• تاريخ: چهار شنبه 12 خرداد 1389

قاعده لطف و امامت امام غايب


           

آيا قاعده لطف مستفاد از احاديث و روايات اهل بيت (عليهم‌السلام )است يا از ارتباط شيعه با معتزله اين قاعده در كلام شيعه پيدا شده است؟ و نحوة تطبيق اين قاعده با وجود امام غايب با چه بياني است؟


پاسخ
:از آن جا كه دربارة اصل امامت شيعه ادله زيادي به غير از قاعده لطف در دست دارد با وجود آن دلائل اگر به قاعده لطف هم تمسك شود اين كار به منظور تاييد ادله است.

اما ارتباط شيعه با معتزله كه گاهي در مقابل اشاعره به آن‌ها عدليه گفته مي‌شود بايد معلوم باشد كه معتزله ـ فرقه‌اي است از اشاعره كه بعد از شيعه پيدا شده است منشعب شده است ـ گرچه با شيعه در بعضي از عقايد و مسائل كلامي موافقت كردند ولي اين دليل بر تأثير آن‌ها در مذهب شيعه نيست بلكه به عكس اين دليل بر تأثير پذيري آن‌ها از عقايد شيعه است چون اشاعره فرقه‌اي هستند كه بعدها پيدا شده‌اند بعلاوه همان‌طور كه گفته شد عقايد شيعه همه از عقل و قرآن مجيد و احاديث اهل بيت عليهم‌السلامعترت گرفته شده است  قاعده لطف نيز از خود شيعه و برگرفته از همان مأخذ و مصادر است .


در حديث است كه جابر، فايده وجود امام غايب و چگونگي استفاده از وجود او را در زمان غيبت از رسول خدا (صلّي الله عليه وآله وسلّم )سؤال كرد حضرت در جواب فرمودند:

"أي والّذي بعثني بالنبوّة ! انهم ينتفعون به و يستضيئون بنور ولايته في غيبته كانتفاع النّاس بالشّمس و ان جللها السّحاب". 1

"آري! قسم به كسي كه مرا به پيامبري برانگيخت مردم از او بهره مي‌برند و از نور ولايتش در زمان غيبت او كسب روشنايي مي‌كنند همان گونه كه از خورشيد در پشت ابر بهره مي‌برند".


نفي كلّي لطف بودن وجود امام غايب از شخص عاقل كه از امور غيبي بي‌اطلاع است صحيح نيست پس از ثبوت اصل امامت و غيبت او يقين به وجود لطف و ترتّب فايده بر وجود او حتمي است زيرا نصب امامي كه مكلف به غيبت باشد اگر لطف به بندگان نباشد لغو و بي‌فايده است و خداوند از كار لغو و بي‌فايده منزّه است. پس نصب امام غايب از سوي خدا قطعاً  لطف است.


بلي اگر بخواهيم با قاعده لطف هم لزوم نصب امام و هم امامت شخص غايب را ثابت كنيم اين اشكال پيش مي‌آيد كه بايد اول لطف بودن امام غايب معلوم باشد وگرنه با جهل به لطف بودن آن، امامت او ثابت نخواهد شد. در حالي كه با قاعده لطف لزوم نصب امام را ثابت مي‌نماييم و با دلايل محكم ديگر امامت امام غايب را، و با انضمام اين دو دليل به اين مطلب كه از خداكاري كه عبث باشد صادر نمي‌شود لطف بودن امامت امام غايب ثابت مي‌شود و سخن محقق طوسي كه مي‌فرمايد: «وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منّا» مبتني بر اين اصل است كه وجود امام مطلقاً‌ لطف است،‌خواه در ظاهر باشد يا غايب شود. و اين يك اصلي است كه بر حسب فرمايش حضرت اميرالمؤمنين( عليه‌السلام )كه مي‌فرمايند:

"لئلاً تبطل حجج الله وبيّناته". 2

"حجت‌ها و نشانه‌هاي خدا با وجود امام ، چه ظاهر باشد يا پنهان، حفظ مي‌شود ـ ثابت شده است."


شايان ذكر است كه اگر اشكال نبود لطف نسبت به امام غايب وارد باشد نسبت به امامي كه غايب نيست ولي متمكن از تصرف در امور هم نمي‌باشد جاري است و امامت او نيز به همان علتي كه امامت امام غايب ، بدون لطف محسوب مي‌شود بي‌لطف خواهد بود. در حالي كه در امام حاضري كه قادر به تصرف در شئون و اعمال مربوط به امامت نيست، اين اشكال مطرح نشده است. همان گونه كه در مورد پيامبري كه در اثر شرائطي متمكن از هدايت نباشد يا هدايت‌هايش مؤثر واقع نشود و يا در مورد پيامبري كه بعثت‌اش عمومي باشد ولي معاندان و مخالفان مانع از رسيدن دعوتش به همگان شوند اين اشكال نشده و لطف بودن اصل رسالت او مورد انكار قرار نمي‌گيرد.


ممكن است به همين بيان  دليل عقلي بر امامت امام غايب (عليه‌السلام )اقامه نمود كه نصب امام و تعيين او از جانب خدا لطف است و لطف هم بر خدا واجب است. بنابر اين خداوند بعد از حضرت امام حسن عسكري عليه‌‌السلام شخصي را به امامت منصوب كرده است و آن غير از امام غايب فرزند او نخواهد بود. چون ديگران كه ادعا امامت كرده‌اند عدم صلاحيّت و بطلان ادعايشان ثابت شده در حال حاضر هم كسي چنين ادعايي ندارد. پس يا خدا از لطف نسبت به بندگان خود در عصر غيبت دريغ نموده كه اين خلاف حكمت حقّ است و يا اين كه از باب لطف تعيين امام نموده است كه در اين  صورت او غير از امام دوازدهم كس ديگري نيست.

 

----------------------------------

 

پی نوشت ها:

 

1 ـ  الزام الناصب ، ج 1، ص 429.
2ـ بحار الانوار، ج 1، ص 188.

 

-----------------------------------

 

منبع:کتاب گفتمان مهدویت،پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صافی گلپایگانی

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved