به نام خداوند بخشنده مهربان
سپاس خداوند را كه پروردگار جهانيان است.
آن بخشنده مهربان.
خداوند روز جزا.
]خداوندا[ تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى خواهيم.
ما را بر راه راست استوار بدار.
راه كسانى كه آنان را نواخته اى، نه آنان كه از نظر انداخته اى، و نه گمراهان.
به نام خداوند بخشنده مهربان
الم ]الف. لام. ميم[.
اين كتاب است كه شك در آن روا نيست ]كه[ راهنماى پرهيزگاران است.
همان كسانى كه به غيب ايمان دارند و نماز را برپا مى دارند و از آنچه روزيشان داده
ايم، انفاق مى كنند.
و كسانى كه به آنچه بر تو نازل شده است و آنچه پيش از تو فرو فرستاده شده است،
ايمان دارند و هم آنان به آخرت يقين دارند.
اينان از جانب پروردگارشان از هدايتى برخوردارند و هم اينانند كه رستگارند.
براى كافران يكسان است چه هشدارشان بدهى چه هشدارشان ندهى، ايمان نمى آورند.
خداوند بر دلها و بر گوشهايشان مهر نهاده است، و بر ديدگانشان پرده اى است و آنان
عذابى بزرگ ]در پيش[ دارند.
و كسانى از مردم هستند كه مى گويند به خداوند و روز بازپسين ايمان آورده ايم، ولى
آنان مؤمن نيستند.
مى خواهند به خداوند و مؤمنان نيرنگ بزنند، در حالى كه جز به خودشان نيرنگ نمى
زنند، و نمى دانند.
در دلهايشان بيمارى اى هست و خداوند بر بيماريشان بيفزايد، و به كيفر دروغى كه مى
گفتند عذابى دردناك ]در پيش[ دارند.
و چون به آنان گفته شود در ]اين[ سرزمين فساد نكنيد، گويند ما كه اهل اصلاحيم.
بدانيد كه ايشان اهل فسادند، ولى خود نمى دانند.
و چون به ايشان گفته شود چنانكه ]ساير[ مردم ايمان آورده اند، ]شما هم[ ايمان
آوريد، گويند آيا ما هم مانند كم خردان ايمان بياوريم؟ بدانيد كه خودشان كم خردند،
ولى نمى دانند.
و چون با مؤمنان روبه رو شوند، گويند ايمان آورده ايم، و چون با پيشوايان خويش تنها
شوند، گويند ما با شما هستيم، ما فقط ريشخند مى كنيم.
خداوند ريشخندشان مى كند و در طغيانشان سرگشته مى دارد.
اينان كسانى هستند كه گمراهى را به بهاى راهيابى خريدند، ولى سوداى آنان سودى نكرد،
و راهياب نشدند.
داستان ايشان همچون داستان كسانى است كه آتشى افروختند، و چون پيرامونشان را روشن
كرد ]بناگاه[ خداوند نورشان را خاموش كرد، و آنان را در تاريكى اى كه ]چيزى را[ نمى
بينند رهايشان ساخت.
ناشنوا و گنگ و نابينا هستند و به راه نمى آيند.
يا چون ]گرفتاران در[ بارانى سخت كه از آسمان مى بارد ]و[ همراه با تاريكى و رعد و
برق است. از بيم مرگبارى صاعقه ها انگشتانشان را در گوشهايشان مى كنند، و خداوند بر
كافران چيره است.
نزديك است كه برق ]نور[ چشمانشان را بربايد. هرگاه كه ]برق راهشان را[ روشن كند، در
پرتو آن پيش روند، و چون ]راهشان را[ تاريك كند، بايستند و خداوند اگر مى خواست
شنوايى و بينايى شان را از بين مى برد چرا كه خداوند بر هر كارى تواناست.
اى مردم پروردگارتان را كه شما و پيشينيانتان را آفريده است، بپرستيد، تا در امان
مانيد.
آنكه زمين را ]همچون[ زيرانداز و آسمان را ]همچون[ سرپناه شما كرد، و از آسمان آبى
فرو فرستاد، آنگاه بدان ]انواع[ ميوه ها براى روزى شما برآورد; پس آگاهانه براى او
همتا نياوريد.
و اگر از آنچه بر بنده خويش فرو فرستاده ايم، شك داريد، اگر راست مى گوييد سوره اى
همانند آن بياوريد و از ياورانتان در برابر خداوند، يارى بخواهيد.
ولى اگر چنين نكرديد- كه هرگز نخواهيد كرد- از آتشى كه هيزم آن انسان و سنگهاست ]و[
براى كافران آماده شده است، بپرهيزيد.
و به كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته كرده اند، نويد بده كه ايشان را
بوستانهايى است كه در فرودست آن جويباران جارى است; هرگاه از ميوه هاى آن روزى
يابند، گويند اين همان است كه پيشترها از آن بهره مند بوديم; و برايشان همانند آن
آورده شود; و در آنجا جفتهاى پاكيزه دارند; و هم در آنجا جاويدانند.
خداوند پروا ندارد كه به پشه و فراتر ]يا فروتر[ از آن مثل زند، آنگاه مؤمنان مى
دانند كه آن ]مثل[ راست و درست است ]و[ از سوى پروردگارشان است; ولى كافران مى
گويند خداوند از اين مثل چه مى خواهد؟ ]بدينسان[ بسيارى را بدان گمراه و بسيارى را
راهنمايى مى كند، ولى جز نافرمانان كسى را بدان بيراه نمى گرداند.
همان كسانى كه پيمان الهى را پس از بستنش مى شكنند، و آنچه خداوند به پيوستن آن
فرمان داده است، مى گسلند، و در زمين فساد مى كنند، اينان زيانكارند.
چگونه به خداوند كفر مىورزيد، حال آنكه بيجان بوديد و ]او[ به شما جان بخشيد، سپس
شما را مى ميراند و دوباره زنده مى كند، آنگاه به سويش بازگردانده مى شويد.
او كسى است كه آنچه در زمين است همه را براى شما آفريد، سپس به ]آفرينش[ آسمان
پرداخت، آنها را ]به هيأت[ هفت آسمان استوار كرد و او به هر چيزى داناست.
و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من گمارنده جانشينى در زمينم، گفتند آيا كسى را در
آن مى گمارى كه در آن فساد مى كند و خونها مى ريزد، حال آنكه ما شاكرانه تو را
نيايش مى كنيم و تو را به پاكى ياد مى كنيم; فرمود من چيزى مى دانم كه شما نمى
دانيد.
و همه نامها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت اگر راست مى
گوييد به من از نامهاى ايشان خبر دهيد.
گفتند پاكا كه تويى، ما دانشى نداريم جز آنچه به ما آموخته اى، تو داناى فرزانه اى.
فرمود اى آدم آنان را از نامهايشان خبر ده; و چون از نامهايشان خبرشان داد، فرمود
آيا به شما نگفتم كه من ناپيداى آسمانها و زمين را مى دانم و آنچه را آشكار مى
داريد و آنچه را پنهان مى داشتيد مى دانم.
و چنين بود كه به فرشتگان گفتيم بر آدم سجده بريد، آنگاه همه سجده بردند جز ابليس
كه سركشيد و كبر ورزيد و از كافران شد.
و گفتيم اى آدم تو و همسرت در بهشت بياراميد و از ]نعمتهاى[ آن از هر جا كه خواستيد
به خوشى و فراوانى بخوريد، ولى به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد.
سپس شيطان آنان را به لغزش كشانيد و از جايى كه بودند آواره شان كرد; و گفتيم پايين
رويد- برخى دشمن برخى ديگر- و در روى زمين تا وقت معين آرامشگاه و بهره مندى داريد.
آنگاه آدم كلماتى از پروردگارش فراگرفت و ]خداوند[ از او درگذشت، چه او توبه پذير
مهربان است.
گفتيم همه از آن ]بهشت[ پايين رويد، آنگاه اگر رهنمودى از من براى شما آمد، كسانى
كه از رهنمودم پيروى كنند، بيمى بر ايشان نيست و اندوهگين نگردند.
و كسانى كه كفر ورزيدند و آيات ما را دروغ انگاشتند، دوزخى اند و جاودانه در آنند.
اى بنى اسرائيل آن نعمتم را كه بر شما ارزانى داشتم ياد كنيد و به پيمان من وفا
كنيد تا به پيمان خود با شما وفا كنم و تنها از من بترسيد.
و به آنچه همخوان كتاب شما نازل كرده ام ايمان بياوريد و نخستين منكر آن نباشيد; و
آيات مرا به بهاى ناچيز نفروشيد و تنها از من پروا كنيد.
و حق را به باطل مياميزيد و ديده و دانسته حق را پنهان نكنيد.
و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و با نمازگزاران نماز كنيد.
آيا مردم را به نيكى فرمان مى دهيد و خودتان را فراموش مى كنيد؟ حال آنكه كتاب
]تورات[ مى خوانيد، مگر نمى انديشيد؟
و از صبر ]روزه[ و نماز يارى بجوييد و آن ]نماز[ جز بر فروتنان گران مى آيد.
همان كسانى كه يقين دارند به لقاى پروردگارشان مى رسند و بازگردنده به سوى او
هستند.
اى بنى اسرائيل آن نعمتم را كه بر شما ارزانى داشتم و اينكه شما را بر جهانيان
]همزمانتان[ برترى بخشيدم، ياد كنيد.
و از روزى بترسيد كه كسى به داد كسى نرسد و از كسى شفاعتى پذيرفته نشود و از او بدل
و بلاگردانى گرفته نشود و آنان يارى نيابند..
و ياد كنيد كه شما را از آل فرعون رهانيديم كه عذابى سخت را به شما مى چشانيدند،
پسرانتان را مى كشتند و دخترانتان را ]براى كنيزى[ زنده نگاه مى داشتند; و در آن
آزمونى بزرگ از سوى پروردگارتان بود.
و ياد كنيد كه دريا را براى شما شكافتيم و شما را رهانيديم و آل فرعون را غرق كرديم
و شما نظاره مى كرديد.
و ياد كنيد كه با موسى چهل شب وعده گذاشته بوديم، آنگاه شما در غياب او گوساله را
بيدادگرانه به پرستش گرفتيد.
آنگاه پس از آن از شما درگذشتيم تا سپاس بگزاريد.
و ياد كنيد كه به موسى كتاب آسمانى و فرقان داديم تا به راه آييد.
و ياد كنيد كه موسى به قومش گفت اى قوم من، شما با گوساله پرستى بر خودتان ستم كرده
ايد، اينك به درگاه آفريدگارتان توبه كنيد و خودتان را بكشيد، كه اين در نزد
آفريدگارتان براى شما بهتر است; آنگاه ]كه چنين كرديد، خداوند[ از شما درگذشت; چرا
كه او توبه پذير مهربان است.
و ياد كنيد كه گفتيد اى موسى ما ]سخن[ تو را باور نمى كنيم مگر آنكه خداوند را
آشكارا ببينيم، آنگاه ]به چشم خود[ ديديد كه صاعقه بر شما فرود آمد.
آنگاه پس از مردنتان، شما را ]ديگر بار[ زنده كرديم، تا سپاس بگزاريد.
و ابر را سايبان شما گردانديم و برايتان من و سلوى فرو فرستاديم ]و گفتيم[ از
پاكيزه هاى آنچه به شما بخشيده ايم بخوريد; و بر ما ستم نكردند، بلكه بر خويشتن ستم
مى كردند.
و ياد كنيد كه گفتيم به اين شهر درآييد و هرگونه كه خواستيد به خوشى و فراوانى از
]نعمتهاى[ آن بخوريد و از آن دروازه فروتنانه وارد شويد ]و براى عذرخواهى[ حطه
بگوييد، تا گناهان شما را ببخشيم، و پاداش نيكوكاران را خواهيم افزود.
آنگاه ستمكاران سخن را به چيزى جز آنچه به آنان گفته شده بود، تبديل كردند، پس بر
سر ستمكاران به كيفر نافرمانيشان عذابى از آسمان فرو فرستاديم.
و چون موسى براى قومش در طلب آب برآمد، به او گفتيم با عصايت به آن سنگ بزن، آنگاه
از آن دوازده چشمه شكافت ]و[ هر گروهى ]از اسباب[ آبشخور خود را شناختند; ]گفتيم[
از روزى خداوند بخوريد و بياشاميد، و در اين سرزمين فتنه و فساد برپا نكنيد.
و چنين بود كه گفتيد اى موسى هرگز تاب تحمل يك خوراك تنها را نداريم، پس از
پروردگارت بخواه تا براى ما از آنچه زمين مى روياند از ]جمله[ سبزى، و خيار، و سير
و عدس و پياز برآورد. ]موسى[ گفت آيا چيزى را كه پست تر است جانشين چيزى مى كنيد كه
بهتر است؟ به شهرى درآييد كه ]در آنجا[ آنچه خواستيد فراهم است; و دچار خوارى و
نادارى شدند و سزاوار خشم الهى گرديدند، چرا كه آيات الهى را انكار مى كردند و
پيامبران را به ناحق مى كشتند; اين از آن روى بود كه سركشى مى كردند و از حد درمى
گذشتند.
از مؤمنان و يهوديان و مسيحيان و صابئين، كسانى كه به خداوند و روز بازپسين ايمان
آورده و نيكوكارى كرده باشد، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه بيمى بر آنهاست و
نه اندوهگين مى شوند.
و ياد كنيد كه از شما پيمان گرفتيم و ]كوه[ طور را بر فراز شما برافراشتيم ]و
گفتيم[ آنچه به شما داده ايم به جد و جهد بگيريد و آنچه در آن هست به خاطر بسپاريد،
باشد كه پروا كنيد.
آنگاه، پس از آن روى گردانديد; و اگر بخشش و رحمت الهى در حق شما نبود، از
زيانكاران مى شديد.
كسانى از خودتان را كه در سبت (شنبه) بى روشى كردند خوب مى شناسيد، كه به ايشان
گفتيم بوزينگان مطرود باشيد.
آنگاه اين ]پديده[ را مايه عبرت مردم حال و آينده و پندآموز پرهيزگاران ساختيم.
و چون موسى به قومش گفت خداوند به شما دستور مى دهد كه ماده گاوى بكشيد، گفتند آيا
ما را ريشخند مى كنى؟ گفت پناه بر خدا مى برم كه ]مبادا[ از نادانان باشم.
گفتند از پروردگارت براى ما بخواه تا چون و چند آن گاو را بر ما روشن كند; گفت او
مى فرمايد آن گاوى است نه پير و نه جوان، ميانسال بينابين; پس آنچه دستور يافته ايد
انجام دهيد.
گفتند از پروردگارت بخواه براى ما روشن كند كه رنگ آن چيست; گفت او مى فرمايد آن
گاوى است زرد، كه رنگش زرد روشن است ]و[ بينندگان را شاد مى كند.
گفتند از پروردگارت بخواه تا براى ما روشن كند كه آن چگونه است ]چون و چند[ اين گاو
بر ما مشتبه شده است و ما اگر خدا بخواهد راهياب خواهيم شد.
گفت او مى فرمايد آن گاوى است كه نه رام ]و كارى[ است كه زمين را شيار كند و نه كشت
زار را آبيارى كند، تندرست و يكرنگ. گفتند اينك سخن درست آوردى. سپس آن را كشتند و
نزديك بود كه اين كار را نكنند.
و ياد كنيد كه چون كسى را كشتيد و در باره او به ستيزه پرداختيد ]و به گردن همديگر
انداختيد[ و خداوند آشكاركننده چيزى است كه پنهان مى ساختيد.
آنگاه گفتيم بخشى از بدن گاو را به او ]بدن آن كشته[ بزنيد ]تا زنده شود و[ خداوند
اين چنين مردگان را زنده مى كند و معجزات خويش را به شما مى نماياند تا بينديشيد.
سپس دلهايتان پس از آن سخت شد، همانند سنگ، يا از آن سخت تر، حال آنكه از بعضى از
سنگها جويباران مى شكافد و بعضى از آنهاست كه مى شكند و آب از آنها بيرون مى آيد و
بعضى از آنهاست كه از خشيت الهى ]از كوه[ فرو مى افتد و خدا از آنچه مى كنيد غافل
نيست.
]اى مؤمنان[ آيا اميد داريد كه ]يهوديان[ به ]حقانيت[ شما ايمان آورند، حال آنكه
گروهى از آنان كلام الهى را مى شنيدند و پس از آنكه آن را درمى يافتند آگاهانه
دگرگونش مى ساختند.
و چون با مؤمنان رو به رو شوند گويند ايمان آورده ايم و چون با همديگر تنها شوند
گويند آيا آنچه خدا بر شما آشكار كرده است، با آنان در ميان مى گذاريد، تا در
پيشگاه خداوند با آن بر شما حجت آورند،آيا انديشه نمى كنيد؟
آيا نمى دانند كه خداوند آنچه پنهان و آنچه آشكار مى دارند مى داند؟
و از آنان بيسوادانى هستند كه كتاب آسمانى ]تورات[ را جز با قرائتى طوطىوار ]و
لقلقه زبان[ نمى دانند و جز پندار نمى بافند.
پس واى بر كسانى كه ]اينگونه[ كتاب را به دست خويش مى نويسند ]و[ سپس براى آنكه آن
را به بهاى ناچيزى بفروشند مى گويند اين از نزد خداوند است; واى بر آنان از آنچه به
دست خويش نوشته اند و واى بر آنان از آنچه به دست مى آورند.
و گويند آتش دوزخ جز چند روز اندكشمار به ما نمى رسد، بگو آيا از خدا پيمان گرفته
ايد -كه البته خداوند خلف وعده نخواهد كرد- يا چيزى را كه نمى دانيد ]به دروغ[ به
خدا نسبت مى دهيد؟
آرى كسانى كه بدى كنند و گناهشان بر آنان چيره شود، آنان دوزخى اند و در آن جاودانه
مى مانند.
و كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته كرده اند، آنان بهشتى اند و جاودانه در
آن ماندگاراند.
و ياد كنيد كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند را نپرستيد و به پدر و
مادر و خويشاوندان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد و با مردم به زبان خوش سخن بگوييد
و نماز را بر پا داريد و زكات را بپردازيد، سپس جز اندكى از شما ]بقيه[ سر برتافته
و رويگردان شديد.
و ياد كنيد كه از شما پيمان گرفتيم كه خون يكديگر را نريزيد و يكديگر را از خانه و
كاشانه تان نرانيد، آنگاه ديده و دانسته گردن نهاديد.
]ولى[ باز همين شما هستيد كه همديگر را مى كشيد و گروهى از خودتان را از خانه و
كاشانه شان مى رانيد ]و[ به گناه و ستمگرى در برابر آنان همدست مى شويد و چون كسانى
از شما اسير مى شوند آنان را ]بر وفق حكم تورات[ باز مى خريد، حال آنكه راندن ]و
كشتن[ آنان بر شما حرام است. آيا به بخشى از كتاب ]در باب بازخريد اسيران[ ايمان مى
آوريد، و به بخشى ديگر ]در باب تحريم كشتار[ ايمان نمى آوريد؟ كيفر كسى از شما كه
چنين كند چيست جز خفت و خوارى در زندگانى دنيا، و در روز قيامت ايشان را به سخت
ترين عذابها باز برند و خدا از آنچه مى كنيد غافل نيست.
اينان كسانى هستند كه زندگانى دنيا را به بهاى آخرت خريدند; از اين روى عذاب آنها
كاسته نشود و يارى نيابند.
و به موسى كتاب آسمانى داديم و از پى او پيامبران فرستاديم; و معجزات آشكارى به
عيسى بن مريم بخشيديم و او را به روح القدس يارى داديم; پس چرا هر گاه كه پيامبرى
احكامى بر خلاف دلخواه شما برايتان آورد، سركشى كرديد، و گروهى را دروغگو انگاشتيد
و گروهى را كشتيد؟
و گفتند دلهاى ما در پوشش است، ]چنين نيست[ بلكه خداوند به كيفر كفرشان ايشان را
لعنت كرده است، از اين روى اندكى ايمان مى آورند.
و آنگاه كه كتابى از سوى خداوند براى آنان آمد كه همخوان با كتابشان بود، با آنكه
پيش از آن در برابر كافران ]از فرارسيدن پيامبر اسلام و قرآن[ يارى مى جستند، چون
آنچه ]از پيش[ مى شناختند به نزدشان آمد، آن را انكار كردند، و لعنت الهى بر كافران
است.
بدا بدانچه آن را به جان خريدند كه آنچه خدا فرستاده بود از اين رشك كه ]چرا[
خداوند فضل خويش را بر هر كس از بندگانش كه بخواهد ارزانى مى دارد، انكار كردند; پس
سزاوار خشم اندر خشم شدند و كافران عذابى خفت بار ]در پيش[ دارند.
و چون به ايشان گفته شود به آنچه خداوند فرو فرستاده است ]قرآن[ ايمان آوريد، گويند
به آنچه بر ]پيامبر[ خودمان نازل شده است ايمان مى آوريم، و جز آن را انكار مى
كنند، حال آنكه آن ]كتاب[ حق و همخوان كتاب آنهاست، بگو اگر مؤمن بوديد پس چرا
پيامبران الهى را در گذشته مى كشتيد؟
و موسى آن معجزات روشن را براى شما آورد، سپس در غياب او شما بيدادگرانه گوساله
پرستى كرديد.
و ياد كنيد كه از شما پيمان گرفتيم و ]كوه[ طور را بر فراز شما برافراشتيم ]و
گفتيم[ آنچه به شما داده ايم، به جد و جهد بگيريد و گوش شنوا داشته باشيد; گفتند
شنيديم و ]در دل گفتند:[ نپذيرفتيم ]و نشنيده گرفتيم[ و بر اثر كفرشان مهر گوساله
در دلشان سرشته شد; بگو اگر مؤمن باشيد چه بد است آنچه «ايمان» شما به آن فرمان مى
دهد.
بگو اگر راست مى گوييد كه به حكم الهى سراى آخرت از ميان همه مردم ويژه شماست ،
آرزوى مرگ كنيد.
و به خاطر كارهايى كه كرده اند هرگز آن را آرزو نخواهند كرد، و خداوند به ]احوال [
ستمگران داناست.
و آنان را آزمندترين مردم -و نيز مشركان- به زندگانى دنيا مى يابى، هر يك از آنان
خوش دارد كه كاش هزار سال عمر دهندش، ولى اين عمر يافتن، دور دارنده او از عذاب
نيست، و خداوند به آنچه مى كنند بيناست.
بگو هر كس دشمن جبرئيل باشد ]بداند[ كه جبرئيل آن را به دستور الهى بر دل تو نازل
كرده است ]و آن[ همخوان كتابهايى است كه پيشاپيش آن است و راهنما و مژده بخش مؤمنان
است.
كسى كه دشمن خداوند و فرشتگان او و پيامبرانش و جبرئيل و ميكائيل باشد ]كافر است[ و
خداوند دشمن كافران است.
و به راستى بر تو آيات روشنگرى فرو فرستاده ايم، و جز نافرمانان كسى به آنها انكار
نمىورزد.
چرا هرگاه پيمانى بستند گروهى از آنان آن را شكستند، آرى بيشتر آنان ايمان ندارند.
و چون پيامبرى از سوى خداوند به نزد ايشان آمد كه گواهى دهنده بر ]حقانيت [ كتابشان
بود، گروهى از اهل كتاب، كتاب الهى را به پشت سر افكندند، گويى ]حقيقت را[ نمى
دانند.
و از آنچه شياطين در روزگار فرمانروايى سليمان مى خواندند، پيروى كردند. و سليمان
]به سحر نپرداخت و[ كفر نورزيد، ولى شياطين كفر ورزيدند. آنان به مردم سحر مى
آموختند و نيز از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شده بود. اين دو به
هيچ كس چيزى نمى آموختند مگر آنكه مى گفتند ما مايه آزمونيم پس ]با به كار بستن
سحر[ كافر مشو. اما ]مردمان[ از آنها چيزى مى آموختند كه با آن بين مرد و زنش جدايى
افكنند، و البته به كسى زيان رسان نبودند مگر به اذن الهى; و چيزى مى آموختند كه به
ايشان زيان مى رساند و سودى برايشان نداشت; و به خوبى مى دانستند كه هر كس خريدار
آن باشد در آخرت بهره اى ندارد و -اگر مى دانستند- بد چيزى را به جان خريده بودند.
هرگاه آنان ايمان آورده و پارسايى ورزيده بودند -اگر مى دانستند- پاداش الهى بهتر
بود.
اى كسانى كه ايمان آورده ايد نگوييد «راعنا» و بگوييد «انظرنا» و گوش شنوا داشته
باشيد و كافران عذابى دردناك ]در پيش[ دارند.
كسانى از اهل كتاب كه كفر ورزيده اند و همچنين مشركان خوش ندارند كه از سوى
پروردگارتان خيرى بر شما نازل گردد، و خداوند هر كس را بخواهد مشمول رحمت خويش مى
گرداند، و خداوند داراى بخشش بيكران است.
هر آيه اى را كه نسخ كنيم يا آن را فروگذاريم، بهتر از آن يا همانندش را در ميان
آوريم، آيا نمى دانى كه خداوند بر هر كارى تواناست.
آيا نمى دانى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداوند است و شما را جز خداوند ،
سرور و ياورى نيست؟
آيا مى خواهيد از پيامبرتان درخواستهايى بكنيد، همچنانكه پيشترها از موسى درخواست
شد؟ و هر كس كفر را جانشين ايمان سازد، به راستى كه از راه راست گمراه شده است.
بسيارى از اهل كتاب، با آنكه حق برايشان آشكار شده است، به انگيزه رشكى كه در دل
دارند، خوش دارند كه شما را پس از ايمانتان كافر گردانند; بگذاريد و بگذريد تا
خداوند فرمان خويش را به ميان آورد; آرى خداوند بر هر كارى تواناست.
و نماز را بر پا داريد و زكات را بپردازيد و هر خيرى پيشاپيش براى ]ذخيره آخرت[
خويش بفرستيد ]پاداش[ آن را نزد خداوند خواهيد يافت، خداوند به آنچه مى كنيد
بيناست.
و گفتند هرگز هيچ كس به بهشت نمى رود مگر آنكه يهودى يا مسيحى باشد، اين ]از[
آرزوهاى آنان است، بگو اگر راست مى گوييد برهانتان را بياوريد.
حق اين است كه هر كس روى دل به سوى خدا نهد و نيكوكار باشد پاداشش نزد پروردگارش
]محفوظ[ است و نه بيمى بر آنهاست و نه اندوهگين مى شوند.
يهوديان گفتند كه مسيحيان بر حق نيستند، و مسيحيان گفتند يهوديان بر حق نيستند ،
حال آنكه آنان كتاب آسمانى را مى خوانند; كسانى هم كه ]از حق[ چيزى نمى دانند سخنى
همانند سخن ايشان گفتند، سرانجام خداوند در روز قيامت، در آنچه در آن اختلاف داشتند
بينشان داورى خواهد كرد.
و كيست ستمكارتر از كسى كه نگذارد نام خداوند در مساجد ياد شود، و در ويرانى آن
بكوشد; آنان را نسزد جز اينكه ترسان-لرزان پا به درون آنها بگذارند ; در دنيا خفت و
خوارى و در آخرت عذابى بزرگ ]در پيش[ دارند.
مشرق و مغرب خداى راست، پس به هر جا روى آوريد، رو به سوى خداوند است، بيگمان خدا
گشايشگر داناست.
و گفتند خداوند فرزندى برگزيده است; او منزه است; بلكه هر آنچه در آسمانها و زمين
است از آن اوست و همه سر به راه او هستند.
نو پديدآورنده آسمانها و زمين است، و چون به كارى اراده كند، فقط به آن مى گويد
موجود شو و بيدرنگ موجود مى شود.
نادانان گفتند چرا خداوند با ما ]بيواسطه[ سخن نمى گويد، يا چرا معجزه اى براى ما
نازل نمى شود. همين گونه كسانى كه پيش از اينان بودند نيز مانند سخن ايشان را
گفتند، دل و درونشان همانند است، و ما آيات ]خود[ را براى مردمى كه اهل يقين هستند،
روشن ساخته ايم.
ما تو را به حق مژده آور و هشداردهنده فرستاده ايم و با تو در باره دوزخيان چون و
چرا نكنند.
و يهوديان و مسيحيان هرگز از تو خشنود نخواهند شد مگر آنكه از آيين آنها پيروى كنى;
بگو هدايت الهى هدايت است; و اگر پس از دانشى كه بر تو ]فرود[ آمده است، از خواسته
هاى آنان پيروى كنى، در برابر خداوند يار و ياورى ندارى.
كسانى كه به آنان كتاب داده ايم ]و[ آن را چنانكه بايد و شايد مى خوانند، آنانند كه
به آن ايمان مى آورند و كسانى كه آن را انكار مى كنند، آنانند كه زيانكارند.
اى بنى اسرائيل آن نعمتم را كه بر شما ارزانى داشتم و اينكه شما را بر جهانيان
]همزمانتان[ برترى بخشيدم، ياد كنيد.
و از روزى بترسيد كه كسى به داد كسى نرسد و از كسى بدل و بلاگردانى پذيرفته نشود و
شفاعتى به حال او سود ندهد و يارى نيابند.
و چون ابراهيم را پروردگارش به شعائرى چند آزمود ]و آموزش داد[ و او آنها را به
انجام رساند، فرمود من تو را پيشواى مردم مى گمارم. گفت و از زاد و رود من ]چه كسى
را مى گمارى؟[ فرمود عهد من به ستمكاران ]مشركان[ نمى رسد.
و ياد كنيد كه خانه ]كعبه[ را بازگشتگاه و حرم امن مردم قرار داديم و ]گفتيم[ از
مقام ابراهيم نمازگاهى بسازيد و به ابراهيم و اسماعيل سفارش كرديم كه خانه ام را
براى غريبان ]مسافران[ و مقيمان و نمازگزاران پاكيزه گردانيد.
و چون ابراهيم گفت پروردگارا اينجا را شهرى امن بگردان و از اهلش هر كس را كه به
خداوند و روز بازپسين ايمان ورزد از فرآورده ها روزى ببخش، فرمود و هر كس كه كفر
ورزد، اندكى بهره مندش گردانم سپس دچار عذاب دوزخش سازم و بد سرانجامى است.
و چون ابراهيم و اسماعيل پايه هاى خانه ]كعبه[ را برآوردند ]گفتند[ پروردگارا از ما
بپذير كه تويى شنواى دانا.
پروردگارا ما را فرمانبردار خويش بگردان و از زاد و رود ما امتى فرمانبردار خويش
پديد آور و مناسك ما را به ما بنما، و از ما درگذر كه تويى توبه پذير مهربان.
پروردگارا و از ايشان در ميانشان پيامبرى كه آيات تو را بر آنان بخواند و به آنان
كتاب آسمانى و حكمت بياموزد و پاكدلشان سازد برانگيز كه تو پيروزمند فرزانه اى.
و كيست كه از آيين ابراهيم روى برتابد، مگر كسى كه سبكسر باشد; و ما او را در دنيا
برگزيده ايم و همو در آخرت از شايستگان است.
چون پروردگارش به او گفت فرمانبر باش، گفت فرمانبر پروردگار جهانيانم.
و ابراهيم و يعقوب پسرانشان را به آن سفارش كردند كه اى فرزندان من خداوند اين دين
را براى شما برگزيده است، پس مبادا كه جز به فرمانبردارى، ]از جهان[ درگذريد.
مگر شما شاهد بوديد كه چون مرگ يعقوب فرا رسيد به پسرانش گفت پس از ]درگذشت[ من چه
مى پرستيد؟ گفتند خداى تو را و خداى نياكانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را كه خداى
يگانه است مى پرستيم و ما فرمانبردار او هستيم.
اين امتى است كه درگذشته است، از اوست آنچه كرده است و از شماست آنچه كرده ايد، و
با شما چون و چرا نكنند كه آنان چه كرده اند.
و گفتند يهودى يا مسيحى باشيد تا راه يابيد; بگو چنين نيست، بلكه ]رستگارى در[ آيين
ابراهيم پاكدين است كه از مشركان نبود.
بگوييد به خداوند و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و
اسباط نازل شده و آنچه به موسى و عيسى و آنچه به پيامبران از سوى پروردگارشان داده
شده، ايمان آورده ايم، و بين هيچ يك از آنان فرق نمى گذاريم و ما فرمانبردار او
هستيم.
پس اگر به مانند آنچه شما ايمان آورده ايد، ايمان آورند، راهياب شده اند و اگر روى
برتافتند، بيشك در ستيزند، خداوند تو را در برابر انان حمايت كند، و او شنواى
داناست.
خوشا نگارگرى الهى، و چه كسى خوش نگارتر از خداوند است و ما پرستندگان او هستيم.
بگو آيا درباره خداوند با ما محاجه مى كنيد حال آنكه او پروردگار ما و پروردگار
شماست و ماييم و كردار خويش و شماييد و كردار خويش، و ما براى او اخلاص مىورزيم.
يا بر آنيد كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط يهودى يا مسيحى بوده اند؟
بگو شما داناتريد يا خداوند؟ و كيست ستمكارتر از كسى كه شهادتى را كه از جانب
خداوند بر او مقرر گرديده است، پنهان دارد؟ و خداوند از آنچه مى كنيد غافل نيست.
اين امتى است كه درگذشته است، از اوست آنچه كرده است و از شما است آنچه كرده ايد، و
با شما چون و چرا نكنند كه آنان چه كرده اند.
كم خردان از اين مردم به زودى خواهند گفت چه چيز آنان را از قبله شان كه بر آن
بودند، بازگرداند؟ بگو مشرق و مغرب خداى راست، و هر كس را كه بخواهد به راه راست
رهنمون مى گردد.
و بدينسان شما را گروهى بهينه گردانديم تا گواهان مردم باشيد و پيامبر بر شما گواه
باشد; و قبله اى را كه بر آن بودى برنگردانديم مگر از آن روى كه كسى را كه پيروى از
پيامبر مى كند از كسى كه از عقيده اش بازمى گردد، بازشناسانيم; و آن ]پيروى[ جز بر
كسانى كه خداوند هدايتشان كرده است، گران مى آيد، و خداوند هرگز ايمان شما را ضايع
نمى گرداند، به راستى كه خداوند با مردم رئوف و مهربان است.
آرى رويكرد تو را به آسمان مى بينيم، اينك روى تو را به قبله اى كه از آن خشنود شوى
مى گردانيم; پس روى به سوى مسجد الحرام آور، و هر جا كه هستيد رويتان را بدانسو
كنيد; و اهل كتاب مى دانند كه آن حقى است از جانب پروردگارشان; و خدا از آنچه مى
كنند غافل نيست.
و اگر هر معجزه اى براى اهل كتاب بياورى، از قبله تو پيروى نخواهند كرد، و تو ]نيز[
پيرو قبله شان نيستى، و آنان پيرو قبله همديگر هم نيستند، و اگر پس از دانشى كه بر
تو فرود آمده است، از خواسته هاى آنان پيروى كنى، آنگاه از ستمكاران خواهى بود.
اهل كتاب او را به همان گونه مى شناسند كه فرزندانشان را مى شناسند. البته گروهى از
آنان ديده و دانسته حق را پنهان مى دارند.
حق از سوى پروردگارت ]نازل شده[ است، هرگز از دودلان مباش.
و هر يك را جهتى است ]براى قبله[ كه خداوند روى آورشان گردانده است، پس به انجام
خيرات بشتابيد، و هر جا كه باشيد خداوند همگى شما را ]در آخرت[ بازمى آورد، چرا كه
خدا بر هر كارى تواناست.
و از هر جا كه بيرون شدى روى به سوى مسجد الحرام آور و آن حق است و از جانب
پروردگار توست، و خداوند از آنچه مى كنيد غافل نيست.
و از هر جا كه بيرون شدى روى به سوى مسجد الحرام آور و هر جا كه بوديد روى به سوى
آن آوريد، تا مردم از شما بهانه اى نداشته باشند، مگر ستمگران، پس از آنان نترسيد و
از من بترسيد و ]چنين مقرر داشتم[ تا نعمتم را بر شما تمام گردانم و باشد كه راهياب
شويد.
همچنانكه پيامبرى از خودتان به ميان شما فرستادم كه آيات ما را بر شما مى خواند و
پاكدلتان مى گرداند و به شما كتاب و حكمت مى آموزد و آنچه نمى دانستيد به شما آموزش
مى دهد.
پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و مرا سپاس بگزاريد و با من ناسپاسى نكنيد.
اى مؤمنان از صبر و نماز يارى بجوييد كه خدا با صابران است.
و كسانى را كه در راه خدا كشته مى شوند، مرده نخوانيد، بلكه زنده اند ولى شما نمى
دانيد.
و همواره شما را به نوعى از ترس و گرسنگى و زيان مالى و جانى و كمبود محصول مى
آزماييم و صابران را نويد بده.
همان كسانى كه چون مصيبتى به آنان رسد گويند: انا لله و انا اليه راجعون ]ما از
خداييم و به خدا بازمى گرديم[.
بر اينان درود پروردگارشان و رحمت او باد و اينانند كه رهيافته اند.
صفا و مروه از شعائر الهى است، پس چون كسى حج يا عمره بگزارد بر او گناهى نيست كه
بين آن دو را بپيمايد و هر كس به دلخواه كار خيرى بجا آورد همانا خداوند قدردان
داناست.
كسانى كه آيات روشن و رهنمودهايى را كه نازل كرده ايم، بعد از آنكه آن را در كتاب
براى مردم بيان كرده ايم، پنهان مى دارند، خداوند و لعنتگران بر آنان لعنت مى
فرستند.
مگر كسانى كه توبه كنند و به صلاح باز آيند و ]پنهان داشته ها را[ آشكار كنند كه از
آنان درمى گذرم و من توبه پذير مهربانم.
كسانى كه كفر ورزيده اند و در كفر مرده اند، لعنت خداوند و فرشتگان و مردم جملگى بر
آنان است.
جاودانه در دوزخ اند ]و[ از عذابشان كاسته نمى شود، و به آنان مهلت ندهند.
و خداى شما خداى يگانه است كه خدايى جز او نيست و بخشنده مهربان است.
آرى در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز و در كشتى اى كه براى
بهرهورى مردم در دريا روان است، و آبى كه خداوند از آسمان فرو فرستاده است و بدان
زمين را پس از پژمردنش زنده داشته و جانورانى كه در آن پراكنده است، و در گرداندن
بادها و در ابرى كه بين آسمان و زمين آرميده است، مايه هاى عبرتى براى خردمندان
است.
كسانى از مردم هستند كه همتايانى براى خداوند قائل مى شوند و آنها را همچون دوست
داشتن خدا دوست مى دارند، حال آنكه مؤمنان خداوند را دوست تر دارند; و اگر ستمكاران
]=مشركان[ بدانند هنگامى كه عذاب ]روز قيامت[ را مشاهده مى كنند، هر قدرتى از آن
خداوند است و خداوند سخت كيفر است.
همانگاه كه پيشوايان ]گمراه[ از پيروان تبرى جويند و عذاب را مشاهده كنند و
پيوندشان گسسته شود.
و پيروان گويند كاش براى ما بازگشتى بود، تا همان گونه كه آنان اكنون از ما تبرى
جستند، ما نيز از آنان تبرى جوييم; بدينسان خداوند كردارشان را همچون مايه حسرت
بديشان مى نماياند، و از آتش دوزخ بيرون آمدنى نيستند.
اى مردم از آنچه در زمين حلال و پاكيزه است بخوريد و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد
چرا كه او دشمن آشكار شماست.
جز اين نيست كه او شما را به بدى و ناشايستى وامى دارد و بر آن مى دارد كه آنچه نمى
دانيد به خداوند نسبت دهيد.
و چون به ايشان گفته شود از آنچه خداوند نازل كرده است پيروى كنيد، گويند خير، ما
از آنچه نياكانمان را بر آن يافته ايم پيروى مى كنيم. حتى اگر نياكانشان چيزى
نينديشيده و راهى نيافته باشند ]باز هم از آنان پيروى مى كنند؟[.
و داستان كافران همانند داستان كسى است كه جانورى را كه جز بانگ و ندايى نمى شنود،
آواز مى دهد; ناشنوا و گنگ و نابينا هستند و از اين روى نمى انديشند.
اى مؤمنان از پاكيزه هاى آنچه روزيتان كرده ايم بخوريد، و اگر تنها خداى را مى
پرستيد او را سپاس بگزاريد.
]بدانيد كه خداوند[ تنها بر شما مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نامى جز نام خدا به
هنگام ذبحش برده باشند، حرام كرده است; اما اگر كسى درمانده شود، بى آنكه تجاوزكار
و زياده خواه باشد ]و از آنها بخورد[ گناهى بر او نيست، چرا كه خداوند آمرزگار
مهربان است.
كسانى كه بخشى از كتاب فروفرستاده خداوند را پنهان مى دارند و آن را به بهاى ناچيز
مى فروشند، جز آتش در درون خويش نمى انبارند و خداوند در روز قيامت با آنان سخن نمى
گويد، و پاكيزه شان نمى دارد و عذابى دردناك ]در پيش[ دارند.
اينان كسانى هستند كه گمراهى را به بهاى راهيابى و عذاب را به بهاى آمرزش خريدند و
چه دليرند بر آتش دوزخ.
اين از آن است كه خداوند كتاب آسمانى را به حق نازل كرده است، و كسانى كه در آن
اختلاف ورزيده اند، در ستيزه اى دور و درازند.
نيكى آن نيست كه رويتان را به سوى مشرق و مغرب آوريد، بلكه نيكى آن است كه كسى كه
به خداوند و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيامبران ايمان داشته باشد و
مال را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان و
خواهندگان و بردگان ببخشد و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد، و وفاكنندگان به
پيمانشان چون پيمان بندند و خوشا شكيبايان به هنگام تنگدستى و ناخوشى و هنگامه
كارزار، اينان صادقان و هم اينان پرهيزگارانند.
اى مؤمنان بر شما در مورد كشتگان قصاص مقرر گرديده است، كه آزاد در برابر آزاد، و
برده در برابر برده و زن در برابر زن ]قصاص شود[ و هر كه برادر ]دينى[اش در حق او
بخشش كند، بر اوست كه خوشرفتارى كند و ]بايد ديه را[ به نيكى به او بپردازد، اين
آسانگيرى و رحمتى از سوى پروردگارتان است، از اين پس هر كس بيروشى كند، عذابى
دردناك ]در پيش[ خواهد داشت
و اى خردمندان شما را در قصاص، زندگانى نهفته است، باشد كه تقوى پيشه كنيد
بر شما مقرر گرديده است كه چون مرگ يكى از شما فرا رسد اگر مالى باقى گذارد، براى
پدر و مادر و خويشاوندان به نيكى وصيت كند كه بر پرهيزگاران مقرر است
پس از آن هر كس كه آن ]وصيت[ را پس از شنيدنش دگرگون كند، گناهش بر گردن همان كسانى
است كه دگرگونش مى كنند، خداوند شنواى داناست
پس هر كس كه از وصيت كننده اى بيم اجحاف يا گناه داشته باشد و بين آنان ]ورثه [
آشتى دهد، گناهى بر او نيست كه خداوند آمرزگار مهربان است
اى مؤمنان بر شما روزه مقرر گرديده است همچنانكه بر كسانى كه پيش از شما بودند نيز
مقرر شده بود، باشد كه تقوى پيشه كنيد
]روزه در[ روزهايى اندكشمار است پس هر كس از شما كه بيمار يا در سفر باشد، تعدادى
از روزهاى ديگر ]روزه بگيرد[ و براى كسانى كه به دشوارى آن را تاب مى آورند كفاره
اى است كه غذاى يك بينواست ]در ازاء هر يك روزه[ و هر كس به دلخواه خود خيرى
]افزون[ انجام دهد چه بهتر. و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است
]ايام روزه[ ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده است كه راهنماى مردم است و آيات
روشنگرى شامل رهنمودها و جداكننده حق از باطل در بردارد;پس هر كس از شما كه در اين
ماه حاضر ]مقيم[ بود بر او است كه روزه بگيرد و هر كس بيمار يا در سفر بود، بايد
تعدادى از روزهاى ديگر ]روزه بدارد[; خداوند براى شما آسانى مى خواهد و برايتان
دشوارى نمى خواهد، تا سرانجام شمار ]روزهاى روزه [ را كامل كنيد و خداوند را براى
آنكه رهنمونيتان كرده است تكبير بگوييد و باشد كه سپاسگزار باشيد
و چون بندگانم درباره من از تو پرسش كنند ]بگو[ من نزديكم و دعاى دعا كننده را وقتى
كه مرا بخواند اجابت مى كنم، پس به فرمان من گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد
كه راه يابند.
آميزش شما با زنانتان در شبهاى روزه بر شما حلال شد، آنان «پيراهن تن»شما و شما
«پيراهن تن» آنانيد، خداوند مى دانست كه با خود ناراستى مى كنيد، آنگاه از شما در
گذشت و شما را بخشيد، اينك ]مى توانيد[ با آنان در آميزيد و در طلب آنچه خداوند
برايتان مقرر داشته برآييد و بخوريد و بياشاميد تا آنكه رشته سپيد سپيده از رشته
سياه ]شب[ برايتان آشكار شود، سپس روزه را تا شب به پايان بريد; و هنگامى كه در
مساجد معتكف هستيد با آنان ]زنان خود[ آميزش نكنيد; اين حدود احكام الهى است به
آنها نزديك نشويد ]كه مبادا تجاوز كنيد[، بدينسان خداوند آياتش را براى مردم روشن
مى سازد باشد كه تقوى پيشه كنند
و اموال يكديگر را در ميان خود به ناحق نخوريد، و به داوران با ]رشوت از[ آن نزديكى
نجوييد تا پاره اى از اموال مردم را آگاهانه به ناحق بخوريد
از تو در باب هلالهاى ماه مى پرسند، بگو آن وقت نماى مردم و ]موسم[ حج است; و نيكى
آن نيست كه از پشت خانه ها به درون رويد، بلكه نيكى آن است كه كسى تقوى پيشه كند; و
به خانه ها از درهايش درآييد، و از خداوند پروا كنيد باشد كه رستگار شويد
و در راه خدا با كسانى كه با شما آغاز كارزار مى كنند كارزار كنيد، ولى ستمكار ]و
آغازگر[ نباشيد، چرا كه خداوند ستمكاران را دوست ندارد
و هر جا كه بر آنان دست يافتيد بكشيدشان و آنان را از همانجا كه شما را رانده اند
]مكه[ برانيد، و فتنه شرك بدتر از قتل است; و در مسجدالحرام با آنان كارزار نكنيد،
مگر آنكه آنان در آنجا با شما كارزار كنند، و چون كارزار كردند بكشيدشان كه سزاى
كافران چنين است
و اگر دست بر داشتند، خداوند آمرزگار مهربان است
و با آنان چندان نبرد كنيد كه فتنه ]شرك[ باقى نماند، و دين فقط دين الهى باشد، و
چون دست بردارند، ستم نبايد كرد مگر بر ستمگران
ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمت ]شكنى[ها را بايد مقابله به مثل كرد; پس هر
كس كه ستم بر شما كرد، به همان گونه كه بر شما ستم مى كند، بر او «ستم» روا داريد و
از خداوند پروا كنيد و بدانيد كه خدا با پرهيزگاران است
و در راه خدا هزينه كنيد و خودتان را به دستان خويش به كام هلاكت نيندازيد، و نيكى
كنيد كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد
و حج و عمره را خاص خداوند به پايان بريد، و اگر بازداشته شديد، هر آنچه ميسر باشد
قربانى كنيد، و سرتان را نتراشيد، تا قربانى به قربانگاهش برسد، آنگاه هر كس از شما
كه بيمار باشد يا سرش را آزارى رسيده باشد ]و سر بتراشد [ بر اوست كه كفاره اى بدهد
]كه عبارت است از[ يك روز روزه يا صدقه يا قربانى، پس چون امن و آسايش يافتيد، هر
كس كه از عمره آهنگ حج تمتع كند بر اوست كه هر آنچه ميسر باشد قربانى كند، و كسى كه
نيابد بر اوست سه روز روزه در ايام حج و هفت روز پس از بازگشتتان، و اين يك دهه
كامل است، و اينها در باره كسى است كه خانواده او اهل مسجدالحرام نباشد و از خداوند
پرواكنيد و بدانيد كه خدا سخت كيفر است
]موسم[ حج ماه هاى معين و معلومى است، پس هر كس كه در آن ماه ها عهده دار حج شود،
]بايد بداند كه[ آميزش جنسى، و نافرمانى و مجادله در حج روا نيست; و هر خيرى كه
انجام دهيد خداوند آن را مى داند; و توشه برگيريد ]و بدانيد[ كه بهترين توشه تقوى
است، و اى خردمندان از من پروا كنيد
بر شما گناهى نيست كه در طلب روزى پروردگارتان بر آييد، و چون از عرفات روانه شديد،
در مشعرالحرام خداوند را ياد كنيد و يادش كنيد كه شما را كه پيش از آن از بيراهان
بوديد فرا راه آورد
سپس از همانجا كه مردم روانه مى شوند شما هم روانه شويد و از خداوند آمرزش بخواهيد،
كه خداوند آمرزگار مهربان است
و چون مناسكتان را به جاى آورديد، همان گونه كه نياكانتان را ياد مى كنيد، يا بلكه
بهتر و بيشتر ]از آن[ خداوند را ياد كنيد; كسانى از مردم هستند كه مى گويند
پروردگارا به ما در دنيا ]چيزى[ ببخش; و اينان در آخرت بهره اى ندارند
و از ايشان كسانى هستند كه مى گويند پروردگارا به ما در دنيا بهره نيك و در آخرت هم
بهره نيك عطا فرما و ما را از عذاب دوزخ در امان بدار
اينانند كه از كار و كردار خويش بهره اى مى برند و خداوند زود شمار است
و خداوند را در روزهاى برشمرده ]تشريق[ ياد كنيد، پس هر كس شتاب كند و در دو روز
]اعمال را انجام دهد[ بر او هم گناهى نيست چون تقوى ورزد; و از خداوند پروا كنيد و
بدانيد كه به نزد او محشور خواهيد شد
و كسى از مردمان هست كه سخنش درباره زندگانى دنيا تو را به شگفتى مى اندازد، و
خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه مى گيرد، و حال آنكه بسيار كينه توز است
و چون دست يابد مى كوشد كه در اين سرزمين فتنه و فساد بر پا كند و زراعت و دام را
نابود كند، و خداوند فساد را دوست ندارد
و چون به او گفته شد از خداوند پروا كن، خودبزرگ بينى او را به گنهكارى كشاند، جهنم
سزاى او بس است و بد جايگاهى است
و نيز از مردمان كسى هست كه در طلب خشنودى خداوند از جان مى گذرد، و خداوند به
بندگانش رئوف است
اى مؤمنان همگى از در ايمان و اطاعت ]اسلام[ درآييد و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد
كه او دشمن آشكار شماست
و اگر بعد از روشنگريهايى كه برايتان نازل شده است، كژروى كنيد، بدانيد كه خداوند
پيروزمند فرزانه است
]گويى[ جز اين انتظار ندارند كه خدا و فرشتگان در سايبانهاى ابر به ديد آنان
بيايند، و كار انجام يابد و سرانجام كارها به خدا بازگردانده مى شود
از بنى اسرائيل بپرس چه بسيار معجزه آشكار به آنان ]نشان[ داديم و هر كس نعمت الهى
را پس از آنكه نصيبش شد، دگرگون سازد ]بداند كه[ خداوند سخت كيفر است
زندگانى دنيا در چشم كافران آراسته شده است و مؤمنان را ريشخند مى كنند، و ]حال
آنكه[ پرهيزگاران در روز قيامت از آنان برتراند، و خداوند هر كس را بخواهد بى حساب
روزى مى بخشد
]در آغاز[ مردم امت يگانه اى بودند، آنگاه خداوند پيامبران را مژده آور و
هشداردهنده برانگيخت و بر آنان بحق كتاب آسمانى نازل كرد تا در هر آنچه اختلاف
مىورزند در ميان مردم داورى كند; و در آن اختلاف نكردند مگر كسانى كه به آنان ]دين
و كتاب[ داده شده بود كه پس از آنكه روشنگريها نصيبشان شد از رشك و رقابتى كه با هم
داشتند ]به اختلاف دامن زدند[، آنگاه خداوند به فرمان خويش مؤمنان را بسوى حق ]و
حقيقتى[ كه ايشان در آن اختلاف كه داشتند رهنمون شد، و خداوند هر كس را كه بخواهد
به راه راست هدايت مى كند
آيا گمان كرده ايد به بهشت مى رويد حال آنكه نظير آنچه بر سر پيشينيان شما آمد، بر
سر شما نيامده است، كه تنگدستى و ناخوشى به آنان رسيد و تكانها خوردند تا آنجا كه
پيامبر و كسانى كه همراه او ايمان آورده بودند مى گفتند پس نصرت الهى كى فرا مى
رسد؟ بدانيد كه نصرت الهى نزديك است
از تو مى پرسند چه ببخشند، بگو هر مالى كه مى بخشيد ]بهتر است[ به پدر و مادر و
خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان ببخشيد و هر خيرى كه انجام دهيد
خداوند از آن آگاه است
بر شما جهاد مقرر شده است، و آن براى شما نا خوشايند است; و چه بسا چيزى را ناخوش
داشته باشيد و آن به سود شما باشد، و چه بسا چيزى را خوش داشته باشيد و آن به زيان
شما باشد، و خداوند مى داند و شما نمى دانيد
از تو درباره كارزار در ماه حرام مى پرسند; بگو كارزار در آن نارواست و باز داشتن
از راه خدا و كفر ورزيدن به خداوند و باز داشتن از مسجدالحرام ]حج [ و راندن اهل آن
از آنجا،در نزد خداوند نارواتر است، و فتنه ]شرك[ بدتر از قتل است، و اينان همچنان
با شما كارزار مى كنند تا اگر بتوانند شما را از دينتان بر گردانند، و هر كس از شما
كه از دينش بر گردد و در حال كفر بميرد، اعمالش در دنيا و آخرت باطل گرديده است; و
اينان دوزخى اند و جاودانه در آنند
كسانى كه ايمان آورده اند و كسانى كه در راه خدا هجرت و جهاد كرده اند، اينانند كه
به رحمت الهى اميدوارند و خداوند آمرزگار مهربان است
از تو درباره شراب و قمار مى پرسند; بگو در آنها گناهى بزرگ و نيز سودهايى براى
مردم هست، ولى گناه آنها بر سودشان مى چربد; و از تو مى پرسند كه چه چيزى ببخشند،
بگو آنچه افزون بر نياز است; بدينسان خداوند آيات ]خود[ را برايتان روشن مى سازد،
باشد كه انديشه كنيد
در باره دنيا و آخرت ]بينديشيد[ و از تو در باره يتيمان مى پرسند، بگو پرداختن به
اصلاح كار آنان بهتر است; و اگر با آنان همزيستى كنيد، برادران ]دينى [ شما هستند و
خداوند تباهكار را از درستكار باز مى شناسد; و اگر خدامى خواست ]كار را[ بر شما
دشوار مى گرفت، خداوند پيروزمند فرزانه است
و زنان مشرك را به همسرى خود در نياوريد، مگر آنكه ايمان بياورند، و كنيزى مؤمن
بهتر است از زن آزاد مشرك، هر چند كه شما را از او خوش آيد و ]زنان مسلمان را[ به
همسرى مشركان در نياوريد، مگر آنكه ايمان آورند و برده اى مؤمن بهتر از مرد آزاد
مشرك است، هر چند كه شما را از او خوش آيد; اينان دعوتگر به آتش دوزخ اند، و خداوند
دعوتگر به بهشت و آمرزش به توفيق خويش است، و آياتش را براى مردم به روشنى بيان مى
دارد تا پند گيرند
و از تو درباره حيض مى پرسند، بگو آن مايه رنج است; پس در مدت حيض از آنان كناره
بگيريد و با آنان نزديكى نكنيد تا پاك شوند و چون پاكيزه شدند ]و غسل كردند[ آن
گونه كه خدا به شما فرموده است با آنان بياميزيد كه خداوند آمرزش خواهان و پاكيزگان
را دوست دارد.
زنان شما ]در حكم[ كشتزار شما هستند، پس هرگونه كه خواستيد به كشتزار خويش درآييد و
براى خويش پيش انديشى كنيد، و از خداوند پروا كنيد و بدانيد كه شما به لقاى او
خواهيد رسيد، و مؤمنان را بشارت ده.
و خداوند را دستاويز سوگندهاى خود نسازيد كه از كار نيك و پرهيزگارى و آشتى دادن
بين مردم، تن بزنيد; و خداوند شنواى داناست.
خداوند شما را در سوگندهاى بيهوده و ]بى اختيار[ بازخواست نمى كند، ولى در آنچه بر
آن دل مى نهيد ]سوگندهاى آگاهانه[ بازخواست مى كند، و خداوند آمرزگار بردبار است.
كسانى كه سوگند مى خورند كه با زنانشان نزديكى نكنند بايد تا چهار ماه انتظار كشند،
سپس اگر باز گشتند خداوند آمرزگار مهربان است.
و اگر آهنگ طلاق كردند ]بدانند[ كه خداوند شنواى داناست.
و زنان طلاق داده بايد به مدت سه پاكى درنگ كنند و براى آنان روا نيست كه اگر به
خداوند و روز بازپسين ايمان دارند، آنچه خداوند در رحمهايشان آفريده است، پنهان
دارند، و شوهرانشان اگر قصد اصلاح دارند در اين ]مدت[ سزاوارتر به بازگرداندن آنها
هستند; و زنان را بر مردان حقى است در حد عرف، همچنانكه مردان را بر زنان; و مردان
را بر آنان به ميزانى برترى است، و خداوند پيروزمند فرزانه است.
طلاق ]رجعى[ دو بار است، پس از آن يا بايد ]او را[ به نيكى نگاه داشت، يا به نيكى
رها كرد; و بر شما روا نيست كه از آنچه به آنان بخشيده ايد، چيزى باز ستانيد، مگر
آنكه نگران باشند كه مبادا احكام الهى را مراعات نكنند، و اگر بيمناك شديد كه مبادا
احكام الهى را رعايت نكنند، گناهى بر آنان نيست، كه زن خود را باز خرد; اينها حدود
الهى است، از آنها تجاوز نكنيد و كسانى كه از احكام الهى تجاوز كنند اينانند كه
ستمكارند.
آنگاه چون زن را طلاق گفت، ديگر بر او حلال نيست، مگر آنكه به همسرى جز او شوهر
كند، سپس اگر آن مرد او را طلاق داد، بر آنان گناهى نيست كه اگر مى دانند احكام
الهى را مراعات خواهند كرد دوباره به همسرى يكديگر درآيند، و اينها احكام الهى است
كه براى مردم دانا بيان مى دارد.
و چون زنان را طلاق گفتيد و نزديك شد كه عده شان را به سر رسانند، آنگاه يا ايشان
را به نيكى نگاه داريد، يا به نيكى رهايشان كنيد، و هرگز به زور و زيان نگاهشان
نداريد كه ستم كنيد، و هر كس چنين كند بيشك بر خود ستم روا داشته است، و آيات الهى
را به ريشخند مگيريد و نعمت الهى را بر خود و آنچه از كتاب و حكمت كه بر شما نازل
كرد و بدان پندتان مى دهد، ياد كنيد; و از خداوند پروا كنيد و بدانيد كه خداوند به
همه چيز داناست.
و چون زنان را طلاق گفتيد و مدت عده شان را به سر رساندند، آنگاه آنان را باز
نداريد كه اگر به خير و خوشى در ميان به توافق رسيده بودند، به نكاح همسرانشان
درآيند; اين است كه هر كس از شما كه به خداوند و روز بازپسين ايمان داشته باشد،
بدان اندرز داده مى شود; اين براى شما پاك تر و پاكيزه تر است و خداوند مى داند و
شما نمى دانيد.
و مادران فرزندانشان را دو سال كامل شير دهند، اين براى كسى است كه بخواهد دوران
شيرخوارگى را به حد كمال برساند. و خوراك و پوشاك آنان در حد عرف بر عهده پدر فرزند
است; هيچ كس جز به اندازه توانش مكلف نمى شود; هيچ مادرى نبايد به خاطر فرزندش رنجه
شود و نيز نبايد پدر به خاطر فرزندش رنجه شود; وارث ]و قيم[ نيز همين حكم را دارد،
پس اگر به توافق و مشورت در ميان خود، قصد از شير گرفتن فرزند را كردند، گناهى بر
آنان نيست; و اگر خواستيد براى فرزندانتان دايه بگيريد، چون به درستى دستمزد آنان
را بپردازيد، گناهى بر شما نيست، و از خداوند پروا كنيد و بدانيد كه خدا از كار و
كردار شما آگاه است.
و كسانى از شما كه جان مى سپارند و همسرانى به جا مى گذارند، ]آن زنان[ بايد چهار
ماه و ده روز درنگ كنند ]عده نگه دارند[ و چون مدت عده شان را به سر رساندند، در
آنچه به وجه پسنديده در حق خويش مى كنند بر شما گناهى نيست و خداوند از آنچه مى
كنيد آگاه است.
و نيز در خواستگارى از زنان ]مطلقه، يا همسرمرده[ آنچه به كنايه بر زبان آوريد يا
در دل نگه داريد، گناهى بر شما نيست; خداوند مى داند كه به زودى از آنان ياد خواهيد
كرد، ولى در نهان به آنان وعده ندهيد، مگر آنكه سخنى سنجيده بگوييد، و آهنگ عقد
ازدواج نكنيد تا عده به سرآمدش برسد، و بدانيد كه خداوند از آنچه در دل داريد آگاه
است، از او پروا داشته باشيد و بدانيد كه خداوند آمرزگار بردبار است.
بر شما گناهى نيست كه زنانى را كه با آنان نزديكى نكرده و مهر نيز تعيين نكرده ايد،
طلاق دهيد; ولى آنان را به عطيه اى بهره مند سازيد، عطيه اى كه به وجه پسنديده، بر
عهده توانگر به اندازه توانش و بر تنگدست نيز به اندازه توانش نهاده شده است كه بر
نيكوكاران مقرر است.
و اگر پيش از نزديكى با آنان، خواستيد طلاقشان بدهيد، و مهرى برايشان تعيين كرده
بوديد، پرداختن نيمه آن بر عهده شماست، مگر آنكه زنان ]آن نيمه را[ ببخشند، يا كسى
كه سررشته نكاح در دست اوست ]نيمه ديگر را هم[ ببخشد ]و مهر را به تمامى بدهد[ و
بخشش و بخشايش نزديكتر به پرهيزگارى است، و بزرگوارى را در بين خودتان فراموش
نكنيد، كه خداوند از كار و كردار شما آگاه است.
بر نمازهاى پنجگانه مواظبت كنيد، به ويژه نماز ميانه، و فروتنانه در برابر خدا ]به
نماز[ بايستيد.
ولى اگر بيمناك بوديد ]نماز خوف را[ پياده يا سواره ]به جاى آوريد[ و چون امن و
آسايش يافتيد، خدا را ياد كنيد، كه آنچه نمى دانستيد به شما آموخت.
و كسانى از شما كه جان مى سپارند، و همسرانى بر جاى مى گذارند بايد براى همسرانشان
وصيت كنند كه آنان را تا يك سال بهره مند سازند بى آنكه ]آنان را از خانه شوهر[
بيرون كنند، ولى اگر ]به دلخواه خويش[ بيرون رفتند، در آنچه به وجه پسنديده در حق
خويش مى كنند، بر شما گناهى نيست و خدا پيروزمند فرزانه است.
و براى زنان طلاق داده بايد عطيه اى در حد عرف تعيين كرد كه بر پرهيزگاران مقرر
است.
بدينسان خداوند آياتش را بر شما روشن مى گرداند، تا انديشه كنيد.
آيا ]داستان[ كسانى را كه هزاران هزار بودند و از بيم مرگ از خانه و كاشانه خويش به
در رفتند، ندانسته اى؟ كه خداوند به آنان گفت بميريد ]و مردند[ سپس زنده شان كرد،
چرا كه خداوند بر مردم بخشش و بخشايش دارد، ولى بيشترينه مردم سپاس نمى گزارند.
و در راه خدا كارزار كنيد و بدانيد كه خداوند شنواى داناست.
كيست كه در راه خدا قرض الحسنه دهد تا براى او چندين و چند برابرش كند; و خداوند
تنگنا و گشايش ]در معيشت مردم[ پديد مى آورد، و به سوى او بازگردانده مى شويد.
آيا ]داستان[ بزرگان بنى اسرائيل را پس از موسى ندانسته اى؟ آنگاه كه به پيامبرشان
گفتند براى ما فرمانروائى بگمار تا ]به فرمان او[ در راه خدا جهاد كنيم; گفت اگر
جهاد بر شما مقرر گردد، چه بسا كارزار نكنيد; گفتند دليلى ندارد كه در راه خدا
نجنگيم، حال آنكه از خانه و كاشانه مان رانده ]و از زن[ و فرزندانمان جدا شده ايم;
آنگاه چون كارزار بر ايشان مقرر گشت، جز اندكى از ايشان، همه رويگردان شدند، و خدا
از ستمكاران آگاه است.
و پيامبرشان به ايشان گفت خداوند طالوت را به فرمانروايى شما برگماشته است; گفتند
چگونه او بر ما فرمانروايى كند، حال آنكه ما از او به فرمانروايى سزاوارتريم، و مال
و منال چندانى نيز ندارد; گفت خداوند او را بر شما برگزيده است و به او دانايى و
توانايى بسيار بخشيده است و خدا فرمانرواييش را به هر كس كه بخواهد ارزانى مى دارد
و خدا گشايشگرى داناست.
و پيامبرشان به ايشان گفت نشانه ]صدق و صحت[ فرمانروايى او اين است كه تابوت عهد كه
در آن مايه آرامشى از سوى پروردگارتان و يادگارى از ميراث آل موسى و آل هارون هست،
و فرشتگانش حمل مى كنند، به سوى شما مى آيد; اگر مؤمن باشيد در اين امر عبرتى براى
شماست.
و هنگامى كه طالوت با سپاهيان رهسپار شد، گفت خداوند آزماينده شما به جويبارى است،
كه هر كس از آن بنوشد از من نيست، و هر كس از آن نخورد او از من است، مگر آنكه مشتى
]آب[ به دست خويش برگيرد; اما جز اندكى از ايشان، همه از آن نوشيدند; و چون او و
كسانى كه همراه او ايمان آورده بودند، از آن جوى برگذشتند، ]بددلان[ گفتند ما امروز
تاب جالوت و سپاهيانش را نداريم; ]اما[ كسانى كه يقين داشتند كه به لقاى الهى
خواهند رسيد، گفتند چه بسا گروهى اندكشمار كه به توفيق الهى بر گروهى انبوه پيروز
گرديده است، و خداوند با شكيبايان است.
و چون با جالوت و سپاهيانش رو در رو شدند گفتند پروردگارا بر ما ]باران[ صبر فرو
ريز و گامهاى ما را استوار بدار و ما را بر خدانشناسان پيروز گردان.
آنگاه به توفيق الهى آنان را شكست دادند و داود جالوت را كشت، و خداوند به او
فرمانروايى و پيامبرى ارزانى داشت و از هر آنچه خواست به او آموخت، و اگر خداوند
بعضى از مردم را به دست بعضى ديگر دفع نكند، زمين تباه شود، ولى خداوند بر جهانيان
بخشش و بخشايش دارد.
اين آيات الهى است كه به حق بر تو مى خوانيمش و تو از فرستادگانى.
اينان پيامبرانى هستند كه بعضى را بر بعضى برترى بخشيده ايم; از آنان كسى هست كه
خداوند با او سخن گفته است; و بعضى آنان را مرتبه هايى بلند فرا برده است، و عيسى
بن مريم را معجزات آشكار داديم و او را به روح القدس يارى كرديم; و اگر خدا مى
خواست كسانى كه پس از ايشان آمدند، پس از روشنگريهايى كه برايشان آمد، كشمكش و
كارزار نمى كردند، ولى اختلاف پيشه كردند; و بعضى از ايشان ايمان آوردند و بعضى كفر
ورزيدند، و اگر خدا مى خواست كشمكش و كارزار نمى كردند، ولى خداوند هر آنچه اراده
كند انجام مى دهد.
اى مؤمنان، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه خريد و فروشى هست و نه دوستى و
شفاعتى، از آنچه روزيتان كرده ايم، انفاق كنيد و ]بدانيد كه[ كافران همان
ستمگرانند.
خداوند است كه جز او خدايى نيست; زنده پاينده است; نه غنودن او را فرا گيرد نه
خواب; آنچه در آسمانها و در زمين است از اوست; كيست كه در نزد او، جز به اذن او، به
شفاعت برخيزد; گذشته و آينده ايشان را مى داند، و به چيزى از علم او احاطه و آگاهى
نيابند مگر آنچه خود بخواهد; كرسى ]علم و قدرت[ او آسمانها و زمين را فرا گرفته
است; و نگاهداشت آنها بر او دشوار نيايد، و او بزرگوار و بزرگ است.
در كار دين اكراه روا نيست; چرا كه راه از بيراهه به روشنى آشكار شده است; پس هر كس
كه به طاغوت كفر ورزد، و به خداوند ايمان آورد، به راستى كه به دستاويز استوارى دست
زده است كه گسستى ندارد و خداوند شنواى داناست.
خداوند سرور مؤمنان است و آنان را از تاريكيها به سوى روشنايى به در مى برد; و
كافران سرورشان طاغوت است كه ايشان را از روشنايى به سوى تاريكيها به در مى برد;
اينان دوزخى اند و در آن جاودانه مى مانند.
آيا ]داستان[ كسى را كه از ]سرمستى[ آنكه خداوند به او ملك و مكنت بخشيده بود، با
ابراهيم در باره پروردگارش محاجه مى كرد ندانسته اى؟ چون ابراهيم گفت پروردگار من
كسى است كه زندگى مى بخشد و مى ميراند، او ]نمرود[ گفت من ]نيز [زندگى مى بخشم و مى
ميرانم; ابراهيم گفت اما خداوند خورشيد را از مشرق برمى آورد، تو از مغربش برآور.
آن كفرپيشه سرگشته ]و خاموش[ ماند، و خداوند مردم ستمكار را هدايت نمى كند.