• تاريخ: يکشنبه 1 خرداد 1390

سلیمان بن عبدالملک


           

سلیمان بن عبدالملک بن مروان بن حکم بن ابی العاص بن امیة بن عبدشمس

 

  سلیمان پسر دوم عبدالملک در سال 54هجری در مدینه متولد شد. سلیمان بن عبدالملک در صحرا و نزد اقوام مادرش بنی عبس پرورش یافت. درزمان خلافتش زندان هایی را که حجّاج آن ها را پرکرده بود، تعطیل کرد و روش حکومت بی رحمانۀ اموی را تا حدودی تغییرداد. به همین خاطر او را به عدل و انصاف و خیر متصّف کرده اند. در زمان سلیمان، موتور فتوحات اسلامی رو به خاموشی گرایید و فقط نواحی جرجان(گرگان) به دست مسلمین فتح شد. البته لشگرکشی ها در اندلس و قسطنطنیه پی گرفته شد اما نتیجۀ چندانی نداشت؛ و یا حداقل، نسبت به دوران اوج فتوحات اسلامی آن چنان مهم نبود.

 

  سلیمان بن عبدالملک در زمان برادرش ولید حاکم فلسطین بود وبه عنوان یک مشاوری باهوش به برادرش خدمت کرد. اما در اواخر عمرِ ولیدبن عبدالملک، روابط این دو برادر به تیرگی گرائید چراکه ولید سعی کرد سلیمان را از ولایت عهدی برکنار کند اما اجل به او مهلت این کار را نداد. در پیِ این حادثه، وقتی سلیمان به خلافت رسید سعی کرد از کسانی که ولید را در این راه حمایت می کردند انتقام بگیرد.

 

سلیمان بن عبدالملک و تغییرات در کابینۀ خلافت

 

  طرز تفکر اطرافیان سلیمان بن عبدالملک با اطرافیان ولید تفاوت داشت و شاید این امر، ناشی از اختلاف فکری سلیمان و ولید بود. سلیمان از افرادی همچون حجّاج و مریدانش و موسی بن نصیر کینه داشت. و اکنون وقت انتقام گیری بود. حجّاج، قتیبه بن مسلم و محمد بن قاسم، ولید را در برکناری سلیمان از ولایت عهدی حمایت کردند. اما موسی بن نصیر قضیۀ دیگری داشت. موسی بن نصیر وقتی از اندلس با کشتی به شام رسید، ولید بن عبدالملک به سختی مریض بود و سلیمان از موسی بن نصیر خواست تا رفتن به پایتخت را کمی به تاخیر بیندازد. منظور سلیمان این بود که تا زمان مرگ ولید و خلافت خودش، موسی نزد خلیفه نرود اما موسی بن نصیر به این درخواست سلیمان عمل نکرد و در اواخر عمر ولید به دمشق رفت.

 

  به همین خاطر وقتی سلیمان به خلافت رسید به شدت با موسی بن نصیر برخورد و او را تنبیه کرد اما با شفاعت عمربن عبدالعزیز او را بخشید و به عنوان مشاور خودش برگزید و موسی بن نصیر در سال 97هجری در مدینه یا وادی القری در سن هشتاد و چند سالگی در گذشت.[1]

 

عاقبت اطرافیان حجّاج

 

  حجّاج مدتی قبل از ولید بن عبدالملک بر اثر مریضی درگذشت. گویا او از اطرافیانش خوش شانس تر بود که تا خلافت سلیمان زنده نماند. سلیمان یکی از دشمنان دیرینۀ حجاج، یعنی یزید بن مهلّب را حاکم عراق کرد و به او دستور داد به روشِ سیاسی حجّاج در عراق پایان دهد. به دستور سلیمان بن عبدالملک زندانهایی که حجاج برپا کرده بود تعطیل شد و زندانیان آزاد شدند و در لشگر اسلام به کارگرفته شدند. همچنین یزید بن مهلّب دستور داد تا هر کس از اطرافیان و بستگان حجاج را یافتند بکشند به خصوص طایفۀ بنی عقیل که از بستگان نزدیک حجاج بودند.[2] محمدبن قاسم، داماد حجاج و فاتح سرزمین سند توسط صالح بن عبدالرحمان عامل خراج عراق دستگیر وکشته شد.

 

  قتیبة بن مسلم باهلی یکی از سرادران بزرگ حجاج و فاتح پرآوازۀ اسلامی بود. او ابتدا به سلیمان نامه نوشت تا بتواند سلیمان را راضی کند اما در دل امیدی نداشت. روایات حاکی از این است که قتیبه سه نامۀ جداگانه برای سلیمان بن عبدالملک نوشت و آن سه نامه را به پیک داد و به او گفت اگر سلیمان نامۀ اول را خواند ونظرش راجع به من عوض شد، دونامۀ دیگر را از او مخفی نگه دار اما اگر نامه را خواند و آن را به یزید بن مهلّب داد نامۀ دوم را او بده و سپس نامۀ سوم را. وقتی سلیمان نامۀ اول و دوم را خواند آن ها را با بی اعتنایی به یزید بن مهلب داد اما وقتی نامۀ سوم را خواند رنگش عوض شد و سرانجام راضی شد تا قتیبه را در مقام خود ابقاء کند.

 

  قتیبه در نامۀ اول از خدمات خود و عظمت و جذبه اش در خراسان، برای سلیمان نوشته بود واز او خواسته بود تا او را در این مقام ابقاء کند. در نامۀ دوم از یزید بن مهلّب بدگویی کرده بود و او را مناسب حکومت عراق و ایران نمی دانست. اما در نامۀ سوم سلیمان را تهدید کرد که اگر من را برکنار کنی، برتو قیام می کنم و با لشگریانم راه شام را در پیش می گیرم. با این حال قتیبه کار خود را تمام شده می پنداشت لذا قبل ازاین که پیک از شام برگردد بر خیلفه شورش کرد و قبایل عربِ ساکنِ خراسان، او و بسیاری از قبیله اش را کشتند و سرش را برای سلیمان به دمشق فرستادند.

 

  سلیمان بن عبدالملک حکّام مدینه و مکه را هم عزل کرد تا تغییرات ساختاری، در بدنۀ حکومت کامل شود و به این ترتیب حکومت، شکل جدیدی به خود گرفت و افراد جدیدی روی کار آمدند که می توان به اشخاصی همچون عمربن عبدالعزیز، رجاء بن حیوة و یزید بن مهلّب اشاره کرد.

 

فتوحات در زمان سلیمان بن عبدالملک

 

  در زمان سلیمان بن عبدالملک فتوحات اسلامی با رکود جدّی مواجه شدند و شاید بتوانیم بگوییم که دورۀ خلافت سلیمان بن عبدالملک آغازی بود بر پایان فتوحات اسلامی، درواقع در تاریخ اسلام دیگر شاهد فتوحات گسترده نخواهیم بود.

 

  در زمان سلیمان بن عبدالملک در شرق سرزمین جرجان(گرگان) به دست یزید بن مهلبب فتح شد. یزید بن مهلّب به طربستان هم حمله کرد اما نتوانست بر حاکم طبرستان به نام «سپهبد» پیروز شود و در نتیجه با او مصالحه کرد.

 

  در غرب و در سرزمین اندلس فتوحات توسط عبدالعزیز پسر موسی بن نصیر پیگیری شد و نواحی باقیماندۀ اسپانیا بدست مسلمین افتاد. اما محاصرۀ قسطنطنیه یکی از مهمترین حوادث حکومت سلیمان بن عبدالملک را رقم زد:

 

محاصرۀ قسطنطنیه

 

محاصرۀ قسطنطنیه از مهمترین حوادث دوران خلافت سلیمان بن عبدالملک بود. سلیمان برادرش مَسلمة را مأمور این کار کرد. سلیمان در دابق پایگاه نظامی تشکیل داد و با خود عهد کرد تا زمانی که قسطنطنیه فتح نشود، از دابق به دمشق نرود [3] علی الجمله  مسلمة بن عبدالملک یکی از کارآزموده ترین سرداران اسلام بود و پیش از این نیز تجربۀ حمله به روم را داشت. برخی از مورخین معتقدند او شایستۀ خلافت بود در حالی که هیچ گاه به این مقام نرسید. به هر حال مسلمه با 180 هزار نفر به سمت روم لشگر کشید و ناوگان دریایی مسلمین هم از سمت دریا به قصد روم حرکت کردند.

 

  مسلمه با سپاه خود تا عمق سرزمین روم پیش رفت. یکی از فرماندهان روم به نام الیون یا لیوی سوم با مسلمه مذاکره کرد و با او هم پیمان شد تا قسطنطنیّه را فتح کند به شرطی که مسلمه او را در رسیدن به پادشاهی کمک کند. به هرحال مسلمة تا پای دیوارهای قسطنطنیّه پیش رفت و از سمت دریا هم ناوگان دریایی مسلمانان، قسطنطنیه را محاصره کردند.

 

  در این هنگام مردم قسطنطنیه الیون را نزد خود فراخواندند و به او گفتند: اگر بتوانی ما را از شرّ مسلمانان حفظ کنی، تو را به پادشاهی قبول می کنیم . الیون یا همان لیوی سوم، حیله ای اندیشید و تمام آذوقۀ مسلمانان را از آنها گرفت. لیوی سوم جریان را به مسلمه خبر داد و به اوگفت: برای این که مردم قسطنطنیه حرف من را باورکنند و بدانند که من با تو هم پیمان هستم، مقداری آذوقه برای من بفرست تا مردم را سیر کنم و کار را برای تو آسان. مسلمه هم چنین کرد و تمام آذوقه را به لیوی سوم داد اما لیوی سوم پس از تحویل گرفتن آذوقه نقض پیمان کرد و به مسلمة اعلام جنگ نمود.[4]

 

  کار بر مسلمانان بسیار سخت شد اما آن ها دست از محاصره برنداشتند. به تدریج شرایط به گونه ای پیش رفت که رومیان غالب شدند. لیوی سوم توانست ناوگان دریایی مسلمانان را فلج کند او در این کار از نیروهای بلغاری کمک گرفت و همچنین خدمۀ کشتی های اسلامی را که اکثراً مسیحی بودند به خیانت و شورش، تشویق کرد وبه این ترتیب وضع مسلمین بیش از پیش آشفته شد.

 

  محاصرۀ قسطنطنیه تا زمان خلافت عمربن عبدالعزیز ادامه داشت. تا این که عمربن عبدالعزیز به مسلمه دستور عقب نشینی داد. مسلمه در سال 99 هجری تصمیم گرفت باقیماندۀ سپاه را بوسیلۀ کشتی به عقب منتقل کند اما در ارخبیل دچار طوفان شد و رومی ها نیز به آن ها حمله کردند و فقط ده کشتی توانستند از آن جنگ به عقب برگردند.

 

مرگ سلیمان بن عبدالملک

 

  سلیمان بن عبدالملک دو سال و هفت ماه حکومت کرد و در دهم صفر سال 99 هجری(717.م) در شهر دابق درگذشت او قبل از مرگش عمر بن عبدالعزیز و بعد از او یزید بن عبدالملک را به عنوان خلیفه معرفی کرد.

 


[1] ابن قتیبة،الامامة و السیاسة،ج2،ص98

[2] ابن اثیر،الکامل فی التاریخ،ج5،ص98

[3] طبری،تاریخ الرسل و الملوک،ج6،ص 535

[4] طبری،تاریخ الرسل و الملوک،ج 6،ص 531

 

منبع: http://www.tarikheslam.com

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved