اسلام از منظر كشيش لبنانى
درحال بارگزاري
  • تاريخ: دوشنبه 13 تير 1390

اسلام از منظر كشيش لبنانى


           
عادل تئودور خورى، استاد دانشگاه‏هاى بزرگ اروپا، كشيش كاتوليك لبنانى، از برجسته‏ترين پژوهشگران علوم اديان مقايسه‏اى و از فعالان گفت‏وگو ميان اسلام و مسيحيت است. وى در سال 1930 در جنوب لبنان زاده شد. رشته فلسفه و الهيات را در دانشكده قديس پولس آغاز كرد. دكتراى دولت در ادبيات را از دانشگاه ليون فرانسه دريافت كرد از سال 1970 مدير دانشكده علوم اديان در دانشگاه مانستر آلمان است.

 از وى تاكنون بيش از 60 جلد كتاب منتشر شده است. و مهم‏ترين كار وى، ترجمه قرآن كريم به زبان آلمانى‏است كه امروزه، ترجمه برگزيده آلمانى زبان‏هاى مسلمان، مسيحيان و پژوهشگران است. وى در اين ترجمه، به مهم‏ترين تفسيرهاى مذاهب مختلف اسلامى، در طول تاريخ توجه داشته است. كتاب معانى قرآن او نيز در دوازده جلد به آلمانى منتشر شد. وى به تازگى كتاب تحليل موضوعات قرآن را به زبان آلمانى، در بيش از هفت صد صفحه منتشر كرده كه در آن شرح و توضيح آسان فهم و بى طرفانه‏اى از اسلام و مفاهيم آن آمده است.

 امروزه بسيارى از آلمانى‏ها و عموم اروپاييان براى آشنايى با اسلام و ژرف نگرى در ابعاد فكرى آن، كتاب‏هاى او را انتخاب مى‏كنند. جالب اين‏كه بسيارى از خوانندگان اروپايى كه آشنايى پيشين با او ندارند، در نگاه نخست او را در سيماى مبلغ و مبشراسلام مى‏بينند.

 اگر چه وى بر خلاف ادعاى برخى، از موضع تبليغ به معرفى اسلام نمى پردازد و براى اسلام بازارگرمى نمى‏كند و به ايمان دينى‏اش پاى‏بند است؛ اما كارى كه وى مى‏كند اين است كه بر اساس آن‏چه خود مسلمانان عرضه كرده‏اند، به معرفى اسلام مى‏پردازد؛ نه بيش از آن. اين كشيش لبنانى كاتوليك، در بسيارى موارد، بار ابطال اتهامات واهى عليه اسلام و پاسخ گويى به اشكالات را بر دوش كشيده است.

 رفتار عادل تئودور خورى، يادآور سخن بسيارى مسيحيان عرب است كه خود را داراى دين مسيحى و فرهنگ اسلامى مى‏دانند. كارى كه اين كشيش مى‏كند، مراجعه به متن اسلامى است و كارى به روزگار كنونى ندارد كه گروهى دين را ابزار خشونت و نفرت قرار داده‏اند. وى مى‏گويد اگر دين به صلح دعوت مى‏كند، ما بايد آن را با توجه به قرائن تاريخى‏اش بفهميم. در ميان مسيحيان، هم بوده‏اند ستيزه جويانى كه به روح مسيحيت توجه نداشته‏اند، چنان كه اكنون مسلمانانى را مى‏يابيم كه برخى آيات قرآن را دستاويز خود قرار مى‏دهند؛ بى آن‏كه به اسباب نزول توجه داشته باشند. عادل تئودور خورى به نقد رويكرد مشابه در يهوديت هم مى‏پردازد و مى‏گويد: برخى آيات در عهد قديم وجود دارد كه از خشونت سخن مى‏گويد و يهوديان راست‏گراى افراطى، اكنون مى‏خواهند آن را مو به مو، بر زمان ما تطبيق و اجرا كنند. اين كار خطاست و هر گونه خشونت‏ورزى بر مبناى دين نامقبول و بى‏اساس است.

از نگاه وى براى پرهيز از خشونت مبتنى بر اديان، راه گفت و گو وجود دارد و كسى كه وارد عرصه گفت‏وگو مى‏شود، بايد بتواند از خودى خود كنده شود و گذشته از گشودگى و آمادگى‏اش براى پذيرش طرف مقابل، به ايمان و دين خويش پاى‏بند باشد. اين التزام و پاى بندى به دين، به معناى دلبستگى كور به همه آن‏چه با سنت‏ها ارتباط دارد، نيست.

 وى بر آن است كه در جريان گفت‏وگو، در صورت رسيدن به نقطه اختلاف، لازم است نه تنها سخن طرف مقابل را درك كنيم، بلكه بايد بكوشيم تا بفهميم، او چرا به آن مسئله فكر مى‏كند و آن را بر زبان جارى مى‏كند؛ يعنى لازم است تا مسيرى را كه مؤمن ديگر، در رسيدن به باورهاى دينى خود پيموده است، بفهميم تا بتوانيم از راز موضعش سر در آوريم.

بر خلاف اندره مالرو، اديب بزرگ فرانسوى كه در دهه شصت قرن بيستم در پى يافتن پاسخى براى اين پرسش بود كه آيا قرن بيستم قرن بازگشت و نوخيزى دين خواهد بود يا خير، عادل تئودور خورى، نوخيزى اديان را چندان مهم نمى‏بيند، بلكه نوخيزى و نوزايى مطلوب را در توان اديان براى ارائه مجموعه‏اى از ارزش‏ها و معانى‏اى مى‏بيند كه به حيات بشرى ارزش، هدف و مقصد ببخشد.

 شاهد اين سخن آن است كه به تعبير وى، اديان در عين داشتن ريشه در منبعى ماورايى و متافيزيكى، مى‏توانند نقش منتقد و مصحح را در برابر انواع استبدادهاى دنيوى داشته باشند؛ مانند نقش تصحيحى و اصلاحى در برابر استبداد ايدئولوژى‏هايى كه با منع حقيقت‏جويى و آزادى در تحديد ابعاد وضع كنونى مى‏كوشند يا در تلاش براى تحقق آرزوها و خيالات آينده‏اشان وضع كنونى را آشفته و پريشان مى‏كنند.

عادل تئودورخورى در مقدمه كتاب خود "الاسلام فى عقيدته و نظامه" مى‏نويسد: جهان امروز با عوامل علمى، فنى و اقتصادى مختلف چنان به هم پيوند خورده كه مى‏كوشد، همه ملت‏ها را در دايره فرهنگى و تمدنى گرد هم آورد. پديده جهانى شدن در همه حوزه‏ها، هم مسلمانان و هم مسيحيان را در برگرفته است و آنان را به وظيفه‏اى كه براى تأثيرگذارى بر مسير جهانى شدن بر عهده دارند تا جهانى شدن را از انحصار اقتصاد بيرون كشند، هشدار مى‏دهد. مسيحيان و مسلمانان در اين مسير مسئوليت مشترك دارند، زيرا پيوندهاى قرابت آنان را به يكديگر متصل كرده است. من در اين كتاب كه به معرفى‏آموزه‏هاى عقيدتى دين اسلام مى‏پردازد، در پى نگاه واقع بينانه به اين دين، بر اساس احترام و اعتمادى كه به غناى عقيدتى و معنوى آن قائل هستم، بوده‏ام. باشد كه با اين كار شناخت دقيق‏ترى به دست داده باشم و زمينه گفت‏وگو در عرصه‏اى بازتر را فراهم آورده باشم.

 تئودور خورى در مقاله "مسلمانان و مسيحيان؛ مسئوليت مشترك در برابر كلام خدا" مى‏گويد: در مقابل اكثريت مسلمانان كه گفت‏وگو با اديان ديگر را امرى مستحب و غير واجب مى‏دانند اقليتى به ويژه از ميان روشنفكران و تحصيل‏كردگان هستند كه بدون هيچ تحفظى از گفت‏وگو و همكارى ميان مسلمانان و مسيحيان پشتيبانى مى‏كنند. قدرت امروزه اسلام، آن را در نظر اينان، توانا بر سعى در جهت همكارى مشترك با مسيحيان قرار مى‏دهد تا همگى به اقتضاى شهادتشان در برابر خدا عمل كنند و به خدا ايمان داشته باشند و با هم براى حل مشكلات عصر تلاش كنند. در ميان مسيحيان نيز شمار طرفداران گفت‏وگو رو به افزايش است و براى نمونه مجمع دوم واتيكان به صراحت اعلام كرد: تدبير نجات (خلاص) هم چنين شامل كسانى مى‏شود كه به آفريدگار ايمان دارند و نخستين‏شان، مسلمانان هستند كه اعلان مى‏كنند به ابراهيم ايمان دارند و همراه ما الله يكتاى رحمن و رحيم را مى‏پرستند كه به حساب انسان‏ها در روز قيامت رسيدگى مى‏كند... كليسا هم چنين مسلمانان را ارج مى‏نهد كه خداى واحد را مى‏پرستند و با تمام جان خويش در جهت تسليم به احكام خدا تلاش مى‏كنند، اگر چه اهداف آن پنهان است... آنان خدا را خصوصاً با نماز و روزه و زكات عبادت مى‏كنند و اگر در گذشته منازعات و عداوت‏هاى زيادى ميان مسيحيان و مسلمانان در گرفته است، اين مجمع همه آنان را به فراموشى گذشته و تلاش صادقانه براى تفاهم با يكديگر فرامى‏خواند".


منبع: پگاه حوزه
 
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved