بعدى

كليات تعبير خواب

دانيال پيغمبر و ابن سيرين

سپاس و ستايش خداى را كه واحد و صمد و قادر است مالك ذوالجلال و حىّ فاطر است و رزّاق خلق و عالم ضماير است خالق سپهر و نجوم زاهر است عالم الغيب و داننده سراير است و باطن است اول است و آخر است و درود و تحيّات بر محمد و آل محمد(ص) شيخ ابوالفضل حسين بن محمد ابراهيم تفليسى گويد كه چون از تصانيف صحّت الابدان بپرداختم شروع كردم در كتب اهل تعبير كه به فارسى ساخته بودند كتاب واضح نيافتم و چنانكه هر جوانى را از قول استادان اين عِلم كه به حُجّت و بُرهان بيان كرده باشند نديدم كه مقيّد باشد و در اين علم جهد كردم و رنج بر خود نهادم تا اين كتاب ساختم از بهر مطالعه نظر همايون سلطان معظم خاقان اعظم سلطان سلاطين العرب و العجم مالك رقاب الاُمم عزّ الدنيا و الدّين ابوالفتح قزل السلال مسعود ابن ناصرالدّين اطال اللّه بقائه و بر نَسَق حروف مُعجم تأويل خوابها به فارسى واضح آوردم از كتب معبّرين كه در اين عِلم نفيس معروفاند چون كتاب اصول دانيال و كتاب تقسيم حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) و كتاب جوامع محمد بن سيرين و كتاب دستور ابراهيم كرمانى و كتاب ارشاد جابر مغربى و كتاب تعبير اسمعيل ابن اشعث و كتاب كنز الرؤيا يا مأمونى و كتاب تعبير بيان عبدوس و كتاب تعبير حافظ ابن اسحق و كتاب جمل الدلايل و كتاب ايضاح التعبير فخرى و كتاب كافى الرؤيا و كتاب تعبير معروف طاووس و كتاب مفرح الرؤيا و كتاب تُحفة المُلوك و كتاب منهاج التعبير خالد اصفهانى و كتاب مقدمة التعبير و كتاب حقايق الرؤيا و كتاب وجيزه محمّد ساهونه و كتاب متفرّق از كلمات هر كس كه در اين عِلم تصنيف كردهاند پس اختيار كلام اين جمع ياد كرده شد و نام اين كتاب را كامل التعبير نهاديم زيرا كه در اين عِلم از اين كاملتر به فارسى نساختهاند و آنچه انصاف است همه كس را به اين كتاب احتياج است و از قول استادان اين صنعت اقوال شش كس ياد كردم كه هر يك از اين استادان در عصر خويش يگانه و حكيم بودند اول از قول دانيال(عليه السلام)كه در عصر بُخت النّصر بوده دوم امام بحقّ جعفر صادق(عليه السلام)، سوم محمّد بن سيرين، چهارم ابراهيم كرمانى پنجم جابر مغربى ششم اسمعيل ابن اشعث و ديگران را از قول بعضى از ايشان به قدر اختيار ياد شد.

«««آ»»»

آبادانى ابن سيرين گويد اگر بيند كه جايگاهى خراب را آبادان همىكرد چون مسجد و خانقاه و آنجه را بدين ماند دليل كند بر صلاح دين و خرد و ثواب آخرت كه وى را حاصل شود و اگر بيند كه زمينى خراب از خود آبادان همىكرد چون سر او دكان و مانند اين دليل كند كه خير و فايده اين جهان يابد و اگر بيند كه جايگاه آبادان بيفتاد و خراب شد دليل كند كه به اهل آن جايگاه بلا و مصيبت رسد جابر مغربى گويد كه اگر كسى خويشتن را به خواب در جايگاهى آبادان مقيم بيند دليل كند كه خير و منفعت يابد به قدر آبادانى كه ديده بود و اگر به خلاف بيند دليل بر شر و فساد و مضرت وى كند. حضرت صادق(عليه السلام) فرمايد كه ديدن آبادانى به خواب بر چهار وجه بود و اول بر صلاح كارهاى اين جهانى دوّم خير و منفعت سوم بر داد و كامرانى چهارم بر گشايش كارهاى بسته.

آب بدان كه زندگانى همه چيز به آب است قوله تعالى و من الماء كل شيئى حى ابن سيرين گويد اگر بيند كه بر فراز آب همىرفت چون آب دريا و رودخانه و آنچه بدين نمايد دليل كند بر قوت ايمان و اعتقاد پاك وى و اگر بيند كه از آب صاف خوشگوارى بسيار بخورد دليل كند كه عمرش دراز بود و معيشت وى خوش بود و اگر بيند كه آب شور همىخورد تاويل به خلاف اين بود و اگر بيند كه از دريا آب خوشگوار همىخورد دليل كند كه به قدر آن از پادشاه مال و نعمت يابد و اگر بيند كه جمله آب دريا را بخورد دليل كند كه پادشاهى همه جهان را بگيرد و بعضى گويند كه به قدر آنكه از آب دريا خورده بود وى را بزرگى و مال و نعمت حاصل شود چون آب روشن و صافى بود اما اگر تيره بود آنچه بدو رسد با رنج و سختى و بيم و ترس بود كرمانى گويد كه اگر بيند كه آب گرم همىخورد دليل بود كه بيمارى و رنج كشد اگر بيند كه بر وى آب گرم همىريختند، چنانكه او را خبر نباشد دليل كند كه بيمار شود يا غمى سخت بدو رسد و اگر بيند كه در آب بيفتاد دليل كند كه در رنج و غم گرفتار شود و اگر بيند كه آب به جام برداشت دليل كند كه بر مال و زندگى فريفته شود و اگر بيند كه در كاسه آبگينه آب به زن خويش داد و كاسه آبگينه را نسبت به جوهر زنان كردهاند و آب كه در كاسه آبگينه باشد فرزند طفل بود كه در شكم مادر باشد اگر بيند كاسه بشكست و آب بريخت دليل كند كه جفت او بميرد و فرزندش بماند و اگر ديد كه آب بريخت و كاسه تهى ماند دليل كند كه فرزندش بميرد و زن او بماند و اگر بيند كه بىبهاء آب به مردم همىداد دليل كند كه در دنيا و آخرت خير او به مردم برسد و جايگاه خراب را آبادان كند و اگر بيند كه در خانهاى كه اندر آن آب ريخته بود داخل شد دليل كند كه غمگين و متفكر گردد و اگر بيند كه آب صاف پيالهاى را مانند سگى خورد دليل كند كه زندگانى به عيش و عشرت گذراند اما كارى كند كه بلا و فتنه بدو رسد كه مال جمع را اندك اندك به مردمان بخشد و به خيرات خرج كند جابر مغربى گويد كه آبها كه بوقت زياده شود دليل كند كه در آن سال فراخى و نعمت بود و اگر آبهاى بسيار ديد كه به زمين خورد دليل كند كه مردمان عامه در آن سال را سلامت و عافيت بود قوله تعالى و قيل يا ارض ابلعى ماءك و يا سماء افلعى و غيض الماء و اگر بيند كه آبها از سر مردمان فرود مىآيد دليل كند كه در آن سال نعمت و فراخى بود در آن ديار قوله تعالى انا صببنا الماء صبا و اگر بيند كه در خانه وى آب تيره ايستاده باشند تأويلش به خلاف اين بود دانيال(عليه السلام) گويد كه آب دادن باغ و كشت از جويها و رودها دليل كند بر مال و رستگارى از غم و اندوه و آب دادن مردمان را دليل كند بر دين و ديانت و كردارهاى نيك و پسنديده بود و اگر بيند كه به آب اندر همىرفت و اندر آن وقت تن او قوى بود دليل كند كه به شغل صعب مشغول گردد از قبيل رئيسى و قول او اندر آن مقبول بود خاصه كارى اندر آن كار ظاهر گردد و اگر بيند كه در آب صافى رفت و تن او پوشيده بود دليل بر قوت دين بود توكل كردن بر ايزد تعالى و استقامت كار وى و اگر بيند كه آب به باغ همىبرد دليل كند كه زن خواهد يا كنيزك خَرَد و اگر كسى بيند كه آب پاك بر وى ريخت دليل كند كه از آن كس خير و منفت بدو رسد و اگر آب تيره بر وى ريخت تأويلش به خلاف آن بود حضرت صادق(عليه السلام) مىفرمايند كه به آب فرو رفتن به خواب معبران بر پنج وجه تعبير كنند اول يقين دوم قوت سوم كار دشوار چهارم نديمى پنجم عمل از جهت رئيس شهر بدان كه تعبير باران در حرف بىبيان كنيم و تعبير آب چشمه و آب جوى به حروف جيم و آب دريا را به حرف دال و آب رود به حرف را و آب كاريز به حرف كاف و هم بر اين قياس خوابهاى ديگر را بترتيب هر چيزى به موضعش باز نمائيم يا معنوم شود.

آب بينى دانيال(عليه السلام) گويد كه آب بينى دليل بر فرزند كند اگر بيند آب از بينى او همىآمد دليل كند كه وى را فرزند آيد و اگر بيند كه از بينى او خلط بيرون آمد همين دليل كند كرمانى گويد اگر بيند كه از بينى او آب همىفرود آيد دليل كند كه وامش داده شود و از رنج و سختى و غم بِرَهَد و اگر بيمار بود شفا يابد ابن سيرين گويد كه آب بينى در خواب فرزند بود ليكن اگر بيند كه آب بينى بر اندام وى افتاد دليل كند كه وى را پسر آيد و اگر بيند كه بر زمين افتاد دليل كند كه دختر آيد و اگر بيند كه بينى بر زن خويش افتاد دليل كند كه زن او آبستن گردد وليكن فرزند را بيفكند و اگر بيند كه زن بر وى آب بينى افكند دليل كند كه او را پسرى آيد و اگر بيند كه آب بينى در سراى همسايه افكند دليل كند كه با زن همسايه خيانت كند و اگر بيند كه آب بينى خود را در بستر مردى افكند همين دليل كند ابن سيرين گويد اگر بيند كه اب بينى خود را همىخورد دليل كند كه مال خود را بر عيال خود بذل كند اگر بيند كه آب بينى زن خويش را همىخورد دليل كند كه او را فرزند شود و اگر بيند كه آب بينى او سياه و تيره بود دليل كند كه فرزند او را اندوه و مصيبت رسد و اگر بيند كه آب بينى او زرد بود دليل كند كه فرزندش بيمار گردد.

آب تاختن ابن سيرين گويد كه اگر كسى بيند كه آب تاختن كند به جايگاهى كه موضع آن نباشد اگر خداوند خواب غمگين و وامدار بود دليل كند كه از غم فرَج يابد و وامش گذارده گردد و اگر بيند در خواب توانگر گردد دليل كند كه مالش نقصان آيد بر قدم آب تاختن دانيال(عليه السلام) گويد اگر بيند كه در جايگاهى مجهول آب تاختن كند دليل بود كه از اهل آن موضع زن خواهد يا كنيزك خَرَد اگر بيند كه بجاى آب تاختن خون همىرفت دليل كند كه او را فرزندى ناقص آيد و اگر بيند كه بجاى آب تاختن ريم مىرفت دليل كند كه او را فرزند آيد به تن معلول. و بعضى از معبران گفتهاند كه آب تاختن مال حرام بود كرمانى گويد اگر بيند كه اندر چاهى آب تاختن كرد دليل كند كه از كسى مال حلال حاصل كند و اگر بيند آبتاختن همىكرد دليل كند كه او را فرزندى كه قرآن ظاهر خواند و عالمِ و دانا گردد و اگر بيند كه برخى از آب تاختن ريخت و برخى با خود داشت دليل كند كه برخى از مال وى برود و برخى اندوه و غم وى جدا گردد و اگر بيند كه مردمان از آب تاختن وى همىمسح كردند دليل كند كه او را فرزند آيد كه عالم و دانا گردد و مردمان متابع او گردند جابر مغربى گويد اگر بيند كه در مسجد آب تاختن همىكرد دليل كند كه مال خويش هزينه كند نه بر وجه خويش و اگر بيند كه جامه وى به آب تاختن آلوده شد دليل كند كه از مال خويش براى فرزند خويش هزينه كند حضرت صادق(عليه السلام) مىفرمايد كه آب تاختن در خواب بموقع خويش مرد را توانگرى رسد اما آنكه درويش باشدو بنده را آزادى باشد و بيمار را شفا بود و محبوس را فرج بود و مسافر را باز آمدن بود و عامل را معزولى بود و خليفه را مرگ بود و قاضى را عزل و بازرگانان را زيان بود در تجارت اسماعيل اشعث گويد اگر بيند كه در خانه خويش به موضعش آب تاختن همىكرد دليل كند كه مال خويش بر عيال خويش هزينه كند ليكن عوض آن باز آيد قوله تعالى و ما انفقتم من شئى فهو يخلفه و هو خير الرازقين.

آبخانه ابن سيرين گويد اگر كسى در خواب بيند كه آبخانه همىساخت دليل كند كه به جمع كردن مال دنيا حريص گردد و راغب گردد و نخواهد كه از مال خود چيزى خرج كند و بعضى از معبران گفتهاند دليل كند كه زن جادويه وى را حاصل گردد و آن زن حرامخوار و بىديانت بود و اگر بيند كه در آبخانه بول و غايط همىكرد دليل كند مال خويش را هزينه كند و اگر بيند كه در آبخانه بيفتاد يا در چاه آبخانه بيفتاد دليل كند كه در جميع مال غريق بود و اگر بيند كه كسى در چاه آبخانه خود افتد دليل كند كه مال كسى به غضب سِتانَد و اگر بيند كه بيفتاد و دست و پايش شكست دليل كند كه بلاى سخت بدو رسد حضرت صادق(عليه السلام) فرمايد كه ديدن آبخانه در خواب بر پنج وجه بود اول مال حرام، دوم عيش دنيا، سوم خزينه، چهارم شروع در حرام، پنجم زن خادمه و حرامخوار.

آبدستان ابن سيرين گويد كه آبدستان در خواب خزينهدار و صاحب تدبير بود كه دخل و خرج در دست او بود اگر بيند كه پادشاهى آبدستان به وى داد، دليل كند كه خزينهدار و مدير پادشاه بود و اگر او به كسى دهد هم بر اين قياس بود كرمانى گويد كه آبدستان در خواب خادم بود قوله تعالى يطوف عليهم والدان مخلدون باكواب و اباريق و اگر بيند كه آبدستان او بشكست يا ضايع شد دليل كند كه زن از وى جدا گردد يا بميرد و اگر بيند كه از آبدستان آب همىخورد دليل كند كه وى را فرزندى حاصل شود خاصه كه آب را صافى بيند و خوش طعم حضرت صادق(عليه السلام) فرمايد كه ديدن آبدستان در خواب بر پنج وجه بود اول خادم، دوم خزينه، سوم مدير كار، چهارم فرزند، پنجم روزى اندك از جائى كه اميد ندارد.

آبستنى ابن سيرين مىگويد اگر بيند كه شكم او بزرگ شده بود چون زن آبستن دليل كند كه او را مال و نعمت دنيا حاصل گردد هر چند كه شكم بزرگتر بيند مال دنيا بيشتر بود كرمانى مىگويد اگر فرزند نابالغ خود را آبستن بيند دليل كه اگر پسر بود پدرش نعمت و مال حاصل گردد و اگر بيننده خواب دختر بود مادرش را نعمت و مال حاصل شود

آبكانه ابن سيرين مىگويد كه خوردن آبكانه دليل بر رنج و بيمارى تن كند اگر بيند كه آبكانه همىخورد دليل كند كه به قدر آن وى را بيمارى بود كرمانى مىگويد اگر بيند كه آبكانه بريخت يا از وى هيچ نخورد دليل كند كه از غم و اندوه فرج يابد و اگر بيمار بود شفا يابد حضرت صادق(عليه السلام) فرمايد كه خوردن آبكانه بر پنج وجه گفتهاند اول بيمارى، دوم غم، سوم خصومت، چهارم حاجت، پنجم ناسازگارى با اهل و عيال

آبگينه دانيال(عليه السلام) مىگويد كه آبگينه در خواب زن بود اگر بيند كه در آبگينه آب همىخورد دليل كند كه زن خواهد و مال يابد اگر بيند كه در آبگينه به كسى شراب داد دليل كند كه از بهر كسى زن خواهد ابن سيرين مىگويد اگر كسى بيند كه آبگينه سفيد داشت و نامش آنجا نوشته بود دليل كند كه دولت دينى و دنيائى يابد و حاجت او روا گردد اگر بيند كه بر اين آبگينه نام پادشاه نوشته بود دليل كند كه اجلش نزديك بود اگر بيننده خواب پادشاه باشد و اگر پادشاه نباشد دليل كند كه بر قدر و اندازه او خير و خرمى يابد جابر مغربى مىگويد اگر بينند كه آبگينه داشت بيفتاد و بشكست دليل كند اگر زن دارد طلاقش دهد و اگر زن ندارد زنى از خويشان وى رحلت كند و بدان كه آبگينهگر به تاويل بمنزله خداوندگار بود و بعضى از معبران گفتهاند كه آبگينهگر كسى بود كه كارهاى زنان گذارد و پيوسته او را با زنان مخالطت بود.

آبله ابن سيرين مىگويد كه آبله در خواب زيان مال بود اگر بيند كه بر تن او آبله بود به قدر آن خواسته مال او راحاصل شود. كرمانى گويد اگر بيند كه بر تن او آبله بود دليل بود كه به قدر آن مال حرام حاصل شود حضرت صادق(عليه السلام) فرمايد كه آبله بر تن ديدن بر پنج وجه بود اول زيادتى مال، دوم زن خواهد، سوم پسرش آيد، چهارم حاجت روا شدن، پنجم از ترس و بيم ايمن شود چون ابله سفيد.

آبنوس ابن سيرين مىگويد كه ديدن آبنوس در خواب مردى بود در كار خويش سخت و محكم اما توانگر و بخيل بود و از وى چيزى به كس نرسد. كرمانى مىگويد كه آبنوس در خواب زنى بود هم بر اين صنعت كه يادكرده شد. حضرت صادق(عليه السلام) مىفرمايد كه آبنوس در خواب كسى باشد هم بر اين صنعت كه ذكر شد.

آتش دانيال(عليه السلام) مىگويد كه اگر كسى آتش بىدرد در خواب بيند دليل كه به پادشاهى نزديك شود و كار بسته او گشاده شود اگر بيند كه كسى وى را در آتش افكند و آتش وى را سوخت دليل كند كه پادشاه بر وى ستم كند ليكن زود خلاصى يابد و بشارت و نيكوئى يابد چنانكه ايزد تعالى در كلام مجيد فرمود، قلنا يا نار كونى برداً و سلاماً على ابراهيم و اگر بيند كه آتش وى را نسوخت دليل كند كه روى به كراهت سفرى كند و اگر آتش را با تف و سوز بيند دليل كند كه از علت تب بيمار گردد و اگر بيند كه آتش اندام وى رابسوخت دليل كند كه به قدر آن سوختگى وى را رنج و مضرت رسد و اگر بيند كه آتش در خانه وى افتاد و همه اندام وى را بسوخت و زبانه همىزد و از او سهم و ترس در دل او نيامده دليل كند كه از محنت و مصيبت كه بدو رسد سبب بيمارى و ضعف بود چون سرما و طاعون و آبله و سرخچه و آنچه بدين ماند و اگر بيند كه از آن آتش فرا گرفت دليل كند به قدر آن از مال حرام به وى رسد و اگر بيند كه آتش را دود بود دليل كند كه به قدر آن مال حرام وى را به رنج و تيمار حاصل گردد يا جنگ و خصومت و اگر بيند كه از آتش گرمى و تيس بدو رسيد دليل كه كسى وى را در روز غيبت كند كرمانى مىگويد اگر بيند كه شعله آتش به مردمان همىانداخت دليل كند كه در ميان مردم عداوت و دشمنى افكند واگر بازرگانى بيند كه آتش در دكان و كالاى او افتاد دليل كند كه كالائى كه دارد بر باد دهد يا آنچه به درمى ارزد به سه درم فروشد و بر كسى شفقت نبرد واگر بيند كه آتش در خانه كسى افتاده دليل كه آن كس در جنگ و فتنه و جور سلطان افتد و اگر بيند كه آتش جامه او رابسوخت دليل كه با خويشان جنگ و خصومت كند يا از سبب مال اندوهگين گردد و اگر كسى آتش عظيم در زمينى بيند دليل كند كه در آن موضع فتنه جنگ افتد و اگر چيزى سوخته بينددليل كند كه از جهت زنان وى را با كسى خصومت كند و اگر بيند در شهرى يا محلهاى در سرائى آتش افتاد چنانكه هر چه بود همه را بسوخت آن آتش زبانه مىزد و او را سهمگين همىداد دليل كند كه در آن موضع جنگ و كارزار بود يا بيمارى صعب افتد و اگر بيند كه آتش برخى چيزها را بسوخت و برخى رها كرد و او را سهمگين بداشت دليل كند بر جنگ و كارزار در آن موضع و اگر زبانه و فروغ نداشت دليل بر بيمارى صعب كند و اگر آتش را از دور بيند دليل كند بر ترس و بيم اندر كارها و اگر بيند كه آتش از آسمان بيفتاد و شهرى يا محله يا سرائى بسوخت دليل كند كه آن بلا و فتنه كه گفته شد بر اهل آن موضع شهريور بود و اگر بيند كه آواز سهمگين داشت و زبانه همىزد و در جائى افتاد ليكن گزند و زبانه نمىكرد دليل بود كه در ميان اهل آن موضع گفتگو و خصومت افتد به زبان و اگر بيند كه از زير زمين آتشى سهمگين برآمد و سوى آسمان شد دليل بود كه اهل آن موضع دوستان با حقتعالى حرب كند به دروغ و بهتان گفتن بر وى به قدر و قوه آن آتش كه ديده بود اگر بيند آتشى از جائى افتاد و آن آتش هيچ گزند نمىكرد بلكه دليل بود كه در آن منفعت يابد و اگر درويش بود توانگر گردد. اسمعيل اشعث مىگويد كه اگر كسى بيند كه از آسمان مانند باران آتش مىباريد دليل بر بلا و فتنه و خون ريختن بود از جهت پادشاهان در آن موضع و اگر بيند كه آتش از آسمان بيامد و چيزهاى خوردنى كه از آن او بود بسوخت دليل كند كه طاعت وى نزد حقتعالى پذيرفته شود قوله تعالى بقربان يا كله النار و اگر بيند كه از آسمان آتش همىآمد و كسى را نسوخت، بيم عذاب حقتعالى باشد. قوله تعالى عذاب النار التى كنتم بها تكذبون و باشد كه از پادشاه وى را بيم بود و اگر بيند كه بر سر آتشى بزرگ گرم مىشد دليل كند كه به پادشاهى بزرگ نزديك گردد و اگر بيند كه بر آتشى چيزى همىپخت دليل كند كه شغل دنيا و دنياى وى تمام گردد و اگر بيند كه آتشى از آسمان فرو آمد و نبات زمين را بسوخت دليل كند كه در آن ديار نعوذبالله مرگ مفاجات بسيار بود و اگر بيند كه آتشى بزرگ قُبّه يا مناره بسوخت دليل كند كه پادشاه آن موضع هلاك گردد. بعضى از معبران گويند كه اگر كسى بيند كه آتشى از زمين برآيد و فروغ مىداد دليل كند كه در آن موضع گنج بود حضرت صادق(عليه السلام) مىفرمايد اگر بيند پارههاى آتش مىخورد دليل كند كه مال يتيمان خورد. قوله تعالى الذين ياكلون اموال اليتامى ظلماانما ياكلون فى بطونهم ناراو سيصلون سعيرا و اگر بيند كه از دهان وى آتش بيرون مىآيد دليل كند كه سخن دروغ و بهتان گويد و اگر بيند كه هر جائى آتشهاى سوزنده مىگرفت دليل كند كه از هر جائى ميانجى كند ميان رعيت و مردمان پادشاه و اگر بيند كه در پهلوى او آتشى افروخته بود و او را زيان داشت دليل كند كه بدو خير و نيكى رسد قوله تعالى افرايتم النار التى تورون و اگر بيند هيزم آتش عظيم مىسوخت دليل كند بر جنگ و فتنه در آن ديار. قوله تعالى كلما او قدوا ناراللحرف و اگر بيند آتش در مردم مىزد دليل نصرت بود او را بر دشمنان و اگر بيند كه آتش وى را بسوخت و آن آتش نور نداشت دليل است كه از علت سرسام بيمارى كشد و اگر بيند آن آتش نور نداشت دليل است كه از علت سرسام بيمارى كشد و اگر بيند آن آتش را نور نيست دليل است كه كسى را از خويشان و فرزندان وى فرزندى آيد كه مردمان بر وى ثنا گويند و مال و بزرگى يابد به قدر نور آن آتش و اگر در رزمگاه آتش بيند دليل كند بر بيماريهاى صعب چون آبله و طاعون و سرسام و مرگ و مفاجاه نعوذ بالله و اگر آن آتش را با دود بيند دليل كند كه از پادشاه او را بيم و ترس بود و اگر آتش را در بازار بيند دليل كند بر بىدينى اهل بازار و آنكه اهل بازار در تجارت انصاف ندهند و در خريد دروغ گويند و اگر در درياى آتشى افتاده بيند دليل كند كه در مردم آنجا مصادره بود از پادشاه و از او به رعيت ظلم رسد و اگر در راه مجهول آتش بيند دليل بر بىدينى بود و اگر آتش در جامه كسى افتاده بيند دليل كند كه آن كس را مصيبت و ترس و بيم بود و اگر خويشتن را بر آتش ايستاده بيند دليل كه او را رنج مىرسد.

آتش برافروختن ابن سيرين مىگويد كه آتش افروختن به خواب پادشان را قوت بود و آتش بىدرد فروغ قوت بود و آتش با دود پادشاه ستمگر و غم و اندوه و زيان بود و اگر بيند كه آتش برافروخت تا گرم شود يا كسى ديگر بدان گرم شود دليل كه چيزى طلب كند كه از آن منفعت يابد و اگر بيند كه بىفايده آتشى برافروخت دليل كند كه بىسبب جنگ و خصومت كند و اگر بيند آتشى برافروخت تا چيزى بريان كند، دليل كند كه كارى پيش گيرد به سبب غيبت مردمان تاطلب حال كسى كند و اگر بيند كه از آن بريان بخورد دليل كند كه به قدر آن روزى به وى رسد با غم و اندوه و اگر بيند كه به زير ديگ آتش مىافروخت و در ديگ گوشت بود يا چيزى ديگر دليل كه كارى بسازد كه از آن كار كدبانوى خانه را منفعت رسد و اگر بيند كه در آن ديگ هيچ طعام نبود دليل كند از آن كار او را غم و اندوه بود و اگر بيند كه آتشى برافروخت كه حلوا پزد دليل كه او را سخنى نيكو گويند و اگر بيند كه آتشى برافروخت از براى روشنائى دليل كند كه كارى به حجت و برهان روشن گرداند. كرمانى مىگويد اگر بيند در جايگاهى آتشى برافروخت تا اهل آن جايگاه را بسوزاند دليل بود كه اهل آن موضع را غيبت كند و بدى گويد و اگر بيند آتش را در تنور يا در آتشدان همىافروخت بى آنكه طعام پزد دليل كند كه با مردى از خويشان و يا اهل بيت او را جنگ و خصومت افتد و اگر بيند كه خواست تا آتش برافروزد از بهر منفعت خويش و آن آتش برنمىافروخت و روشنائى نمىداد دليل كند كه از علم خويش بر خوددارى يابد و اگر اين كس پادشاه بود عز و جاه و دولتش افزون گرددو اگر بيند آن آتش كه افروخت بمرد دليل كند كه هلاك گردد جابر مىگويد اگر بيند كه در بيابان آتش مىافروخت كه مردمان از نور آن آتش راه مىيافتند و هر كس به موضع و مقام خويش مىرفتند دليل كند كه مردم از علم و حكم او بهره يابند و راه راست گيرند و اگر بيند كه آن آتش فرو ميرود و نور او زايل مىگردد دليل كند كه احوالش متغير باشد كه از دنيا رحلت كند و اگر بنيد كه آن آتش در بيابان افروخت نه بر راه راست مىدرخشد دليل كه علم او مردمان را به راه ضلالت برد و اگر بيند كه آتشى در موضعى برافروخت تا آن موضع را بسوزد و آتش آنرا بسوخت و آن بازرگانان بود دليل كه خريد و فروخت به نفاق كند و مالش حرام بود و اگر بيند كه از خانه همسايه آتش همىبرد دليل كند كه مالى حرام بدو رسد.

آتش پرستيدن دانيال(عليه السلام) مىگويد اگر كه آتش را مىپرستيد و سجده مىكرد دليل كه پادشاه ستمگر را سجده كند و به خدمت او مشغول شود چنانكه او را نشكند. اگر بيند كه تنور يا آتش يا چراغ را سجده مىكرد دليل كه به خدمت زنان همىمشغول شود و اگر بيند كه آتش را بوسه نمىداد و مىپرستيد دليل كه صاحب خبر پادشاه شود و اگر بيند كه در ميان آتش مراغه همىكرد دليل كه پادشاه به طوع و رغبت بازرگانى كند وليكن عاقبت كارش بر خطر بود خاصه كه از آتش بر تن او آسيب رسيد و اگر از آتش او آسيبى هم نرسد دليل كند بر همه رسالت و سلامت نفس و جمعيت با روزگار او از پادشاه وقت و اگر بيند كه در ميان آتش رفت دليل كند كه به قدر آن از پادشاه منفت يابد و اگر بيند كه آتش از روى يا از جامه يا از دست او روشنائى مىداد چنانكه خلق از نو او متحير بودند دليل بود كه بر دشمن ظفر يابد و مراد دو جهانى حاصل شود. قوله تعالى و ادخل يدك فى جيبك تخرج بيضاء من غير سوء و اين معجزه حضرت موسى بود يا فرعون اسمعيل اشعث مىگويد كه اگر كسى در خواب بيند كه آتش مىپرستيد دليل كند كه بازدارى و عَوانى كند و آن آتش كه مىپرستيد اگر بر شكل اخگرى بود كه غرض او از دين جمع كردن مال بود و مال حرام بسيار حاصل كند.

آتش دان ابن سيرين مىگويد كه آتشدان به خواب زنى بود كه خدمت خانه كند اما اگر آن آتشدان آهنين بود دليل كند كه آن زن از خويشان اهل آن خانه بود و اگر آتشدان چوبين است دليل كند كه آن زن از خويشان اهل آن خانه نبود و از اهل نفاق بود و اگر آتشدان از گل است دليل كند كه آن زن اهل گردنكشان باشد و از مشركان نيز بود، حضرت صادق(عليه السلام) مىفرمايد كه ديدن آتشدان به خواب بر دو وجه است، او زن خادمه، دوم كنيزك.

آتشزنه ابن سيرين مىگويد كه آتشزنه و سنگ آتشدان اين هر دو انباز باشند كه از ايشان يكى قوى و دلير بود و دوم سخت دل بود و اين هر دو مردمان را بر شرف و كارهاى بزرگ درآورند. كرمانى مىگويد اگر بيند كه از آتشزنه آتش بيرون مىآورد و از او شمع يا چراغ برافروخت اگر بيننده پادشاه است دليل كند كه رعيت از عدل و انصاف او آسايش يابند و اگر بيننده خواب عالم بود دليل كه مردم از علم و دانش او بهره يابند و اگر بازرگان بود دليل كند كه با مردمان خير و احسان كند و اگر درويش بود دليل كند كه مردمان از سيرت و كردار وى منفت يابند حضرت صادق(عليه السلام)مىفرمايد اگر بيند كه آتش از آتشزنه بيرون آورد دليل كند كه مال حرام از جهت پادشاه حاصل كند يا به شغل او مشغول شود و از رشوه مال بدست آورد و اگر بيند كه از آتشزنه آتش نتوانست افروختن دليل كند كه مال طلب كند و نيابد.

آتشكده ابن سيرين گويد كه آتشكده به خواب جايگاه مكرره بود كرمانى گويد كه آتشكده جايگاه مردم احمق و خالى بود اگر بينند كه در آتشكده رفت و از آنجا چيزى به وى رسيد دليل كند كه آن مقدار مذلت و خوارى به وى رسد ليكن از بدى برهد و سرانجام پشيمانى خورد.

آرد دليل است بر مال و نعمت حلال كه بىرنج بدو رسد دانيال(عليه السلام) گويد اگر بيند كه آرد چون برف از هوا مىآيد دليل است كه به قدر آن مال و نعمت حلال او را حاصل گردد از آنجا كه اميد ندارد ابن سيرين گويد آرد جو به تاويل درستى دين بود و آرد گندم مالى بود كه از تجارت بسيار فايده بود و آرد كاورس مال اندك بود كه حاصل شود، جابر مغربى گويد كه آرد فروش به خواب ديدن مردى باشد كه دين خويش را به دنيا آورده بود.

آردبيز كرمانى گويد كه آردبيز به خواب مردى بود كه در ميان دوستان و خويشان همىگردد ابنسيرين گويد كه آردبيز به خواب زنى بود فضول يا خادمى بود اگر بيند كه آردبيز بزرگ نو فرا گرفت يا كسى به وى داد دليل كند كه زنى يا خادمى چنانكه گفتيم خدمتكار دوست وى گردد و بعضى از معبران گويند كه مردى مصلح كه در خدمت او مقيم بود و دوست وى شود حضرت صادق(عليه السلام)گويد كه آردبيز در خواب بر چهار وجه بود اول مردى مصلح، دوم زنى فضول، سوم خادم، چهارم منفت اندك.

آروغ كرمانى مىگويد كه اگر بيند كه در خواب آروغ برمىآورد دليل بود كه سخنى بگويد كه او را از آن حرمتى بود اگر بيند كه با آروغ طعامى بود و از گلويش بيرون آمد دليل كند كه اجلش نزديك بود محمد بن سيرين مىگويد كه اگر ديد كه آروغ ترش و ناخوش برآورد دليل كند كه سخنى گويد كه از آن مضرت و خطر بيند و اگر ديد كه آروغ همچون دود برآورد دليل كند كه بىهنگام سخنى گويد كه از آن او را عيب گويند و ملامت كنند و سرانجام از آن پشيمانى خورد.

آزاد شدن دانيال(عليه السلام) گويد اگر كسى بيند كه آزاد شد يا كسى او را آزاد كرد دليل كند كه اگر بيمار بود شفا يابد و اگر وامدار بود وامش گذارده شود و اگر حج نكرده باشد بگذارد و اگر بنده بود آزاد شود و اگر گناهكار بود توبه كند و اگر غمگين بود شادمان شود و از غم فرج يابد و اگر عبوس بود خلاص يابد و على الجمله آزادى در خواب به غايت نيكو و پسنديده است.

آستانه كرمانى گويد آستانه بالايين در خواب كدخداى خانه بود و آستانه زيرين كدبانوى خانه و اگر ديد كه آستانه بالايين در او بيفتاد و خراب شددليل كند كه كدخداى خانه بميرد و اگر كدخداى خانه بيند كه آستانه زيرين خانه بيفتاد يا بسوخت دليل كند كه كدبانوى خانه بميرد ابن سيرين گويد اگر بيند كه خداوند آستانه زيرين با آستانه بالايين نو و بدل گردد دليل كند كه زن را طلاق دهد و زن ديگر بخواهد و اگر بيند كه آستانه بالايين را بكند دليل كه خود را هلاك كند و اگر ديد كه هر دو آستانه خويش را بكند و خراب گردد، دليل كند كه كدبانو و كدخدا هر دو هلاك گردند.

آسمان دانيال(عليه السلام) گويد كه اگر كسى خويش را در آسمان اول ديد دليل كند كه اجل وى نزديك آمده بود و اگر خود را بر آسمان سوم ديد دليل كند كه عز و اقبال اين جهانى يابد و اگر بر آسمان چهارم ديد دليل كه پادشاه را دوست و اقرب گردد و اگر بر آسمان پنجم بيند دليل كند كه هيبت و ترس و بيم و اگر بر آسمان ششم ديد دليل كند كه بخت و دولت نيكوئى يابد و اگر بيند كه بر آسمان نخستين برسد وليكن در را بسته ديد دليل كند كه كارهاى وى به سبب مردى بزرگ بسته شود و اگر بيند كه در آسمان نيارست نگاه كردن و سر را فرو افكنده بود دليل كند كه از ديدار مردى بزرگ جدا شود و اگر ديد كه فرشتگان از آسمان فرود آمدند و بر وى بگذشتند دليل كه درهاى علم و حكمت بر وى گشاده شود. ابن سيرين مىگويد اگر كسى خود را بر آسمان بيند دليل كه او را سفرى پيدا شود و در آن سفر او را مرتبت دنيا و عز حاصل شود و اگر بيند كه در پهناى آسمان مىپرد هم سفرى بود با نعمت و بركت و اگر بيند كه همچنان راست مىپريد تا به آسمان رسيد دليل كند كه مضرت و رنج بيند و اگر ديد كه به آسمان رفت بدان نيت كه به زمين باز نيايد دليل كند كه بزرگى و پادشاهى يابد و كارى بزرگ طلب كند و بيابد و اگر بيند كه از آسمان بانگ و ندا مىشنود دليل كند بر خبر و سلامت و اگر بيند كه مرغى از آسمان با وى سخن مىگفت دليلى بود كه شادمان گردد كرمانى گويد اگر بيند كه او در آسمان بنياديست چنانكه مردمان را در زمين بنياد بود دليل كه اجلش نزديك بود و اگر ديد كه بنياد او چون بنياد از خشت و گل وگچ و آجرها دليل بود كه خداوند خواب در دنيا مغرور شود و اگر ديد كه از آسمان انگبين مىباريد دليل كه مردمان را خير و نعمت و غنيمت بود و اگر ديد كه از آسمان ريگ يا خاك مىباريد و اگر اندك باريد دليل كند كه نيك بود و اگر بسيار دليل آن بد بود و اگر ديد كه از آسمان كژدم يا مار يا سنگ مىباريد دليل بود بر عذاب خداى عزوجل اندر آن ديار و اگر ديد كه خود را از آسمان فرو آويخت دليل كند كه كار او بلند گردد، جابر مغربى گويد اگر ديد كه بر بالاى هفتم آسمان رفت به جائى كه وهم آنجا نگنجد و فرو نيايد دليل كند كه اجل او نزديك آمده بود و خاتمت كردارش پسنديده بود و اگر خداوند خواب مستور بود و مصلح و بيند كه در آنجا فرود آمد دليل كه در راه از دين زاهدگردد و اگر خداوند خواب مصلح و مستور نباشد دليل بود كه توبه كند يا هلاك گردد و اگر بيند كه از آسمان بر زمين آمد دليل كند كه از رنج و بيمارى به سرحد هلاك رسد و بعد از آن شفا يابد و اگر بيند كه در ميان آسمان و زمين بنيادى بود چون قبه با كوشكى كه نه از سنگ و آجر بود دليل بود كه خداوند خواب در امل و عَمَل مغرور گشته بود و اگر بيند كه درهاى آسمان گشاده شدند دليل كند كه دعا در آن سال مستجاب شود و باران بسيار بارد و آبها فراوان بود قوله تعالى: ففتحنا ابواب الاسماء بماء منهمر و فجر نيا الارض عيوناقالتفى الماء على امر قد قدر و اگر بيند كه در آسمان درى از بهر وى يا از بهر مردم آن ديار گشاده كردند دليل كند بر خير و نعمت مردمان آن ديار خاصه كه با گشادن در اثر خير ظاهر شود و اگر بيند كه آسمان بيفتاد دليل است كه ايزد تعالى با وى به خشم بود امام جعفر صادق(عليه السلام) مىفرمايد اگر بيند كه آسمان بگونه سبز بود دليل بود كه در آن ديار خير و صلاح و ايمنى بود و اگر بيند كه به گونه سفيد بود دليل كه در آن موضع رنج و بيمارى بود و اگر بيند كه آسمان سرخ بود دليل بود كه در آن ديار جنگ و خون ريختن است و اگر بيند كه آسمان سياه بود دليل كه در آن ديار بلا و فتنهاى عظيم بود و اگر بيند كه آسمان روشنتر از آن بود كه بود دليل كند كه او را حقتعالى روشنائى تمام در دين حاصل گردد و اگر بيند كه برابر او درِ آسمان گشاده شد دليل است در خير و روزى براى او گشاده شود و عالم و حكيم شود و از وى روزى بسيار به مردم رسد و اگر بيند كه در آسمان علامتهاى سرخ بود به كردار عمودها دليل كند كه پارسا آن موضع را علامت و نصرت بود و اگر بيند كه آسمان را همىپرستيد دليل كند كه بىدين و گمراه گردد اسمعيل اشعث گويد اگر كسى بيند كه از آسمان سنگ چون باران مىآيد دليل كند كه بلاى سختى و عذاب با اهل آن موضع رسد قوله تعالى: و امطرنا عليهم حجاره من سجيل و اگر بيند كه از آسمان گندم و جو مىباريد دليل كند كه اندر آن ديار نعمتهاى الوان بىقياس بود و خلق را ايمنى و كسب و معيشت بود.

آستان ابن سيرين مىگويد اگر بيند كه آستان خانه وى بلند گرديد كند كه بر قدر آن مال و نعمت يابد و شرف و منزلت و اگر بيند كه آستانه خانه او بيفتاد دليل كه از شرف و منزلت بيفتد و نزد مردمان خوار گردد و اگر بيند كه از آستانه خانه وى آب صافى چون باران همىباريد دليل كه به قدر آن مال و نعمت باشد و اگر بيند كه از آستانه خانه او مار و كژدم همىافتاد دليل كه از پادشاه يا از بزرگى او را غم و اندوه رسد كرمانى مىگويد كه اگر بيند كه آستانه خانه بر وى بيفتاد و در زير آن گرفتار گرديد دليل كند كه او را بيم و هلاك بود قوله تعالى: عليهم السقف من فوقهم و اگر بيند كه آستانه خانه او به رنگهاى ملون و منقش بود دليل كند كه به زينت و آرايش دنيا مشغول گرديد.

آسياب دانيال(عليه السلام) گويد اگر بيند كه در آسياب غله وارد همىكرد دليل كند كه از خداوند آسياب بدو خير و منفت رسد اگر بيند كه آسياب بشكست و از كار بيفتاد دليل كند كه خداوند آسياب هلاك گردد و اگر بيند كه سنگ آسياب بشكافت يا خللى در وى پديد آمد دليل كه در معيشت خداوند آسياب سستى و خللى پديد آيد اگر بيند كه سنگ آسياب را كسى بدزديد دليل كند كه خداوند آسياب را منفعت و مضرت شود ابن سيرين مىگويد كه ديدن آسياب به خواب جنگ و خصومت بود اگر كسى خود را در آسياب بيند دليل كند كه او را با كسى جنگ و خصومت افتد و اما اگر داند كه آسياب مُلك او بود آسيابتر بود و اگر در آسياب غله نداشت ليكن نگاه مىكرد كه آسياب چگونه مىگردد دليل كه به سفر شود و اگر بيند كه سنگ آسياب از مس يا برنج يا از آهن بود اين جمله دليل بر جنگ و كارزار بود و اگر بيند كه سنگ آسياب از آبگينه بود دليل كه خصومتش با زنان بود و اگر بيند كه آسياب سنگ و آهن بجاى غله آرد مىكرد دليل كند كه او را با كسى جنگ و خصومت سخت افتد و اگر بيند كه آسيا را به دست مىگردانيد دليل كند كه او را انبازى سخت دل بود و بواسطه او كارش بنظام باشد. حضرت صادق(عليه السلام)فرمايد كه آسياب در خواب ديدن بر پنج وجه بود اول پادشاه، دوم رئيس، سوم توانگرى، چهارم مرد دلير، پنجم خوانسالار پادشاه و ديدن جايگاه آسيا جاى رئيس بزرگ بود و اگر بيند كه آسيا را همىخراب مىكرد دليل كه اندر آن چيزى كه به آسيا منسوب است خراب گردد.

آسيابان آسياب در خواب كسى بود كه روزى اهل خانه به سبب آن بود كه مىگردد و چيزى بدست مىآورد تا اهل آن خانه بدان تعيش كنند ابن سيرين گويد كه ديدن آسيابان در خواب به تاويل مردى بود كه مردم را در دست او روزى بود و چون آسياب جوان بود به تاويل نيكو باشد و اگر بيند كه آسيا به خر مىگرديد يا باشتر و آرد نيكو فرو مىآيد دليل بود كه آسيابان را دولت و اقبال بود و اگر بوقت گرديدن آسيابان بانگ سنگ آسيا مىشنود دليل كند كه كار وى قوى گردد.

بعدى

قبلى