فهرست قبلي

4 آيـا مـانع شدن از تدوين حديث سبب آن نشد كه دشمنان اهل بيت احاديث مناقب آنان را حذف نموده و دربـاره ديـگـران جـعل حديث نمايند؟ براى اينكه بيشتر به اين واقعيت پى ببريد مراجعه كنيد به جلد اول تـفـسـيـر فـخـر رازى عالم بزرگ اهل سنت ذيل ((بسم اللّه )) كه چگونه به اين مساله پرداخته و مى گويد محدثين در اثر ترس از معاويه از نقل فضايل و سنت علوى هراس داشتند و نمى توانستند نقل نمايند!.
5 اگر اهل سنت ادعا مى كنند كه بايد از سنت نبوى پيروى شود چرا از امامان اهل بيت بويژه امام صادق (ع ) در كـتـابهاى روايى خود روايت نكرده اند, در صورتى كه از خوارج و نواصب و امويها روايت كرده اند؟ مانند روايت بخارى در كتاب صحيح خود از يكى از خوارج به نام عمران بن خطان ((23)) .
6 چرا بيشترين روايات خود را از ابوهريره گرفته اند؟ تعداد رواياتى كه از ابوهريره نقل كرده اند 5374 عدد است درصورتى كه ابوهريره در دو سال آخر حيات پيامبر(ص ) مسلمان شد و پيش از مدتى اندك همراه آن حـضـرت نـبود اما ازحضرت على (ع ) كه از كودكى تا لحظه وفات پيامبر(ص ) همراه آن حضرت بوده است تنها تعداد 537 حديث نقل شده است ؟.
حـضـرت على (ع ) در پنج سال حكومت خودش بهترين خطبه ها و سخنرانيها را داشته و به تبيين و تفسير اسلام و سنت نبوى پرداخته اما در صحيح بخارى و مسلم اثرى از آنها ديده نمى شود!.
7 مـگـر پـيامبر(ص ) نفرمود: ((انا مدينة العلم و على بابها)) و يا ((انا دارالحكمة و على بابها)) ((24)) و در جاى ديگر فرمودند: ((على مع الحق و الحق مع على )), آيا باز هم على (ع ) مظلوم نيست ؟.
8 آيـا عـلـى از مصاديق آيه تطهير و مباهله نيست ؟ آيا امام حسن و امام حسين و حضرت فاطمه زهرا(س ) مصداق آيات مذكور نيستند؟ ((25)) .
9 آيا معناى دوست داشتن اهل بيت پيامبر(ص ) اين است ؟ دوست داشتن از دو راه ثابت مى شود يكى اظهار آن در مـجامع علمى و اعتقاد به آنها و ديگر پيروى و تمسك به آنان در گفتار و كردار, ((ان تمسكتم بهما لـن تضلوا ابدا)), آيا مودت عترت واهل بيت تنها زبانى است و قلبى نيست ؟ يا معناى آن , همان چيزى است كه در حديث ثقلين آمده است يعنى در همه چيز به خاطر گمراه نشدن به آنها تمسك كردن يعنى به نظر آنها معتقد بودن و عمل كردن ؟.
10 آيـا صـحـيـح است مسلمانان به سوى كسانى سوق داده شوند كه عداوت و دشمنى اهل بيت را داشتند مانند معاويه ؟ آيااين روش به معناى جنگ با اهل بيت نيست ؟.
در قرآن پاداش بزرگ پيامبر(ص ) را مودت نزديكان و اهل بيت آن حضرت قرار داده است , آيا صحيح است ما در اثـراحاديث ساختگى , مردم را به سوى كسانى مانند معاويه فرا خوانيم كه نه تنها از گناه , خطا و مصون نـبـودنـد بلكه گناهان فراوانى از آنان صادر شده است كه مهمترين گناه , قيام در برابر امام بحق على بن ابيطالب مى باشد؟.
8ـ اهل سنت و پيدايش مذاهب .
شكى نيست كه در زمان پيامبر(ص ) و پس از ارتحال آن حضرت مذاهبى كه اكنون در بين اهل سنت وجود دارد نـبـوده اسـت بلكه از قرن سوم و چهارم به بعد مذاهب گوناگون اعتقادى و فقهى پديد آمد و در اثر عوامل گوناگون سياسى و مذهبى برخى از مذاهب به رسميت شناخته شد و برخى ديگر حذف گرديد.
1ـ چرا بعضى از مذاهب رسميت يافته و برخى رسميت ينافت ؟ به چه دليل بايد از مذهب ابوحنيفه يا مالك تبعيت نمود, اياقرآن فرموده يا سنت ؟ مگر آنان مجتهد نبودند؟ آيا نظر يك مجتهد براى مجتهد ديگر ارزش دارد؟.
2ـ آيا در عصر صحابه مذاهب اربعه وجود داشته يا صحابه هريك به نظر خود عمل كرده و مردم هر منطقه نيز به آنان مراجعه نموده و مسايل دينى خويش را فراگرفته اند؟.
تـفـاوت بسيار روشنى بين اهل سنت قرن دوم و سوم يعنى دوران بنى اميه , بنى عباس و در عصر عثمانيه مـيـان اهـل سـنت و عصرحاضر ديده مى شود خواه از ديدگاههاى فقهى يا اعتقادى كه با مطالعه تاريخ به خوبى روشن مى شود.
3ـ آيا آنچه در اثر فشار خلفاى ستمگر بنى اميه و بنى عباس و عثمانيه افزوده شده مى توان به عنوان سنت نبوى معرفى نمود؟.
4ـ آيـا آنـچـه گروههايى مانند سپاه صحابه و متعصبين از اهل سنت و وهابيت تبليغ مى نمايند و به خورد مـردم مـى دهـنـد مى توان اسلام ناب دانست ؟ آيا اهل سنت از سنت نبوى تبليغ مى كنند يا از سنت اموى و عثمانى ؟.
5ـ آيـا نـامى از مذاهب اهل سنت در زمان پيامبر اكرم (ص ) وجود داشته است ؟ تاريخ و روايات خلاف آن را ثابت مى كند زيرانام اهل سنت از عصر معاويه به بعد پيدايش يافته است ؟.
6ـ آيـا عـقايد اهل سنت نظير اطاعت از هر سلطان و خليفه , عقيده به جبر, عدالت همه صحابه , افضليت بر اساس خلافت ودهها مورد ديگر نتيجه حكومت معاويه و بنى اميه نيست ؟.
7ـ آيا تقليد از فردى كه چندين قرن پيش زندگى مى كرده صحيح است ؟.
8ـ چـرا هـر گـروه از مـذهـب خـاصى تقليد كنند كه 13 قرن پيش زندگى مى كردند و آنان هيچ گونه امـتـيـازى بـر فـقـها و بزرگان امروزنداشته اند؟ آيا در هر عصرى يك دانشمندان در ميان اهل سنت پيدا نمى شود كه با اجتهاد صحيح , اسلام را معرفى نموده ومردم را از تعصبات بيجا نجات بخشد و مسايل جديد و نو پديد را بر اساس قرآن و سنت اجتهاد نمايد, چنانكه فقهاى شيعه در هر عصرى از اين ويژگى برخوردار هـسـتـند؟ آيا صحيح است كه در مسايل اعتقادى از عالمى كه در قرن سوم و چهارم ديدگاهايى را عرضه كـرده تـقـلـيد نمود و در مسايل فقهى از عالم ديگر, در صورتى كه از ديدگاه علماى اهل سنت در اصول دين اجتهاد و يقين شرط است ؟ آيا علوم و افكار امروز مانند 13 قرن پيش است ؟ آيا نيازها و احتياجات جامعه اسلامى امروزمانند قرنهاى پيشين است ؟.
9ـ چـرا فـتواى شيخ محمود شلتوت از علماى بزرگ اهل سنت مصر و رييس دانشگاه الازهر مبنى بر جواز تـقليد و پيروى ازمذهب شيعه كه بر اساس قواعد علمى و فقهى نظر داده مورد بى توجهى قرار مى گيرد؟ آيا دليلى جز تعصبات مذهبى دارد؟مگر مذهب شيعه غير از مكتب اهل بيت است ؟ آيا براى تبعيت از مذهب شـيـعه دليلى غير از حديث ثقلين ـ ((انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى )) ـ لازم است ؟ اگر براى تبعيت از مذاهب اربعه اهل سنت دليلى نيست , حديث ثقلين بهترين دليل برپيروى و رسميت يافتن مذاهب شـيـعـه مى باشد اگر كتابهاى بزرگان شيعه مورد مطالعه قرار گيرد هرگز دروغها و افترائات به وجود نـمى آيد متاسفانه برخى از اهل سنت براى شناخت عقايد يك مذهب به گفته هاى ملاهاى خودشان بسنده مى نمايندآيا مى توان يك مكتب را از اين طريق شناخت و درباره اش قضاوت نمود؟.
9ـ اهل سنت و حادثه عاشوراى سال 61هق .
بـا تـوجـه به اينكه حسين بن على (ع ) فرزند عزيز فاطمه زهرا و نوه پيامبر اكرم (ص ) بوده و آن حضرت در روايـات فراوانى به دوستى و محبت ايشان تاكيد فرموده و با توجه به اينكه حسين بن على (ع ) پس از پدر و بـرادرشـان حـسـن بن على (ع ) افضل زمان خود به شمار مى آمده و همه مسلمانان آن عصر ايشان را قبول داشته اند و به خاطر عمل به دستورات قرآن و جدبزرگوارش كه توسط بنى اميه از بين رفته و ستم و فساد سـراسر جامعه اسلامى را فراگرفته بود قيام و انقلاب نمود تا از 23سال زحمت پيامبر بزرگ (ع ) نگهدارى نمايد از اين رو از تمام مسلمانان استمداد طلبيد و آنان را به وظيفه خود هشدار داد وفرمود: ((جدم رسول خدا فرمود: هركس سلطان ستمگر را ببيند كه حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام نمايد و عهد وپيمان الـهـى را نـقـض نمايد و بر عليه او قيام نكرده و سخن نگويد جايگاه او در قيامت با آن سلطان ستمگر يكى خواهد بود )) ((26)) اما در اين ميان گروه خاصى از مسلمانان و مؤمنان كوفه به آن حضرت لبيك گفته و از آن حضرت دعوت نموده و گفتند: ماحاضر نيستيم خلافت ستمگران بنى اميه را بپذيريم با توجه به آنكه اهل سنت جمعيت فراوانى را داشتند:.
1ـ چرا آنان به نداى امام حسين (ع ) لبيك نگفتند؟.
2ـ چـرا افـرادى مانند عبداللّه عمر و عبداللّه زبير و عبدالرحمن ابوبكر و دهها تن ديگر كه امام حسين را بر حـق و افـضل مى دانستند لبيك نگفتند و هر كدام در گوشه اى پنهان شدند؟ بلكه برخى از اين افراد مانند عـبـداللّه عمر مردم را به بيعت بايزيد دعوت مى كردند چنانكه در صحيح بخارى , ج 9, كتاب الفتن باب اذا قال عند قوم شيئا, روايت كرده كه عبداللّه بن عمرمردم را از گرويدن به امام منع نموده ودعوت به بيعت با يزيد مى كرده است در مسند احمد بن حنبل , ج 2, ص 48 از نافع نيزاين روايت آمده است .
3ـ تاريخ نشان مى دهد كه اهل سنت در جبهه امام نبودند اگر مى بودند نامى از آنان در زمره شهدا مى آمد آيا اهل سنت در جبهه مخالف امام حسين (ع ) بودند يعنى با يزيد بودند و يا منزوى و سكوت كرده بودند؟ در هر دو صورت بر خلاف دستور پيامبرو سنت آن حضرت عمل كردند و فرزند پيامبر(ص ) كه امام زمان آنان نـيـز بـود را يارى نكردند آيا حضور آنان در جبهه مقابل امام حسين و يا سكوت در برابر ستمگران به معناى رضايت و شركت در شهادت شهداى كربلا نيست ؟.
4ـ آيا حكومت يزيد ادامه حكومت خلفاى سه گانه نبود كه عمر و عثمان , معاويه را والى شام گذاشتند و با حـضـرت عـلـى (ع ) وامـام حـسـن (ع ) جنگيد و حكومت را در دست گرفت و سپس فرزندش را از طريق ولايتعهدى روى كار آورد؟.
10ـ انتقادها و سؤالات فقهى .
هر مذهبى داراى احكام خاص خود مى باشد كه ائمه مذاهب با اجتهاد خود به آن دست يافته اند اما در عين حـال در برخى موارد ديدگاها و نظراتى وجود دارد كه بدون دليل است و پيروان آنان بر آن اصرار ورزيده بـلـكه مخالفان خود را به خاطر عمل به قرآن و سنت مورد حمله قرار مى دهند؟ اينك به نمونه هايى از آنها مى پردازيم :.
1ـ در قرآن كريم تصريح فرموده كه : ((وامسحوا برؤوسكم و ارجلكم )), در وضو بايد سر و پاها را مسح كنيد؟ و ايـن جـمله مستقل است و مربوط به ((فاغسلوا وجوهكم و ايديكم )) نيست چرا اهل سنت بر خلاف اين آيه مى گويند: پاها را بشوييد؟!.
2ـ بـا تـوجـه به اينكه همه مذاهب دست بستن در نماز را واجب نمى دانند و برخى از مذاهب مانند مالكيه سـنـت هـم نـمـى دانـندچه دليلى وجود دارد كه عده اى بر آن اصرار مى ورزند و همواره دست را در نماز مى بندند؟.
3ـ تـاريـخ و روايـات نـشان مى دهد كه در زمان پيامبر اكرم (ص ) فرش وجود نداشته و مسجدالنبى بدون فـرش بـوده و مـسـلـمانان برزمين , ريگ و سنگ سجده مى كردند و جز در موارد ضرورت و عذر بر لباس سـجده نمى كردند و از سويى هيچ روايت ودليلى وجود ندارد كه پيامبر(ص ) فرموده باشد سجده بر فرش جايز است ! پس چرا اهل سنت به سجده بر فرش اصرار دارندبه گونه اى كه گويا سجده بر خاك كه حتى از ديـد روايـات خـودشـان بـهترين چيزى كه سجده بر آن مى شود كرد خاك و زمين است , جايز نيست ؟ و بر كسانى كه مقيداند تا بر خاك سجده نمايند و براى آسان شدن آن را تبديل به مهر كرده اند اشكال مى كنند؟.
آيـا سـجـده بر زمين , خاك و مهر جزو سنت پيامبر است يا سجده بر فرش ؟ اهل فكر و انديشه خود قضاوت نمايند.
4ـ يكى از ضروريات اسلام نمازهاى پنج گانه است به گونه اى كه انكار آن موجب كفر مى شود و هر يك از نـمازها داراى وقت مختص و وقت مشترك مى باشد از روايات شيعه و سنى استفاده مى شود كه پيامبر اكرم (ص ) نـمـازهاى پنج گانه را در اوقات مختلف خوانده اند گاهى نماز ظهر را اول زوال ظهر شرعى و گاه هنگامى كه سايه به اندازه شاخص مى رسيده همچنين درنمازهاى مغرب و عشا, در عين حال رواياتى وارد شـده كـه پـيامبر اكرم (ص ) گاهى بدون عذر و ضرورت در سه وقت جمع مى خواندند براى اينكه امت در تنگنا و حرج گرفتار نشوند ((27)) .
آيـا اصـرار بـر جـدا خواندن و جلوگيرى از جمع خواندن كه پيامبر(ص ) براى تعليم انجام داده اند خلافت سنت پيامبر به شمارنمى آيد؟.
آيـا ايـن كـار بر خلاف روح اسلام كه هرچه را حرجى و مشقت داشته باشد نفى كرده نيست , كه ((ما جعل عليكم فى الدين من حرج ))؟.
آيا نظر امام صادق (ع ) كه جمع خواندن نمازها را جايز دانسته و قرآن نيز جمع خواندن را ثابت مى كند مثل ((اقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق الليل )) نمى تواند دليل جمع خواندن باشد؟.
5ـ چرا در اذان ((حى على خيرالعمل )) گفته نمى شود و از سويى در اذان صبح ((الصلوة خير من النوم )) مى گويند؟ چه دليلى برمشروعيت و استمرار آن وجود دارد؟.
6ـ بـا تـوجـه به اينكه نماز ارزش فراوانى دارد, بويژه نماز جماعت و هرچه تقواى امام جماعت بيشتر باشد اقتداى به او ارزش بيشترى دارد و امام جماعت قرائت نماز ماموم را به عهده گرفته و مسلمانان به او اقتدا مـى كـنـنـد آيا اگر او فاسق باشد و هرگناهى را مرتكب شود صلاحيت دارد كه به او اقتدا شود؟ پس چرا اهل سنت اقتداى به هر امام جماعتى را جايز مى دانند؟.
7ـ يـكـى از مـسلمات بين مسلمانان آن است كه نمازهاى واجب را با جماعت مى توان خواند, سيره پيامبر اكـرم (ص ) و بـسـيارى از صحابه اين بوده و نمازهاى مستحبى را به جماعت اجازه نداده اند خليفه دوم در عـين اين كه به اين مساله باور داشته است بدعت جماعت را در نمازهاى تروايج بين مسلمانان پديد آورد و اكـنـون اهـل سنت حتى كسانى كه نمازهاى واجب رانمى خوانند در نمازهاى تراويج بايد شركت نمايند در اينجا دو بدعت است :.
الف جماعت خواندن نمازهاى مستحبى ,.
ب اصرار بر آن , به گونه اى كه بحد واجب رسيده است .
آيا صحيح است كه با برخى از مسايل به گونه اى عمل شود كه شبهه وجوب در اذهان , به وجود بيايد؟.
8 ـ هـمـان طور كه ازدواج مورد تاكيد اسلام قرار رفته و براى خوب انجام شدن آن احكام و ويژگيهايى را بـيـان فرموده در طلاق نيز چنين است يكى از احكام طلاق آن است كه طلاق به اجبار و اكراه مرد صحيح نيست و بايد در هنگام اجراى صيغه طلاق هيچگونه اكراهى نباشد و علاوه بر آن دو شاهد بايد حضور داشته بـاشـنـد و اگر كسى سه مرتبه با شرايط در سه جلسه طلاق بدهد و مراجعه نمايد در مرتبه سوم نمى تواند رجـوع كند مگر در صورتى كه محلل بگيرد اما اهل سنت حنفى مذهب مى گويند: در حال اكراه و ناراحتى اگـر طـلاق بدهد واقع مى شود و همچنين اگر كسى در يك جلسه سه مرتبه صيغه طلاق راجارى نمايد سه طلاق به شمار مى آيد و نياز به محلل دارد.
آيـا ايـن فـتـوا مـوجـب حرج و سختى نيست در حالى كه قرآن مى فرمايد: ((ما جعل عليكم فى الدين من حرج )), خداوند در دين براى شما حرج و سختى قرار نداده است .
الـبـتـه نـقـدها و سؤالات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه جمع آورى آن نياز به كتاب مستقلى دارد ولى جستجوگران و اهل مطالعه و انديشه را اين مختصر كفايت است .