرارش داديم عبرتى براى پيش روى آن و پشت سر آن و اندرزى براى پرهيزكاران
و هنگامى كه گفت موسى به قوم خود كه خدا فرمانتان دهد كه بكشيد گاوى گفتند ما را به
مسخره گيرى گفت پناه مى برم به خدا كه باشم از نادانان
گفتند بخوان پروردگارت را بيان كند براى ما چيست آن گفت او گويد همانا آن گاوى است
نه پير و نه جوان ميانه بين آن پس بكنيد آنچه را مأمور مى شويد
گفتند بخوان پروردگار خود را بيان كند براى ما چيست رنگش گفت او گويد همانا آن گاوى
است به سختى زردفام كه رنگش سرور آورد براى بينندگان
گفتند بخوان پروردگار خود را بيان كند براى ما چيست آن همانا گاو بر ما مشتبه شده
است و همانا مائيم اگر خدا خواهد هدايت يافتگان
گفت او گويد همانا آن گاوى است نه رام تا زمين را شيار كند و نه كشت را آب دهد
تندرست است نيست لكّه اى در آن گفتند اكنون حقّّ را آوردى پس سربريدندش و نزديك
نبودند آن را كنندگان
و هنگامى كه كشتيد تنى را پس بيزارى جستيد در آن و خداست بيرون آرنده آنچه بوديد
نهان كنندگان
پس گفتيم بزنيدش با پاره اى از آن چنين زنده كند خدا مُردگان را و بنماياند به شما
آيتهاى خويش را شايد بخرد آئيد
سپس سخت شد دلهاى شما پس از آن كه مانند سنگ است يا سنگين تر و همانا از سنگها است
آنچه روان گردد از آن جويها و از آنها است آنچه بشكافد پس برون آيد از آن آب و از
آنها است آنچه فرودآيد از ترس خدا و نيست خدا غافل از آنچه مى كنيد
آيا طمع داريد كه ايمان آرند به شما حالى كه بودند گروهى از ايشان مى شنيدند سخن
خدا را پس دگرگونش مى كردند از پس آنكه مى يافتندش بخرد و ايشان مى دانستند
و هرگاه ملاقات كنند مؤمنان را گويند ايمان آورديم و چون خلوت كند بعضى از ايشان با
بعضى گويند آيا حديث كنيد ايشان را بدانچه بگشود است خدا بر شما تا بدان بستيزند با
شما نزد پروردگارتان آيا بخرد نمى يابيد
آيا نمى دانند كه خدا مى داند آنچه را نهان مى كنند و آنچه را آشكار مى كنند
و از ايشانند گروهى اُمّى و مادرزاد كه نمى دانند كتاب را جز آرزو و افسانه هايى و
نيستند جز پندارندگان
پس واى بر آنان كه مى نويسند كتاب را با دستهاى خود و سپس گويند كه آن از نزد خدا
است تا بخرند بدان بهائى اندك را پس واى بر آنان از آنچه بنوشت دستهاى ايشان و واى
بر آنان از آنچه فراهم مى كنند
گفتند هرگز نرسد ما را آتش جز روزكى چند بگو آيا برگرفتيد نزد خدا پيمانى كه هرگز
نشكند خدا پيمان خود را يا گوئيد بر خدا آنچه را نمى دانيد
بلكه آن كس كه بدى را فراهم كرد و فراگرفتش گناه او آنانند ياران آتش ايشانند در آن
جاودانان
و آنانكه ايمان آوردند و كردارهاى نيك كردند آنانند ياران بهشت ايشانند در آن
جاودانان
و هنگامى كه گرفتيم پيمان بنى اسرائيل را كه پرستش نكنيد جز خدا را و به والدين
نيكى را و به نزديكان و يتيمان و بينوايان و بگوئيد با مردم گفتارى نيك و برپا
داريد نماز را و بدهيد زكات را سپس پشت كرديد جز كمى از شما حالى كه بوديد روى
گردانان
و هنگامى كه گرفتيم پيمان شما را كه نريزيد خونهاى خود را و بيرون نرانيد همديگر را
از ديار خويش پس اقرار كرديد حالى كه بوديد گواهان
سپس اينك شمائيد كه مى كشيد همديگر را و بيرون مى رانيد گروهى را از شما از خانه
هاى ايشان پشتيبانى جوئيد بر ايشان به گناه و ستم و اگر بيايند شما را اسيران فديه
از ايشان دهيد حالى كه حرام است بر شما برون راندن ايشان آيا ايمان آريد به بعض
كتاب و كفر ورزيد به بعضى پس چيست كيفر آنكه اين كار را كند از شما جز خواريى در
زندگانى دنيا و روز قيامت برگردانيده شوند بسوى اشدّ عذاب و نيست خدا غافل از آنچه
مى كنيد
آنانند كه خريدند زندگانى دنيا را به آخرت پس سبك نشود از ايشان عذاب و نه يارى
شوند
همانا داديم به موسى كتاب را و در پى آورديم پس از وى پيمبران را و داديم عيسى بن
مريم را بيّنات و مؤيدش داشتيم به روح القدس آيا هرگاه بيايد شما را پيمبرى بدانچه
نپسندد نفوستان سركشى كرديد پس گروهى را تكذيب كرديد و گروهى را مى كشتيد
و گفتند دلهاى ما نهان در پرده است بلكه لعنت كرد خدا ايشان را به كفرشان پس به كمى
ايمان آرند
هنگامى كه بيامدشان كتابى از نزد خدا كه مصدق بود آنچه را با ايشان است و بودند از
پيش پيروزى مى جستند بر آنان كه كفر ورزيدند تا گاهى كه بيامدشان بشناختند آنچه
كافر شدند بدان پس لعنت خدا باد بر كافران
چه زشت است آنچه بدان فروختند نفوس خود را كه كفر ورزند بدانچه فرستاده است خدا به
ستمگرى كه چرا مى فرستد از فضلش بر هر كه از بندگانش كه خواهد پس جلب كردند بر خود
غضبى را بر غضبى و كافران را است عذابى خواركننده
و هرگاه گفته شود بدانان ايمان آريد بدانچه خدا فرستاده است گويند ايمان آوريم
بدانچه فرو شده است بر ما و كفر ورزند به ماوراى آن حالى كه آن است حقّ تصديق كننده
آنچه با ايشان است بگو پس چرا مى كشتيد پيمبران خدا را از پيش اگر هستيد مؤمنان
و همانا بيامد شما را موسى با بينات پس برگرفتيد گوساله را پس از او حالى كه بوديد
ستمگران
و هنگامى كه گرفتيم پيمان شما را و برافراشتيم بر فراز شما طور را بگيريد آنچه را
به شما داديم به نيرومندى و بشنويد گفتند شنيديم و نافرمانى كرديم و نوشانيده شدند
در دلهاى خود گوساله را (دوستى گوساله با دلشان آميخته شد) به كفرشان بگو چه زشت
است آنچه فرمانتان دهد ايمانتان اگر هستيد مؤمنان
بگو اگر براى شما است خانه آخرت نزد خدا مختص شما جز مردم پس آرزوى مرگ كنيد اگر
هستيد راستگويان
و آرزو نكندش هيچگاه بدانچه پيش آورده است دستهاى ايشان و خدا عالم است به ظالمان
و همانا يابيشان حريص ترين مردم بر زندگى و از مشركانند آنان كه دوست دارد هر كدام
كه عمر داده شود هزار سال و نيستش دوركننده از عذاب كه سالمند باشد و خدا بينا است
بدانچه مى كنند
بگو هر كس دشمن جبرئيل باشد همانا او فرود آوردش بر دلت با دستورى از خدا مصدق آنچه
پيش روى آن است و هدايت و بشارتى از براى مؤمنان
كسى كه دشمن خدا و فرشتگان او و پيمبرانش و جبرئيل و ميكائيل باشد همانا خداوند است
دشمن كافران
و همانا فرستاديم بسوى تو نشانيهاى تابناك و كفر نورزند بدانها جز فاسقان
آيا هرگاه پيمانى بستند دور افكندش گروهى از ايشان بلكه بيشتر ايشان ايمان نياورند
و هنگامى كه بيامدشان پيكى از نزد خدا تصديق كننده آنچه با ايشان افكندند گروهى از
آنان كه داده شدند كتاب را كتاب خدا را پشت سر خود چنان كه گوئى نمى دانند
و پيروى كردند آنچه مى خواندند شياطين بر پادشاهى (كشور) سليمان و كافر نشد سليمان
و لكن شياطين كافر شدند مى آموختند به مردم جادو را و آنچه فرستاده شد بر دو فرشته
در بابل هاروت و ماروت و نمى آموختند كسى را تا مى گفتند جز اين نيست كه ما
آزمايشيم زنهار كافر مشو پس مى آموختند از آنان آنچه را جدائى بدان مى افكندند ميان
مرد و زنش و زيان نمى رساندند بدان كس را جز با اذن خدا و ياد مى گرفتند آنچه را
زيانشان داشت و سودشان نمى رسانيد و همانا دانسته بودند كه هر كس آن را بخرد نيست
او را بهره اى در آخرت چه زشت است آنچه فروختند بدان خويشتن را اگر بودند مى
دانستند
و اگر ايمان مى آوردند و پرهيزكارى مى كردند همانا ثوابى از نزد خدا بهتر است اگر
بودند مى دانستند
اى مؤمنان نگوئيد راعنا (رعايت كن ما را) و بگوئيد اُنظرنا (منظور دار ما را) و
بشنويد و كافران راست عذابى دردناك
دوست ندارند آنانكه كافر شدند از اهل كتاب و از مشركان كه فرود شود بر شما خيرى از
پروردگار شما و خدا مخصوص كند به رحمت خود هر كه را خواهد و خدا است دارنده فضلى
بزرگ
آنچه براندازيم از آيتها يا از ياد بريمش بياريم بهتر از آن يا مانند آن را آيا
ندانى كه خدا بر همه چيز تواناست
آيا ندانى كه خدا راست پادشاهى آسمانها و زمين و نيست شما را جز خدا دوست و نه
ياورى
يا خواهيد پرسيد پيمبر خود را بدانسان كه پرسيده شد موسى از پيش و آنكه تبديل كند
كفر را به ايمان همانا گم كرده است راه راست را
دوست داشتند بسيارى از اهل كتاب كه برگردانند شما را پس از ايمان شما كافران به
رشكى از نزد خود از پس آنكه آشكار شد براى ايشان حقّ پس درگذريد و گذشت كنيد تا
بيارد خدا امر خويش را همانا خدا بر همه چيز است توانا
و بپاى داريد نماز را و بدهيد زكات را و آنچه پيش فرستيد براى خود از خوبى يابيدش
نزد خدا همانا خدا است بدانچه مى كنيد بينا
و گفتند به بهشت درنيايد جز آنكو جهود است يا ترسا اين است آرزوهاى ايشان بگو
بياريد دستاويز خويش را اگر هستيد راستگويان
بلكه هر كه رويش را به خدا آورد و نيكوكار باشد او را است پاداش او نزد خدا و نه
بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين شوند
و گفتند جهودان نيستند ترسايان بر چيزى و گفتند ترسايان نيستند جهودان بر چيزى و
ايشان همى خوانند كتاب را بدينسان گفتند آنان كه نمى دانند همانا گفتار ايشان پس
خدا حكم كند ميان ايشان روز قيامت در آنچه بودند در آن اختلاف كنندگان
و كيست ستمگرتر از آنكه بازداشت است مساجد خدا را از آنكه برده شود در آنها نامش و
بكوشيد است در ويرانى آنها آنان را نرسد كه در آنها درآيند مگر هراسان ايشان را است
در دنيا خواريى و ايشان را است در آخرت عذابى بزرگ
و از آنِ خدا است مشرق و مغرب به هر سو كه روى آريد همانجا است روى خدا همانا خدا
است گشايشمند دانا
و گفتند برگرفت خدا فرزندى منزه است او بلكه او را است آنچه در آسمانها است و زمين
همگى براى اويند فروتنان
پديدآرنده آسمانها و زمين و هرگاه بگذارند امرى را جز اين نيست كه گويدش بشو پس
بشود
و گفتند آنان كه نمى دانند چرا سخن نگويد با ما خدا يا نيايد ما را آيتى بدينسان
گفتند آنان كه پيش از ايشان بودند همانند گفتار ايشان ماننده شده است دلهاى آنان
همانا بيان كرديم آيتها را براى گروهى كه يقين دارند
همانا فرستاديمت به حقّ بشارت دهنده و ترساننده و پرسيده نمى شوى تو از دوزخيان
و هرگز راضى نشوند از تو جهودان و نه ترسايان تا پيروى كنى آيين آنان را بگو همانا
هدايت خدا است هدايت و اگر پيروى كنى هوسهاى آنان را پس از آنچه بيامدت از دانش
نباشدت از خدا دوست و نه ياورى
آنان كه بديشان داديم كتاب را تلاوتش كنند حقّ تلاوت آن، آنان ايمان آرند بدان و
كسى كه كفر ورزد بدان همانا ايشانند زيانكاران
اى بنى اسرائيل ياد آريد نعمت مرا كه به شما دادم و آنكه برترى دادم شما را بر
جهانيان
و بترسيد روزى را كه كفايت نكند كسى از كسى چيزى را و نه پذيرفته شود از او بدلى و
نه سود دهدش شفاعتى و نه يارى شوند
و هنگامى كه بيازمود ابراهيم را پروردگار او با كلماتى پس به انجام رسانيد آنها را
گفت همانا گرداننده تواَم از براى مردم پيشوائى گفت و از نژاد من گفت نرسد عهد من
به ستمگران
و هنگامى كه گردانيديم خانه را بازگشتگاهى براى مردم و امنى برگيريد از مقام
ابراهيم نمازگاهى و سپرديم به ابراهيم و اسماعيل كه پاك داريد خانه مرا براى طواف
كنندگان و معتكفان و ركوع گزاران سجده كنان
و هنگامى كه گفت ابراهيم پروردگارا بگردان اين را شهرستانى امن و روزى ده اهلش را
از ثمرات آن كه ايمان آورده است از ايشان به خدا و روز بازپسين گفت و آن كس كه كفر
ورزيده است كاميابيش دهم اندكى و سپس كشانمش بسوى عذاب آتش و چه زشت است آن
بازگشتگاه
و هنگامى كه برميافراشت ابراهيم ستونهاى خانه را و اسماعيل پروردگارا بپذير از ما
همانا توئى شنونده دانا
بار پروردگارا بگردان ما را اسلام آرندگانى براى تو و از نژاد ما مردمى اسلام
آورنده براى تو و بنماى به ما عبادتهاى ما را و توبه كن بر ما كه توئى توبه پذيرنده
مهربان
بار پروردگارا و برانگيز در ايشان پيمبرى از ايشان كه تلاوت كند بر ايشان آيتهاى تو
را و بياموزدشان كتاب و حكمت را و پاكشان سازد كه توئى عزتمند حكيم
و كيست كه روى بگرداند از آئين ابراهيم جز آن كس كه تباه كرده است خويشتن را و
همانا برگزيديمش در دنيا و او است در آخرت از شايستگان
هنگامى كه بدو گفت پروردگارش اسلام آور گفت اسلام آوردم براى پروردگار جهانيان
و وصيت كرد بدان ابراهيم فرزندان خويش را و يعقوب اى فرزندان من همانا برگزيد خدا
براى شما دين را پس نميريد جز آنكه باشيد مسلمانان
يا بوديد گواهان هنگامى كه رسيد يعقوب را مرگ گاهى كه گفت به فرزندان خود چه را مى
پرستيد پس از من گفتند مى پرستيم خداى تو و خداى پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحق
را خداوندى يگانه و مائيم براى او اسلام آورندگان
اين است امّتى كه گذشت وى را است دست رنج او و شما را است دست رنج شما و پرسش نشويد
از آنچه بودند مى كردند
و گفتند جهود شويد يا ترسا تا هدايت يابيد بگو بلكه ملّت ابراهيم يكتاپرست و نبود
از شركورزندگان
بگوئيد ايمان آورديم به خدا و بدانچه فرستاده شد بسوى ما و بدانچه فرستاده شد بسوى
ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و اسباط و بدانچه داده شدند موسى و عيسى و آنچه
آورده شدند پيمبران از پروردگارشان جدائى نيفكنيم ميان هيچكدام از آنان و مائيم از
براى او اسلام آورندگان
پس اگر ايمان آوردند به مثل آنچه بدان ايمان آورديد همانا هدايت يافتند و اگر روى
گردانيدند جز اين نيست كه ايشانند در خلافى بزودى كفايت كند شما را از ايشان خدا و
او است شنواى دانا
رنگ خدا و كيست نكوتر از خدا در رنگ و مائيم براى او پرستش گران
بگو آيا در خدا با ما مى ستيزيد و او است پروردگار ما و شما و ما را است كردار ما و
شما را است كردار شما و مائيم براى او اخلاص آورندگان
يا گوئيد ابراهيم و اسماعيل و اسحق و يعقوب و سبطها بودند جهودان يا ترسايان بگو
آيا شما داناتريد يا خدا و كيست ستمگرتر از آنكه نهان كرده است گواهيى را كه نزد او
است از خدا و نيست خدا غافل از آنچه مى كنيد
اين است ملّتى كه گذشت ايشان را است دسترنجشان و شما را است دسترنج شما و پرسش
نشويد از آنچه بودند مى كردند
بزودى گويند نابخردان از مردم كه چه چيز برگردانيدشان از قبله اى كه بر آن بودند
بگو از آن خدا است مشرق و مغرب هدايت كند هر كه را خواهد به راه راست
و بدينسان گردانيديم شما را امّتى ميانه تا باشيد گواهانى بر مردم و باشد پيمبر
گواهى بر شما و ننهاديم قبله اى را كه بر آن بودى مگر تا بشناسيم آن را كه پيروى
كند پيمبر را از آنكه بر پاشنه پاى خود برگردد و همانا گران است آن مگر بر آنان كه
هدايت كرده است خدا و نيست خدا تباه كننده ايمان شما همانا خداوند است به مردم رؤوف
مهربان
هر آينه ديديم گردش (بى تابى) روى تو را بسوى آسمان همانا خواهيم گردانيد تو را
بسوى (يا ارزانى داشت به تو) قبله اى كه راضى از آن باشى پس بگردان رويت را بسوى
مسجد حرام و هر جا باشيد بگردانيد رويهاى خود را بسوى آن و آنان كه داده شدند كتاب
را هر آينه دانند كه آن است حقّ از پروردگارشان و نيست خدا غافل از آنچه مى كنند
و اگر بيارى آنان را كه كتاب را داده شدند هر آيتى هرآينه پيروى نكنند قبله تو را و
نه توئى پيروى كننده قبله آنان و نه بعضى از ايشان است پيرو قبله بعضى و اگر پيروى
كنى هوسهاى آنان را پس از آنچه بيامده است تو را از دانش همانا باشى از ستمگران
آنان كه بديشان داديم كتاب را بشناسندش چنان كه بشناسند فرزندان خويش را و همانا
گروهى از ايشان فروپوشند حقّ را حالى كه مى دانند
حقّ از پروردگار تو است پس نباش از شكّ كنندگان
و هر كدام را وجهه اى (سوئى) است كه بدان روى آورنده پس مسابقه كنيد بسوى خيرات
هرجا باشيد بيارد شما را همگى خدا زيرا خدا است بر همه چيز توانا
و هرگاه (يا هرجا) برون رفتى پس بگردان روى خود را بسوى مسجد حرام و همانا آن است
حقّ از پروردگار تو و نيست خدا غافل از آنچه مى كنيد
و هرگاه (يا هرجا) برون رفتى پس بگردان روى خود بسوى مسجد حرام و هر جا باشيد
بگردانيد رويهاى خود را بسوى آن تا نباشد مردم را بر شما دستاويزى مگر آنان كه ستم
كردند از ايشان پس نترسيد از ايشان و مرا بترسيد و تا تمام كنم نعمتم را بر شما و
شايد هدايت يابيد
چنان كه فرستاديم بر شما فرستاده اى از شما كه مى خواند بر شما آيتهاى ما را و
پاكيزه مى سازد شما را و مى آموزد به شما كتاب و حكمت را و مى آموزد شما را آنچه
نبوديد بدانيد
پس ياد كنيد مرا ياد كنم شما را و سپاس گزاريد براى من و به من كفر نورزيد
اى آنان كه ايمان آورديد كمك جوئيد از صبر و نماز همانا خداوند است با صبركنندگان
و نگوئيد بدانان كه كشته شدند در راه خدا مردگان بلكه زندگانند و ليكن درنمى يابيد
و هرآينه بيازمائيم شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كاهشى از مالها و جانها و
ميوه ها و مژده ده به صبركنندگان
آنان كه هرگاه پيشامدى بديشان رسد گويند ما از خدائيم و مائيم بسوى او بازگردندگان
آنانند كه بر ايشان است درودهائى از پروردگارشان و رحمتى و آنانند هدايت شدگان
همانا صفا و مروه از شعارها (پرستشگاه ها)ى خدا است پس كسى كه حجّ بيت كند يا عمره
به جا آورد نيست بر او باكى كه طواف كند بر آنها و كسى كه خواستار نكوئى شود همانا
خداست سپاسگزار دانا
همانا آنان كه كتمان مى كنند آنچه را فرستاديم از نشانيها و راهنمائى پس از آنكه
بيانش كرديم براى مردم در كتاب آنان را لعن كند خدا و لعن كنند لعن كنندگان
مگر آنان كه بازگشتند و درستى كردند و بيان كردند كه بر ايشان بازگشت كنم و منم
بازگشت كننده مهربان
همانا آنان كه كفر ورزيدند و مُردند حالى كه كافرند بر ايشان است لعنت خدا و
فرشتگان و مردم همگى
جاودانان در آن نه كاسته شود از ايشان عذاب و نه مهلت داده شوند
و خداى شما خداوند يكتا است نيست خدائى جز او بخشنده مهربان
همانا در آفرينش آسمانها و زمين و گردش شب و روز و كشتيى كه روان شود در دريا
بدانچه سود دهد به مردم و آنچه فرو فرستاده است خدا از آسمان از آبى كه زنده ساخته
است بدان زمين را پس از مُردنش و پراكنده است در آن از هر جنبنده اى و گردش بادها و
ابرى كه مسخّر است ميان آسمان و زمين همانا آيتهائى است براى قومى كه بخرد يابند
و از مردمند گروهى كه برگيرند جز خدا همتايانى دوستشان دارند مانند دوستى خدا و
آنان كه ايمان آوردند سخت ترند در دوستى خدا و اگر مى ديدند آنانكه ستم ورزيدند
گاهى كه بينند عذاب را آنكه نيرو از آن خدا است همگى و آنكه خدا است سخت شكنجه
هنگامى كه بيزارى جستند آنان كه پيروى شدند از آنان كه پيروى كردند و نگريستند عذاب
را و گسيخته شد از ايشان رشته ها
و گويند آنان كه پيروى كردند كاش ما را بازگشتى مى بود تا بيزارى مى جستيم از ايشان
بدانسان كه بيزارى جستند از ما بدينگونه بنمايدشان خدا كردارهاى ايشان را حسرتهائى
بر ايشان و نيستند برون روندگان از آتش
اى مردم بخوريد از آنچه در زمين است حلال پاك و پيروى نكنيد گامهاى شيطان را كه او
شما را دشمنى است آشكار
جز اين نيست كه شما را امر كند به بدى و فحشاء و اينكه گوئيد بر خدا آنچه را نمى
دانيد
و اگر گفته شود بديشان پيروى كنيد آنچه را خدا فرستاده گويند بلكه پيروى كنيم آنچه
را يافتيم بر آن پدران خويش را و اگر چه باشند پدرانشان نه چيزى را تعقّل كنند و نه
هدايت يابند
و مثَل آنان كه كفر ورزيدند مثَل آن كس است كه بانگ زند بر حيوانى كه نمى شنود جز
فراخواندن و بانگ زدن را كرانند گنگانند كورانند كه تعقل نمى كنند
اى آنان كه ايمان آورديد بخوريد از پاكهاى آنچه روزى داديم به شما و سپاس گزاريد
براى خدا اگر هستيد او را پرستش كنندگان
جز اين نيست حرام كرد بر شما مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را برده شده است بر آن
نام جز خدا پس اگر كسى ناچار شود نه ستم كننده و نه تجاوزكننده نيست گناهى بر او
همانا خداوند است آمرزنده مهربان
همانا آنان كه كتمان كنند آنچه را خدا فرستاده است از كتاب و بفروشندش به بهائى كم
آنان نمى خورند در شكمهاى خويش جز آتش و نه سخن گويد با ايشان خدا روز قيامت و نه
پاك سازدشان و ايشان را است عذابى دردناك
آنانند كه خريدند گمراهى را به هدايت و عذاب را به مغفرت شگفتا چه بردبارند بر آتش
اين بدان است كه فرستاد خدا كتاب را به حقّ و آنان كه اختلاف كردند در كتاب همانا
ايشانند در ستيزشى دور
نيكى آن نيست كه گردانيد رويهاى خود را بسوى مشرق و مغرب ليكن نكوكار آن است كه
ايمان آورده است به خدا و به روز بازپسين و فرشتگان و كتاب و پيمبران و داده است
مال را با همه دوستى آن به نزديكان و يتيمان و بينوايان و درماندگان و دريوزگان و
در راه آزادكردن بندگان و بپاى داشته است نماز را و داده است آكو را و آنان كه وفا
به پيمان كنند هرگاه پيمان بندند و بردباران در پريشانى و رنجورى و هنگام ترس جنگ
آنانند كه راست گفته اند و آنانند پرهيزكاران
اى گروه مؤمنان نوشته شده است بر شما قصاص (خونخواهى) در كشتگان آزاد به آزاد و
بنده به بنده و زن به زن و آن كس كه بخشيده شده است بدو از برادرش چيزى پس پيروى
كردن خوبى و پرداختنى بدو به نكوئى اين كاهشى است از پروردگار شما و رحمتى پس آنكه
تعدّى كند پس از اين او را است عذابى دردناك
و شما را است در قصاص (خون خواستن) زندگانيى اى خردمندان شايد پرهيزكارى كنيد
نوشته شده است بر شما گاهى كه برسد يكى از شما را مرگ اگر مالى باز گذاشته است
وصيّت براى والدين و نزديكان بخوبى حقّى است بر پرهيزكاران
پس آنكو بگرداندش پس از شنيدنش همانا گناه آن بر آنان است كه بگردانندش همانا خدا
شنواى دانا است
و كسى كه بترسيده است از وصيّت كننده ستم يا گناهى را پس اصلاح افكنده است ميان
ايشان پس نيست گناهى بر او همانا خدا است آمرزنده مهربان
اى گروه مؤمنان نوشته شده است بر شما روزه بدانسان كه نوشته شده است بر آنان كه پيش
از شما بودند شايد پرهيزكارى كنيد
روزكى چند و هر كس از شما بيمار يا در سفرى باشد پس چند روز از روزهاى ديگر و بر
آنان كه نتوانندش فديه است خوراك بينوائى و آن كس كه خواستار نكوئى شود بهتر است او
را و روزه بگيريد بهتر است از براى شما اگر بدانيد
ماه رمضان كه فرو شد در آن قرآن راهنمائى براى مردم و تابشهائى يا نشانيها از هدايت
و فرقان پس هر كس شهر باشد از شما در اين ماه روزه بگيردش و آن كس كه بيمار يا در
سفرى باشد چند روز از روزهاى ديگر خدا بر شما آسانى خواهد و نخواهد براى شما سختى
را و تا به انجام رسانيد شما را و تا بزرگ شمريد خدا را بدانچه رهبريتان كرد و شايد
شكر گزاريد
و هرگاه پرسندت بندگان من از من همانا منم نزديك اجابت كنم دعاى آنكه مرا خواند پس
بپذيرند از من و ايمان آورند به من شايد رهبرى شوند
حلال شد براى شما شب روزه درآميختن با زنان خود آنانند پوشاك شما و شمائيد پوشاك
آنان دانست خدا كه بوديد شما خيانت مىورزيديد با خويشتن پس توبه كرد بر شما و
ببخشود بر شما اكنون درآميزيد با آنان و بخواهيد آنچه را خدا براى شما نوشت و
بخوريد و بنوشيد تا پديدار شود براى شما رشته سفيد از رشته سياه در بامدادگاه سپس
به انجام رسانيد روزه را تا شب و درنياميزيد با آنان حالى كه معتكفيد در مساجد اين
است حدود خدا زنهار بدانها نزديك نشويد بدينسان بيان كند خدا آيتهاى خويش را براى
مردم شايد پرهيزكارى كنند
و نخوريد مالهاى خويش را ميان خويش به بيهوده و نيفكنيد آنها را بسوى فرمانداران تا
بخوريد پاره اى از اموال مردم را به گناه حالى كه خود مى دانيد
پرسندت از ماه هاى تو بگو آنها گاهنماهائى است براى مردم و حجّ و نيست نكوئى كه
درآئيد به خانه ها از پشت آنها بلكه نكوكار آن است كه پرهيزكارى كند و به خانه ها
درآئيد از درگاه هاى آنها و بترسيد خدا را باشد رستگار شويد
و پيكار كنيد در راه خدا آنان را كه پيكارتان كنند و تجاوز نكنيد كه خدا دوست ندارد
تجاوزگران را
و بكشيدشان هر جا كه يابيدشان و برون كنيدشان بدانسان كه برون كردندتان و آشوب و
نيرنگ سخت تر است از كشتن و پيكارشان نكنيد نزد مسجد حرام تا پيكارتان كنند در آن
پس اگر كشتند شما را بكشيد ايشان را چنين است كيفر كافران
و اگر دست كشيدند همانا خداوند است آمرزنده مهربان
و نبرد كنيد با ايشان تا نماند آشوبى و بشود دين از آن خدا پس اگر دست برداشتند
همانا نيست ستمى مگر بر ستمگران
ماه ارجمند (يا حرام) به ماه ارجمند و ارجمنديها (حرمتها) برابر است پس آن كس كه
تجاوز كند بر شما تجاوز كنيد بر او برابر آنچه بر شما تجاوز كرده است و بترسيد خدا
را و بدانيد كه خدا است با پرهيزكاران
و ببخشيد در راه خدا و خود را با دست خود به پرتگاه نيفكنيد و نكوئى كنيد كه خدا
دوست دارد نكوكاران را
به انجام رسانيد حج و عمره را براى خدا و اگر بازداشته شديد پس آنچه فراهم شود از
قربانى و نتراشيد سرهاى خويش را تا برسد قربانى به جايگاه خود و آن كس از شما كه
بيمار يا به او آزارى از سرش باشد پس فديه اى از روزه يا صدقه يا قربانى تا گاهى كه
ايمن شديد پس هر كس متمتع شده است عمره را بسوى حجّ پس آنچه فراهم شود از قربانى و
آنكس كه نيابد پس روزه سه روز در حجّ و هفت روز گاهى كه بازگرديد اينك ده روز كامل
اين براى آن كس است كه نيستند خاندان او نزديك مسجد حرام و بترسيد خدا را و بدانيد
كه خداوند است سخت شكنجه
حجّ ماه هائى است دانسته پس آنكه حجّ در آنها كند نه آميزش نه نافرمانى و نه ستيزه
كردنى است در حج و آنچه خوبى كنيد ميداندش خدا و توشه برگيريد كه بهترين توشه ها
تقوى است و بترسيد مرا اى خردمندان
نيست بر شما باكى كه بخواهيد فزونيى از پروردگار خود سپس گاهى كه كوچ كرديد از
عرفات پس ياد خدا كنيد نزد مشعر حرام و ياد او كنيد بدانسان كه رهبرى كرد شما را و
اگر چه بوديد پيش از آن همانا از گمراهان
سپس كوچ كنيد بدانسان كه كوچ كردند مردم و استغفار كنيد خدا را كه خدا است آمرزنده
مهربان
و هنگامى كه جاى آورديد عبادات خويش را پس ياد كنيد خدا را مانند يادكردن پدران
خويش يا سخت تر و از مردم است كسى كه گويد پروردگارا بده ما را در دنيا و نيستش در
آخرت بهره اى
و از آنان است آنكه گويد پروردگارا بده ما را در دنيا نكوئى و در آخرت نكوئى و
نگهدار ما را از عذاب آتش
آنان را است بهره اى از آنچه فراهم كردند و خدا است شتابنده در حساب
و ياد كنيد خدا را روزهائى چند پس آن كس كه بشتابد در دو روز نيست بر او گناهى و آن
كس كه دير كند نيست بر او گناهى براى آن كس كه پرهيز كرده است و بترسيد خدا را و
بدانيد كه بسوى او گرد آورده شويد
و از مردم است آنكه شگفت آورد تو را سخنش در زندگانى دنيا و گواه گيرد خدا را بر
آنچه در دل او است و او است سخت ترين دشمنان
و هرگاه پشت كند بكوشد در زمين تا فساد كند در آن و نابود كند كِشت و نژاد را و خدا
را خوش نيايد فساد
و هرگاه بدو گفته شود بترس از خدا بگيردش تكبر به گناه بس است وى را دوزخ و چه زشت
است آرامشگاه
و از مردم است آنكه بفروشد خود را در پى خوشنودى خدا و خداوند است مهربان به بندگان
اى گروه مؤمنان اندرآئيد به صلح همگى و پيروى نكنيد گامهاى شيطان را كه او است براى
شما دشمنى آشكار
و اگر لغزيديد از پس آنكه بيامده است شما را نشانيها پس بدانيد كه خدا است عزّتمند
حكيم
آيا انتظار دارند جز آنكه بيايدشان خدا در سايبانهائى از ابر و فرشتگان و بگذرد كار
و بسوى خدا بازگردانيده شوند كارها
بپرس بنى اسرائيل را چند آورديمشان از آيتهاى پديدار و كسى كه تبديل كند نعمت خدا
را پس از آنكه بيامدستش همانا خدا است سخت شكنجه
آراسته شد براى كافران زندگانى دنيا و مسخره كنند به مؤمنان و آنان كه پرهيزكارى
كرده اند برتر از ايشانند روز قيامت و خدا روزى دهد هر كه را كه خواهد بى حساب
بودند مردم يك امت پس برانگيخت خدا پيمبران را بشارت دهندگان و ترسانندگان و فرستاد
با ايشان كتاب را به حقّ تا حكم كند ميان مردم در آنچه اختلاف كردند در آن و اختلاف
نكردند در آن مگر آنان كه داده شدندش پس از رسيدن نشانيها بديشان به ستمى ميان خويش
پس هدايت كرد خدا مؤمنان را بدانچه اختلاف كردند در آن از حقّ به اذن خود و خدا
هدايت كند هر كه را خواهد به راه راست
يا گمان كرديد كه به بهشت درآئيد و هنوز نيامده است شما را نمونه آنان كه پيش از
شما بودند كه بديشان رسيد پريشانى و رنجورى و بر خود لرزيدند تا گفت پيمبر و آنان
كه ايمان آورده و با او بودند چه وقت است يارى خدا همانا يارى خدا است نزديك
پرسندت چه را انفاق كنند بگو آنچه انفاق كنيد از مال پس براى والدين و نزديكان و
يتيمان و بينوايان و درماندگان راه است و آنچه نيكى كنيد همانا خداوند است بدان
دانا
نوشته شد بر شما جنگ و آن ناپسند شما است و چه بسا ناخوش داريد چيزى را و آن است
خوب براى شما و چه بسا دوست داريد چيزى را و آن است بد براى شما و خدا مى داند و
شما نمى دانيد
پرسندت از ماه حرام جنگ كردن در آن بگو جنگ كردن در آن گران است و بازداشتن است از
راه خدا و كفر است بدو و به مسجد حرام و برون راندن مردمش از آن بزرگتر است نزد خدا
و فتنه بزرگتر است از كشتن و پيوسته همى جنگ كنند با شما تا بازگردانند شما را از
كيشتان اگر بتوانند و كسى كه بازگردد از كيش خود پس بميرد حالى كه او است كافر آنان
تباه شده است كردارشان در دنيا و آخرت و آنانند ياران آتش در آنند جاودانان
همانا آنان كه ايمان آوردند و آنان كه هجرت كردند و جهاد كردند در راه خدا اميد
دارند رحمت خدا را و خداست آمرزنده مهربان
پرسندت از باده و قمار بگو در آنها است گناهى بزرگ و سودهائى براى مردم و گناه آنها
بزرگتر است از سود آنها و پرسندت چه چيز انفاق كنند بگو گذشت يا فزونى را چنين بيان
كند خدا براى شما آيات را شايد بينديشيد
در دنيا و آخرت و پرسندت از يتيمان بگو كارسازى ايشان بهتر است و اگر با آنان
اختلاط كنيد پس برادران شمايند و خدا مى شناسد تبهكار را از كارساز و اگر مى خواست
خدا به ستوه مى آورد شما را و خدا است عزّتمند حكيم
و همسر نگيريد زنان مشركه را تا ايمان آرند و همانا يك كنيزك مؤمنه بهتر است از زنى
مشركه اگر چه شيفته سازد شما را و همسر نگيريد مردان مشرك را تا ايمان آرند و همانا
بنده مؤمن بهتر است از مشرك و اگر چه شگفت آورد شما را آنان دعوت كنند بسوى آتش و
خدا دعوت كند بسوى بهشت و آمرزش به فرمان او و بيان كند آيتهاى خويش را براى مردم
شايد يادآور شوند
پرسندت از حيض (خون زنان) بگو آن آزارى است پس كناره گيريد زنان را در حيض و نزديكى
نكنيد با ايشان تا پاك شوند سپس گاهى كه پاك شدند نزديكى كنيد با ايشان بدانسان كه
خدا دستورتان داده است همانا خدا دوست دارد توبه كنندگان و دوست دارد پاكيزگى جويان
را
زنان شما كشتزار شمايند پس به كشتزار خويش درآئيد هر جا خواهيد و پيش فرستيد براى
خود و بترسيد خدا را و بدانيد شمائيد ملاقات كننده او و بشارت ده به مؤمنان
نگردانيد خدا را آماج سوگندهاى خويش كه نكوكارى كنيد و پرهيزكارى كنيد و كارسازى
كنيد ميان مردم و خدا است شنواى دانا
نگيرد شما را خدا به ياوه گويى در سوگندهاى شما و ليكن بگيردتان بدانچه فراهم كرده
است دلهاى شما و خدا است آمرزنده بردبار
براى آنان كه به سوگند از زنان خود كناره گيرى كنند انتظار چهار ماه است پس اگر
بازگشتند همانا خدا است آمرزنده مهربان
و اگر خواستار طلاق شدند همانا خدا است شنواى دانا
و زنان طلاق گرفته در انتظار نگه دارند خويشتن را مدت سه پاك شدن و روا نيست آنان
را كه نهان دارند آنچه بيافريده است خدا در رحمهاى ايشان اگر ايمان دارند به خدا و
روز آخر شوهران ايشان سزاوارترند به بازگردانيدشان در آن اگر خواستار آشتى شدند و
براى آن زنان است مثل آنچه بر آنان است به متعارف و مردان را است بر فراز ايشان
پايه اى و خدا است عزّتمند حكيم
طلاق دو بار است پس نگه داشتنى به خوبى يا رها ساختنى با نيكى و روا نيست شما را كه
بازستانيد از آنچه بدانان داده ايد چيزى را مگر آنكه بترسند كه بپاى ندارند حدود
خدا را و اگر ترسيديد كه بپاى ندارند حدود خدا را نيست باكى بر آنان در آنچه زن به
فديه دهد (كابين بخشد و جان آزاد سازد) اين است حدود خدا پس تجاوز نكنيد آنها را و
هر كه تجاوز كند حدود خدا را آنانند ستمكاران
و اگر طلاقش داد پس وى را روا نيست از آن پس تا درآميزد با شوهرى جز او سپس اگر
طلاقش داد نيست باكى بر آنان كه بازگردند به همديگر اگر پنداشتند كه بپاى مى كنند
حدود خدا را اين است حدود خدا بيان سازدش براى قومى كه مى دانند
و اگر طلاق داديد زنان را و رسيدند به سرآمد خويش پس نگه داريدشان بخوبى يا رهاشان
كنيد بخوبى و نگهدارى نكنيد آنان را به آزار تا ستم كنيد و آنكه اين كار را كند ستم
كرده است خويشتن را و نگيريد آيتهاى خدا را به مسخره و ياد آريد نعمت خدا را بر شما
و آنچه فرستاده است بر شما از كتاب و حكمت كه اندرز دهد شما را بدان و بترسيد خدا
را و بدانيد كه خدا است به هر چيزى دانا
و هنگامى كه طلاق داديد زنان را و رسيدند به سرآمدشان پس بازنداريد آنان را از آنكه
همسر شوند با شوهران خويش اگر تراضى كنند فى ما بَين خويش به خوبى بدين اندرز داده
شود آن كس از شما كه ايمان دارد به خدا و روز بازپسين اين پاكتر است براى شما و
پاكيزه تر و خدا مى داند و شما نمى دانيد
و مادران شير دهند كودكان خويش را دو سال كامل براى كسى كه بخواهد تمام كند شير
دادن را و بر مولودله (پدر كودك) است خوراك و پوشاك آنان به متعارف تكليف نشود كسى
جز به اندازه توانائيش آزار نشود مادر به كودكش و نه مولودله (پدر) به فرزندش و بر
وارث است مانند اين پس اگر خواستند از شير بازگرفتن را با تراضى و مشاورت هر دو
باكى بر آنان نيست و اگر براى كودكان خود شيرده خواستيد باكى بر شما نيست اگر
بپردازيد آنچه را دهيد بخوبى و بترسيد خدا را و بدانيد كه خدا بدانچه مى كنيد بينا
است
و آنان كه بميرند از شما و بازمى گذارند زنانى در انتظار بگذارند آن زنان خويشتن را
چهار ماه و ده روز تا گاهى كه به سرآمد خود رسيدند باكى نيست بر شما در آنچه در
باره خود كنند به نيكى و خدا بدانچه مى كنيد دانا است
و نيست باكى بر شما در آنچه بدان اشارت كرده ايد به خواستگارى زنان يا نهان داشته
ايد نزد خويشتن (در دل خويش) دانست خدا كه خواهيد سخن گفت با آنان و ليكن وعده
ندهيد ايشان را در خلوت (پنهانى) مگر آنكه بگوئيد گفتارى متعارف و نبنديد گره نكاح
را (زناشوئى را) تا برسد نامه به سررسيد خود و بدانيد كه خدا مى داند آنچه را در
دلهاى شما است پس بترسيدش و بدانيد كه خدا است آمرزنده بردبار
نيست باكى بر شما اگر طلاق دهيد زنان را مادامى كه دست بديشان نرسانيده يا چيزى
براى ايشان معين نكرده باشيد و بهره مندشان (برخوردارشان) كنيد بر توانگر است به
مقدار توانائيش و بر تنگدست است به اندازه قدرتش بهره به خوبى حقى است بر نكوكاران
و اگر طلاقشان داديد پيش از آنكه دست بدانان رسانيد حالى كه فريضه اى براى آنان فرض
كرده باشيد (كابينى بسته باشيد) پس نيمى از آنچه فرض كرده ايد مگر آنكه ببخشند يا
ببخشد آنكه به دست اوست گره زناشوئى و ببخشيد نزديكتر است به تقوى و فراموش نكنيد
نكوكارى را ميان خود همانا خدا بدانچه مى كنيد بينا است
مواظبت كنيد بر نمازها و نماز ميانه و بپاى ايستيد براى خدا فروتنان
و اگر ترسيديد پس پيادگان يا سواران تا گاهى كه ايمن شديد ياد كنيد خدا را بدانچه
بياموخت شما را آنچه نمى دانستيد
و آنان كه مى ميرند از شما و باز مى گذارند زنانى وصيّتى است براى زنانشان بهره اى
تا يك سال بى برون كردن پس اگر برون شدند نيست باكى بر شما در آنچه درباره خويش
كرده اند به متعارف و خدا است عزّتمند حكيم
و براى زنان طلاق گرفته است بهره به متعارف حقّى است بر پرهيزكاران
چنين بيان كند خدا آيتهاى خود را براى شما شايد تعقّل كنيد
آيا نديدى آنان را كه برون شدند از كشور خود حالى كه هزاران بودند از ترس مرگ پس
بديشان گفت خدا بميريد سپس زنده كردشان همانا خدا است خداوند افزايش و بخشايش بر
مردم و ليكن بيشتر مردم سپاس نمى گزارند
و جنگ كنيد در راه خدا و بدانيد كه خدا است شنواى دانا
كيست آنكه وام دهد خدا را وامى نيكو تا بيافزايدش براى او چندين برابر و خدا تنگى و
گشايش دهد و بسوى او بازگردانيده مى شويد
آيا ننگرى بدان گروه از بنى اسرائيل پس از موسى هنگامى كه گفتند به پيمبرى كه ايشان
را بود برانگيز براى ما پادشاهى (فرماندهى) تا جنگ كنيم در راه خدا گفت آيا چنين
نيستيد كه اگر جنگ بر شما نوشته شود نكنيد گفتند چه شود ما را كه پيكار نكنيم در
راه خدا و برون رانده شديم از خانمان و فرزندان خويش امّا گاهى كه نوشته شد بر
ايشان جنگ پشت كردند جز كمى از ايشان و خدا دانا است به ستمگران
و گفت بديشان پيغمبرشان همانا خدا برانگيخت براى شما طالوت را پادشاهى گفتند چگونه
وى را بر ما فرمانروائى باشد و ما سزاوارتريم از او به پادشاهى و داده نشده است
گشايشى در مال گفت همانا خدا برگزيدش بر شما و بيفزودش عظمتى در دانش و پيكر و خدا
دهد پادشاهيش را به هر كه خواهد و خدا است گشايشمند دانا
و گفت بديشان پيمبرشان همانا نشانى پادشاهى او آن است كه بيايد شما را تابوت در آن
آرامشى از پروردگار شما و بازمانده اى از آنچه بازگذاردند خاندان موسى و هارون كه
حمل كنندش فرشتگان همانا در اين است نشانيى براى شما اگر هستيد مؤمنان
و هنگامى كه سان داد و براند طالوت سپاه را گفت هرآينه خداوند است آزماينده شما به
وسيله جويى تا هر كس بنوشد از آن نباشد از من و آن كس كه نچشدش از من باشد مگر آنكه
با دست خويش كفى از آن برگيرد پس نوشيدند از آن جز كمى از ايشان سپس گاهى كه بگذشت
از آن او و آنان كه ايمان آورده بودند با او گفتند نيست ما را نيرويى امروز برابر
جالوت و لشكرش گفتند آنان كه مى پنداشتند كه ايشانند ملاقات كننده خدا چه بسا گروهى
كم پيروز شدند بر گروهى بسيار به اذن خدا و خدا است با شكيبايان
و هنگامى كه برابر شدند با جالوت و سپاهش گفتند پروردگارا بريز بر ما شكيبايى را و
استوار ساز پاهاى ما را و يارى كن ما را بر گروه كافران
پس شكستشان دادند به اذن خدا و كشت داود جالوت را و داد خدا بدو پادشاهى و حكمت را
و بياموختش از آنچه مى خواست و اگر نبود بركناركردن خدا مردم را بعضى را با بعضى
هرآينه تباه مى شد زمين و ليكن خدا داراى فضل است بر جهانيان
اين است آيتهاى خدا كه مى خوانيمش بر تو به حقّ و همانا توئى از فرستادگان
اينك پيمبران برترى داديم بعضيشان را بر بعضى از آنان است آنكه سخن گفت با او خدا و
بالا برد بعضى را از ايشان پايه هائى و داديم به عيسى ابن مريم نشانيها را و مؤيّدش
داشتيم به روح القدس و اگر مى خواست خدا هرآينه كارزار نمى كردند آنان كه پس از
ايشانند از پس آنچه بيامدشان نشانيها و لكن اختلاف كردند پس بعضى از ايشان ايمان
آوردند و بعضى كفر ورزيدند و اگر مى خواست خدا كارزار نمى كردند و ليكن خدا مى كند
آنچه را بخواهد
اى آنان كه ايمان آورديد انفاق كنيد از آنچه شما را روزى داديم پيش از آنكه بيايد
روزى كه نيست در آن سوداگرى و نه دوستى و نه شفاعتى و كافرانند ستمگران
خدا كه نيست خداوندى جز او زنده پاينده نگيردش خمار و نه خوابى (يا بيدارى و خوابى)
او را است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمين كيست كه شفاعت كند به نزدش جز با اذن
او مى داند آنچه را پيش روى ايشان و آنچه را پشت سر ايشان است و فرانگيرند به چيزى
از دانش او جز بدانچه خواهد فراگرفته است كرسيش آسمانها و زمين را و بر او گران
نيايد نگهدارى آنها و او است برتر بزرگوار
نيست به ناخواه واداشتنى در دين همانا آشكار شد رهبرى از گمراهى پس آنكه كفر ورزد
به ستمگر و ايمان آورد به خدا همانا چنگ زده است به دست آويزى استوار كه نيستش
گسيختنى و خدا است شنواى دانا
خدا دوست آنان است كه ايمان آوردند برون آردشان از تاريكيها بسوى روشنائى و آنان كه
كفر ورزيدند دوستانشان ستمگرانند كه برون رانندشان از روشنائى بسوى تاريكيها آنانند
ياران آتش در آنند جاودانان
آيا نديدى آن را كه ستيزه كرد با ابراهيم درباره پروردگارش زيرا كه خدا داده بودش
پادشاهى را هنگامى كه گفت ابراهيم پروردگار من آن است كه زنده كند و بميراند گفت من
زنده كنم و بميرانم ابراهيم گفت همانا خدا بياورد خورشيد را از خاور پس بيارش از
باختر پس سراسيمه شد آنكه كفر ورزيد و خدا هدايت نكند گروه ستمگران را
يا مانند آنكه بگذشت بر شهرى كه فرو خوابيده بود بر ستونها (يا بر پوشهاى) خود گفت
كى (چگونه) خدا زنده كند اين را پس از مردنش پس بميرانيدش خدا صد سال سپس برانگيختش
گفت چند مانده اى گفت مانده ام روزى يا پاره اى از روز گفت بلكه مانده اى صد سال پس
بنگر به خوراك و نوشابه خويش كه بويش نگشته و بنگر به درازگوش خود و تا بگردانيمت
آيتى براى مردم و بنگر به استخوانها چگونه پيوند كنيم سپس آنها را به گوشت پوشانيم
پس هنگامى كه آشكار شد براى او گفت مى دانم كه خدا به هر چيز است توانا
و هنگامى كه گفت ابراهيم پروردگارا بنمايانم چگونه زنده كنى مردگان را گفت مگر
ايمان نياوردى گفت بلى و ليكن تا آرام گيرد دلم گفت پس برگير چهار مرغ را و پاره
گردان آنها را به نزد خود پس بگذار فراز هر كوهى از آنها پاره اى را پس فراخوانشان
بيايندت به دويدن و بدان كه خدا است عزتمند حكيم
مثَل آنان كه بخشند مال خود را در راه خدا مانند دانه است كه بروياند هفت خوشه در
هر خوشه صد دانه و خدا چند برابر كند براى هر كه خواهد و خدا است گشايشمند دانا
آنان كه بخشند مال خود را در راه خدا و در پى نيارند آنچه را بخشيدند منتى و نه
آزارى ايشان را است پاداش ايشان نزد پروردگار خويش و نه ترسى بر ايشان است و نه
اندوهگين شوند
گفتارى نيك و آمرزش گنهى بهتر است از تصدقّى كه در پيش آزارى باشد و خدا است بى
نياز بردبار
اى آنان كه ايمان آورديد تباه نكنيد تصدقهاى خود را به منّت و آزار مانند آنكه
انفاق كند مال خويش را براى رياى (خودنمائى) مردم و ايمان نيارد به خدا و روز جزا
پس مثَل او مانند سنگى است لغزان كه بر آن باشد خاكى و رسيده باشدش بارانى سخت كه
بازگذاردش لغزنده قدرت ندارند بر چيزى از آنچه فراهم آوردند و خدا هدايت نكند گروه
كافران را
و مثَل آنان كه مى بخشند مال خويش را در پيجوئى رضاى خدا و براى استوارساختن نفوس
خود مانند باغى است بر پشته اى كه رسيده باشدش بارانى سخت پس داده باشد ميوه خود را
چهار برابر و اگر نرسيده باشدش بارانى درشت پس بارانى خرد و خدا بدانچه مى كنيد
بينا است
آيا دوست دارد يكى از شما كه وى را باغى باشد از نخلستان و تاكستان روان باشد زير
آن جويها و براى او در آن از تمام ميوه ها باشد و رسيده باشدش پيرى و او را
فرزندانى بينوا باشند پس برسدش بادى كه در آن باشد آتشى پس بسوخته باشد چنين بيان
كند خدا براى شما آيتهاى خويش را شايد انديشه كنيد
اى گروه مؤمنان ببخشيد از پاكيزه هاى آنچه فراهم كرديد و از آنچه بيرون آورديم از
زمين و آهنگ پليد نكنيد كه از آن انفاق كنيد و نيستيد ستاننده آن جز با فروخواباندن
چشم در آن و بدانيد كه خدا است بى نياز ستوده
شيطان به شما وعده فقر دهد و بفرمايدتان به فحشاء و خدا نويدتان دهد به آمرزشى از
خويش و فزونيى و خداست گشايشمند دانا
دهد حكمت را به هر كه خواهد و آن كس كه حكمت را داده شده است همانا داده شده است
خيرى بسيار و يادآور نشوند جز خردمندان
و آنچه انفاق كرده ايد از نفقه يا نذر كرده ايد از نذر همانا مى داندش خدا و نيست
ستمگران را ياران
اگر آشكارا دهيد تصدقها را چه خوب و اگر پنهان داريد و به فقراء دهيد بهتر باشد
براى شما و جبران كند از گناهان شما و خدا بدانچه مى كنيد دانا است
نيست بر تو هدايت ايشان و ليكن خدا هدايت كند آنكه را خواهد و آنچه انفاق كنيد از
مال براى خود شما است و انفاق نمى كنيد جز در پيجوئى روى خدا و آنچه انفاق كنيد از
مال داده مى شود به شما و ستم كرده نمى شويد
براى بينوايانى كه در راه خدا دچار تنگى شدند نتوانند گشتن را در زمين از پى روزى
پنداردشان نادان توانگرانى از عفت نمائى بشناسيشان به چهره هاى ايشان دريوزگى نكنند
از مردم به سماجت و آنچه انفاق كنيد از مال همانا خداوند است بدان دانا
آنان كه انفاق كنند مال خود را در شب و روز نهان و آشكارا ايشان را است پاداش ايشان
نزد پروردگار خود و نه ترسى بر ايشان است و نه اندوهگين شوند
آنان كه ربا (سود) مى خورند برنخيزند جز مانند برخاستن آن كه آشفته سازدش شيطان به
ديوانگى اين بدان است كه گفتند همانا سوداگرى مانند مانند ربا است حالى كه حلال كرد
خدا سوداگرى را و حرام كرده است سودخورى را و آن كس كه بيايدش اندرزى از پروردگار
او پس باز ايستد او را است آنچه بگذشت و كار او با خدا است و آن كس كه بازگردد پس
آنانند ياران آتش در آنند جاودانان
نابود كند خدا ربا را و بركت دهد به صدقات و خدا دوست ندارد هر ناسپاس تبهكارى را
همانا آنان كه ايمان آوردند و كردار شايسته كردند و بپا كردند نماز را و دادند زكات
را ايشان را است پاداششان نزد پروردگارشان نه ترسى بر ايشان است و نه اندوهگين شوند
اى آنان كه ايمان آورديد بترسيد خدا را و رها كنيد آنچه را به جاى مانده است از ربا
اگر هستيد مؤمنان
و اگر نكرديد پس اعلام كنيد جنگى را با خدا و پيمبرش و اگر توبه كرديد شما را است
سرمايه هاى شما نه ستم كنيد و نه ستم كرده شويد
و اگر تنگدست باشد پس مهلتى تا گشايش و تصدق كنيد بهتر است شما را اگر بدانيد
و بترسيد روزى را كه بازگردانيده شويد در آن بسوى خدا پس داده شود به هر كس آنچه را
فراهم كرده است و ستم نشوند
اى آنان كه ايمان آورديد هرگاه وام دهيد يا گيريد تا سرآمدى نامبرده پس بنويسيدش و
بايد نويسد ميان شما نويسنده اى به داد و نبايد خوددارى كند نويسنده اى از آنكه
بنويسد بدانسان كه خدا بياموخته است او را پس بنويسد و املاء كند بر او آن كس كه بر
او است حق و بترسد خدا را پروردگار خويش و نكاهد از آن چيزى و اگر آن كس كه بر او
است حق كم خرد بود يا ناتوان يا نتوانست املاء كند پس املاء كند ولى او به داد و
گواه گيريد دو گواه از مردان خويش را و اگر نبود دو مرد پس يك مرد و دو زن از آنان
كه پسند كنيد از گواهان تا چون فراموش كند يكى به ياد آردش ديگرى و خوددارى نكنند
گواهان هرگاه خوانده شدند و خسته نشويد از نوشتن آن خرد يا كلان تا سرآمدش اين است
دادگرانه تر نزد خدا و استوارتر براى گواهى و نزديكتر بدانكه شك نياريد مگر آنكه
باشد داد ستدى جارى كه مى گردانيدش ميان خويش كه نيست باكى بر شما ننوشتن آن و گواه
گيريد گاهى كه داد ستد كنيد و آزار نشود نويسنده اى و نه گواهى و اگر بكنيد همانا
آن نافرمانيى است از شما و بترسيد خدا را و مى آموزدتان خدا و خدا است به هر چيز
دانا
و اگر بر سفرى باشيد و نيابيد نويسنده اى پس گروگانى به دست و اگر بسپرد يكى از شما
به ديگرى پس بايد بپردازد آن كس كه سپرده شده است سپرده خويش را و بايد بترسد خدا
را پروردگار خود و كتمان نكنيد گواهى را و هر كس كتمان كند آن را همانا گنهكار است
دلش و خدا بدانچه مى كنيد دانا است